عطاران کارگردان، عطاران مولف
یادداشت

عطاران کارگردان، عطاران مولف

نویسنده :

 اولین فیلم: خوابم می‌آد (1390)

 کم مخاطب‌ترین فیلم: دراکولا (1394)

 تقدیر شده: خوابم می‌آد (1390) 

 متفاوت‌ترین: رد کارپت (1392)

رضا عطاران در بازیگری راهی را می‌رود که مخاطب دوست دارد و خودش هم بارها در مصاحبه‌ها گفته است که دنبال کار عجیبی کردن نیست و مردم در خیابان از او می‌خواهند که کار طنز بازی کند و او هم دوست دارد در مسیری باشد که مردم از او انتظار دارند. اما قصه عطاران کارگردان کاملا متفاوت است. عطاران کارگردان فیلم‌هایی نمی‌سازد که معمولا خودش در مقام بازیگر می‌سازد و در 3 فیلمی که تا الان ساخته 3 تجربه جدید را ارایه داده که خیلی وقت‌ها با ذائقه مخاطب عام جور نبوده و در گیشه هم چندان پر مخاطب نبوده است. عطاران در «رد کارپت» و «دراکولا» فیلم‌نامه را خودش نوشته و در «خوابم می‌آد» هم فیلم‌نامه را بازنویسی کرده و در هر سه هم خودش هم بازی کرده است. یعنی فیلم‌ها کاملا عطارانی‌اند و عطاران مولف این سه اثر است و ویژگی‌هایی از شخصیت خود او را در آن می‌بینیم. هر سه فیلم کمدی تلخی دارند و از شوخی‌های دم دستی و لحظه‌های بزن بکوبی در آن خبری نیست. او چند موتیف را در همه فیلم‌هایش دنبال کرده و بدون توجه به اینکه مخاطب چه چیزی می‌خواهد آن چیزی را می‌سازد که فکر می‌کند درست است.

 

باورش سخت است اما او می‌نویسد!

شما چند دقیقه به تصویر عطاران زل بزنید یا یکی از فیلم‌هایی که از حضور او بین مردم هست ببینید یا حتی چند سکانس از کارهایی که در فیلم‌ها می‌کند را با دقت نگاه کنید؛ آن چیزی که از مرد درون این تصویرها اتظار نمی‌رود این است که نویسنده باشد؛ آن هم نویسنده به این خوبی. اما عطاران فقط یک فرد با نمک با ظاهری سرخوش و خندان نیست که از فیلمی به فیلم دیگر ایفای نقش کند و مردم را بخنداند؛ عطاران مرد همه فن حریف و یک‌تنه سینمای ایران، کمدی را می‌شناسد و کمدی خاص خودش را هم خلق می‌کند؛ در فیلم‌هایش دغدغه دارد و حرف برای زدن، در «ردکارپت» یک سفرنامه عجیب می‌نویسد از یک عاشق سینما و در «خوابم می‌آد» سرخوشانه و با تیزهوشی موقعیت تلخ زندگی یک معلم را جوری تصویر می‌کند که تماشاچی از خنده روده بر می‌شود و در «دراکولا» زاویه نگاه خودش به اعتیاد را روشن می‌کند و به سمت تجربه ژانر جدید که در سینمای ما سابقه نداشته می‌رود. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
جارچی

جارچی 559

٩٧/٠٩/١٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و خاموشی چراغ

٩٧/٠٩/١٥
اینستادونی

اینستادونی 559

٩٧/٠٩/١٥
فتوچاپ

فتوچاپ 559

٩٧/٠٩/١٥
درباره «آستیگمات» دومین ساخته مجید رضا مصطفوی

تراکم خنده‌دار بدبختی

٩٧/٠٩/١٥
برای ابوالفضل زرویی نصرآباد که نوشته‌هایش را دوست می‌داشتم و جاده ناهموار طنز را برای نسل ما صاف کرد

اسطوره سبیلوی من

٩٧/٠٩/١٥
یادداشت

نگاهی کوتاه به زندگی و افتخارات اصغر فرهادی از ابتدا تا به امروز

٩٧/٠٩/١٥
یادداشت

بده بستون های سینمایی

٩٧/٠٩/١٥
چهره هفته

چهره هفته 559

٩٧/٠٩/١٥
پایان نامه

کتاب، چمبه، حمید هیراد!

٩٧/٠٩/١٥
شگرد

فالوورهایتان را بترکانید (قسمت دوم)

٩٧/٠٩/١٥
بیفور ویژه

زوج دیکتاتورِ جیمی

٩٧/٠٩/١٥
یک پرونده پر و پیمان درباره اصغر فرهادی و سبک فیلم‌سازی منحصر به ‌فردش که اسمش این هفته با انتشار همه می‌

سرِّ فرهادی

٩٧/٠٩/١٥
#توئیتری_ها

توئیتری ها 559

٩٧/٠٩/١٥
ناصرخان اکتور سینما

ببخشید شما؟

٩٧/٠٩/١٥
کدام کارگردان‌ها بیشترین شباهت را به فرهادی دارند؟

فرهادی‌بازها، فرهادی‌سازها، فرهادی شده‌ها!

٩٧/٠٩/١٥
هــمه چــیز درباره مهــم‌تــرین ارز ایــــن روزهــای دنــیــای تکــنولوژی

#ETHEREUM

٩٧/٠٩/١٥
دستپخت آخر آقای کارگردان، زیر ذره‌بین نقد

همه چیز درباره دانستن است

٩٧/٠٩/١٥
دات کام

پت و مت بسازید!

٩٧/٠٩/١٥
تمام شواهدی که نشان می‌دهد فرهادی درحال تغییر رویه در مسیر فیلمسازی‌اش است

فاز نو

٩٧/٠٩/١٥