دردسرهاي سينما رفتن مشهدي‌ها

دردسرهاي سينما رفتن مشهدي‌ها

نویسنده :

درد سينماي کشور و سالن‌‌هايش در تمام شهرها تقريبا مشترک است، اما وضع شهر ما مشهد به عنوان پايتخت معنوي کشور، با بيش از 3 ميليون مجاور و ميليون‌ها زائر در سال کمي فرق مي‌کند. در حالي که پايتخت از پرديس‌هاي بي‌شمار و مجهز سينمايي استفاده مي‌کند، شهروندان مشهدي به همان سينماهاي قديمي بسنده مي‌کنند، عده‌اي دلسوز که از بخش خصوصي هر از چندگاهي به سينماداري روي مي‌آورند بعد از مدت کوتاهي با مواجهه با مشکلات زياد، عطاي اين حرفه را به لقايش مي‌بخشند و... دولت، شهرداري و ديگر نهادهايي که مي‌توانند بدون دغدغه سررسيد اقساط و فرار از بدهکاران وارد اين موضوع شوند ترجيح مي‌دهند به امورات مهم‌تري از مقوله فرهنگ بپردازند! به‌طور مثال بارها و بارها گفته شده که کمپ‌هاي زائران شايسته مشهد نيست، ترافيک در شان ميهمانان امام رضا (ع) نيست، فرودگاه فلان... پايانه مسافربري بهمان.... اما در کل سينماهاي مشهد با سالن‌هاي قديمي‌اش در حالي که حتي سالي چند صد هزار ميهمان خارجي از کشورهايي مثل کويت، بحرين، عربستان، عراق، پاکستان، هند و... نيز دارد هم‌چنان مهجور مانده‌اند و بسياري از هنردوستان مشهدي هم بابت همين کيفيت پايين سالن‌ها ترجيح مي‌دهند فيلم‌ها را در منزل و روي ال‌سي‌دي‌هاي 42 اينچ به بالاي خود که کيفيت صداي بالايي هم دارند نگاه کنند. در اين بين وضع سينماهاي قديمي مشهد يعني هويزه، قدس و آفريقا که عمدتا متولي دولتي هم دارند عجيب تر است. هويزه که پس از بارها نشر شايعه‌هايي درباره احتمال بروز خطر در آن به چند سالن تقسيم خواهد شد و در دست تعمير يا ساخت است! چند روز قبل که سري به آن جا زديم فقط مقداري آجر بود و يک لامپ 200 وات روشن!

مشکلات بهترين سالن مشهد
هم‌زمان با اکران فيلم شيش وبش سري به سينما آفريقا مي زنيم، در کل به شما توصيه مي‌شود اگر احيانا فيلم خوبي در اين سينما اکران شد قبل از نمايش فيلم وارد لابي نشويد چون سالن انتظار اين سينما براي حضور هم‌زمان 400، 500 نفر جاي مناسبي نيست، هم از نظر اختلاط و مشکلات ناشي از آن، هم براي تنفس! تجربه‌اي که بنده هنگام جدايي نادر... و ورود آقايان... به دست آوردم. سرويس‌ها آن‌قدر کم هستند که بهترين زمان براي آن که بدون معطلي از آن استفاده کنيد 15 دقيقه آخر فيلم است که همه مي‌خواهند بدانند پايان داستان چه مي‌شود! آکواريوم قديمي اين سالن که خالي شده منظره بدي را به وجود آورده است! بوفه شماره 2 آن هم جمع شده و وسايلش کنار همان سالن انتظار انباشته شده! راستي بين سئانس‌ها معمولا سالن نظافت نمي‌شود براي همين اگر 9 تا 11 شب تشريف برديد با ديدن انبوهي از پوست تخمه و... تعجب نکنيد، شما اشتباه نيامده‌ايد اين‌جا سينماست! اگر دوران کودکي با ميخ روي صندلي‌ها يادگاري نوشته بوديد الان بازهم سر جايش بود چون صندلي‌ها مدت‌هاست عوض نشده‌اند! هنوز ارقام رنگ و رو رفته‌اي روي صندلي‌ها وجود دارد که مال قديم‌هاست که هر کسي شماره صندلي داشت! صندلي‌ها خيلي خشک هستند اما خوشبختانه فاصله صندلي‌ها آن قدر هست که بدون مزاحمت براي ديگران بتوانيد بيرون برويد. بعضي‌ها ليزر و چراغ‌قوه مي‌اندازند روي پرده! گوشه سمت چپ سالن يک کپسول آتش نشاني است که قوت قلب است، قبلا که مردم چند بار يک فيلم را مي ديدند وسطش بلند بلند تعريف مي‌کردند اما حالا سکوت حکم فرماست! فقط زوج جواني اختلافات خود را حين تماشاي فيلم با هم درميان مي‌گذارند و زوج ديگري اختلافات را حل مي‌کنند! اين هم از کارکردهاي جديد سالن‌هاي سينما! کيفيت صدا خوب است! کولر هم فوتي مي‌کند! سري به نمازخانه مي‌زنم چراغ‌هايش خاموش است، کم کم فيلم تمام مي‌شود اما از قرار مسئولان سالن تيتراژ پاياني را به رسميت نمي‌شناسند چون پرده را مي‌کشند و برق‌ها را روشن مي‌کنند! در باز شده و يکي فرياد مي‌زند آقا زود باش برو بيرون!

سينما مي‌رويد پاهاي تان را نبريد
سينما قدس از کيفيت صدا و تصوير بهتري نسبت به آفريقا برخوردار است اما براي قد کوتاه‌ها مناسب تر است چون آن قدر صندلي‌ها را به خصوص در سالن شماره 2 به هم نزديک کرده اند که بايد يک طرفه بنشينيد تا پاي‌تان درد نگيرد! در ضمن تنقلات را هم قبل از جلوس روي صندلي فراهم کنيد چون خريد يک چيپس به قيمت له کردن پاي تمام آدم‌هايي که با شما در يک رديف نشسته‌اند تمام مي‌شود! در عوض تعداد سرويس‌هاي بهداشتي سينما قدس خيلي زياد است و تميز، نمازخانه کوچکي هم دارد!‌ يادش به خير قديم‌ها که تلويزيون رنگي نداشتيم کلي ذوق مي‌زديم که يک فيلم‌ را به صورت رنگي در سينما ببينيم، دو نيمه سيب، جهزيه‌ اي براي رباب، مهريه بي‌بي و... حالا امکانات خانه‌ها بيشتر شده و سينماها...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠