جیم - رضا به روایت هم محلی ها www.jeem.ir
رضا به روایت هم محلی ها

رضا به روایت هم محلی ها

نویسنده : سمیرا شاهیان

برای این‌که چیزی از قلم نیفتد، واقعا به سراغ محله قدیمی عطاران در مشهد رفتیم تا بتوانیم کمی به کمک هم محلی‌ها و همسایه‌های دوران کودکی و نوجوانی عطاران، از زندگی سال‌های دور آقای سوپراستار، سر دربیاوریم. 

گرچه پدر و مادرِ مُسن اما باصفای رضا عطاران حاضر به مصاحبه نمی‌شوند ولی کوچه‌ پس‌ کوچه‌های گاراژدارهای سابق به‌ ویژه کوشش19 بازی‌ها و قهقهه‌های آقای کُمدین را به خاطر دارند. آدم‌های پیر و جوان این محله، خاطرات زیادی دارند از رضایی که در روزهای خیلی  دور، خنده را بر لبانشان می‌نشانده است. کسی به جز خودِ رضا عطاران نمی‌داند شاید نخستین جرقه‌های بازیگری او از نمایش‌های طنزِ روحوضی در منزل کنار خانۀ پدری‌اش در وجود او زده شده است. زمانی که در ایام میلاد حضرت زهرا (س)، حسینیه و مجتمع فرهنگی هیئت منتظرانِ فرجِ ولیعصر (عج) که در آن زمان خانه‌ای مسکونی بود، محلی برای برگزاری تئاتر و جشن می‌شود. 

جواد پور‌احمدیِ 70 ساله همسایۀ روبه‌روی خانه پدریِ رضا عطاران از آن روزها می‌گوید: هنوز انقلاب نشده بود. در منزلِ مجاور خانۀ رضا که حیاطی بزرگ داشت سالی یک‌بار جشن باشکوهی می‌گرفتیم و تئاتر قسمت اصلی آن بود. همه اهالی محله از بالای دیوار و پشت بام‌های اطراف بیننده ما بودند. دو‌ سه سالی رضا بیننده برنامه‌های ما بود تا این‌که روزی از من خواست او را در برنامه‌های خود شرکت دهم. رضا عطاران آن زمان، کودکی کم سن ‌و ‌سال اما پر انرژی و با استعداد بود و مثل همین روزها نقشش را ایفا می‌کرد. پوراحمدی از این روزهای عطاران هم می‌گوید: رضا به طور معمول، سالی یک‌بار به مشهد می‌آید؛ ممکن نیست زنگ خانه همسایه‌های قدیمی را نزند و خبری از ما نگیرد.

پارچه فروشی حاج حسین جلالیان هم دیوار‌ به ‌دیوار خانه پدری رضای داستان ماست. او 40سالی می‌شود که همسایه خانواده عطاران است. از علاقه دور و دراز رضا به تئاتر می‌گوید و از روزگار نوجوانی این بازیگر سرشناس در اوایل انقلاب و اجرای تئاتر برای اهالی محل. حاج حسین به اجرای تئاتری در همان روزها در منزل خودش به کارگردانی عطاران اشاره می‌کند و می‌گوید: «زیر زمین خانۀ من بزرگ بود و نوساز؛ رضا از من خواست برای اجرای تئاتر این محل را در اختیار او قرار دهم. آن زمان از هر نفر، دو زار می‌گرفت تا اجازه تماشای تئاتر را به آن‌ها بدهد! حاج حسین می‌گوید: رضا هنوز هم به این محله و خانه پدری‌اش رفت‌ و ‌آمد دارد. گاهی که او را می‌بینم، اجرای تئاترهایش را به خاطرش می‌آورم و خاطرات قدیمی را زنده می‌کنیم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
پایان نامه

ننگارید، ننگارید!

٩٧/٠٥/٢٥
تلگجیم طلایی

تلگرام طلایی 547

٩٧/٠٥/٢٥
کوتاه و مختصر درباره سازمان هنری رسانه‌ای اوج

ایستاده با اوج

٩٧/٠٥/٢٥
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و پسر گمشده

٩٧/٠٥/٢٥
«تنگه ابوقریب» را باید تماشا کرد نه فقط به خاطر سیمر‌غ‌ها و نه نفس‌هایی که 'گاهی در طول 90 دقیقه بند می‌آی

دلم دلتنگ تنگستان

٩٧/٠٥/٢٥
دات کام

چگونه بفهمیم تلگرام‌مان توسط دیگری خوانده می‌شود؟

٩٧/٠٥/٢٤
آنتن

روش اختصاصی جیم در سوسک کشی!

٩٧/٠٥/٢٤
یادداشت

تنگۀ ایران

٩٧/٠٥/٢٥
چرا تنگه ابوقریب به عنوان نقطه عطفی در سینمای دفاع مقدس کشورمان محسوب می‌شود؟

سدی که شکست

٩٧/٠٥/٢٥
چهره هفته

علی صفری شهردار قزوین

٩٧/٠٥/٢٥
ساختنیجات

جایی برای جوراب‌های کوچک و خانه به هم ریز

٩٧/٠٥/٢٤
شاخ هفته

رازهایتان را حفظ کنید

٩٧/٠٥/٢٤
جارچی

جارچی 547

٩٧/٠٥/٢٥
شگرد

تکنیک‌های عکاسی از حیوانات

٩٧/٠٥/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 547

٩٧/٠٥/٢٥
معرفی 5 شخصیتی که دیدن بازی‌های‌شان در تنگه ابوقریب شما را غافلگیر خواهد کرد

شاخ‌های تنگه

٩٧/٠٥/٢٥
یک بسته پیشنهادی درباره این سوال که: ورزش مناسب من چیست؟

چه ورزشی برای چه حال و روزی؟

٩٧/٠٥/٢٥
یادداشت

احیای تلویزیون با رشیدپور

٩٧/٠٥/٢٥
یادداشت

بالاخره بَدمَن داستان برنده شد

٩٧/٠٥/٢٤
یادداشت

پسرم، زن نگیر!

٩٧/٠٥/٢٥