جیم - خطر وارونگی، احتیاط کنید www.jeem.ir
خطر وارونگی، احتیاط کنید
یادداشت

خطر وارونگی، احتیاط کنید

نویسنده : اکرم انتصاری

این روزها گوشی هوشمند جزو ملزومات بیشتر آدم‌های مدرن شده است و البته آن شبکه اجتماعی فیلتر شده «اسمش را نبر» و اینستاگرام. اوقات زندگی بسیاری از ما بر اساس پیمایش روزانه بین این دو برنامه می‌گذرد. از این کانال به آن صفحه اینستاگرامی و از این صفحه اینستاگرامی به آن کانال و این چرخه در حال تکرار. بیشتر اوقات هم خبرهایی که دست‌مان را می‌گیرد یک محتوای تکراری است. فقط نوع بیانش تفاوت دارد ولی اصل خبر یکی است. راستش من هم جزو یکی از آدم‌های مدرنم که دست به پیمایشش هم بد نیست. اقتضای روزنامه‌نگاری در این روزهاست که در جریان سیر تا پیاز هر خبری باشید و خبری از دست‌تان در نرود. چند روز پیش هم وقتی اکسپلورر اینستاگرامم که بیشتر وقت‌ها از جهت محتوا شبیه بازار شام است را باز کردم. ویدئوهای مختلفی دیدم که ماجرای همه‌شان به یک نفر ختم می‌شد، به وحید با یک سری خالکوبی شلوغ روی گردنش، معروف به گنده لات تهران. آدمی پر از سابقه های عجیب، ترسناک و البته وحشتناک. نکته مشترک این ویدئوها فارغ از اظهارنظرها و داستان زندگی‌اش، این بود که یک قاتل- اینجا منظورمان قتل عمد و فردی که به دلیل یک لحظه و یک ثانیه مرتکب قتل می‌شود نیست- را به قهرمانی تبدیل کرده بود که آدم را از خیلی چیزها می‌ترساند. ویدئوهایی که در چند مورد دیگر مصداقش را دیده بودم. به هر حال همه چیز ترسناک بود. از موجی که بر روی ناآگاهی برخی سوار است و دست بر قضا لایک خورش هم بسیار بالاست. موجی برآمده از دنیایی که مظلوم‌نماست و می‌تواند احساسات مردمی که روح‌شان از اصل قضیه خبردار نیست و حوصله کشف خبر را ندارند، بشوراند و می‌تواند از یک قاتل، قهرمان بسازد و درنهایت ماجرا را وارونه نشان دهد. آن هم در عصری که بر اساس یک نمودار مصرف اینترنت و تلویزیون برابر شده است و بر اساس برآورد همان نمودار تا یک سال دیگر مصرف اینترنت در ایران از تلویزیون بیشتر می‌شود. اتفاقی که ممکن است جای رسانه را در میان مردم عوض کند. در حالی که هنوز موج سواری عادت بعضی‌هاست و گرفتار شدن دیگران در این دریای مهیب، سرنوشت‌شان.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
پایان نامه

ننگارید، ننگارید!

٩٧/٠٥/٢٥
دوره خیلی فشرده و رفاقتی چیستی شناسی «ژانرهای سینمایی»

روی فلشم فیلم دارم، مــــیخوای؟

٩٧/٠٥/١٨
تلگجیم طلایی

تلگرام طلایی 546

٩٧/٠٥/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و حال شهرام

٩٧/٠٥/١٨
نیم نگاهی به قوانین حریم خصوصی در ایران و جهان به بهانه مد شدن افشاگری

حریم خصوصی کجایی؟ دقیقا کجایی؟

٩٧/٠٥/١٨
یادداشت

رضا عطاران بهترین کمدین سال‌های اخیر؟!

٩٧/٠٥/١٨

رضا به روایت هم محلی ها

٩٧/٠٥/١٨
جارچی

جارچی 546

٩٧/٠٥/١٨
گفت و گو با «مهدی فرجی» غزل‌سرای معاصردرباره نقش تبلیغات در فروش کتاب ها

جشن امضا، مخاطب را به سطحی بودن عادت می دهد

٩٧/٠٥/١٨
ناصرخان اکتور سینما

من هم یک خنداننده‌ام!

٩٧/٠٥/١٨
یک پرونده پر و پیمان پیرامون رضا عطاران که با «هزارپا» دوباره رکورد فروش تاریخ سینمای ایران را شکست تا در

اجی مجی عطاران!

٩٧/٠٥/١٨
جانونی

یا فالوده خانگی بسازید یا بروید شیراز فالوده بخورید!

٩٧/٠٥/١٨
تمام بازیگران کمدی که می‌توانستند به جای عطاران باشند

من و عطاران، شما همه

٩٧/٠٥/١٨
گزیده‌ای از مصاحبه‌های چند سال اخیر آقای کمدین

لقب پول سازترین را دوست ندارم

٩٧/٠٥/١٨
یادداشت

عطاران کارگردان، عطاران مولف

٩٧/٠٥/١٨
یادداشت

سریال هایی که هر وقت از آب بگیری تازه است

٩٧/٠٥/١٨
یادداشت

نادرستِ درست!

٩٧/٠٥/١٨
چهره هفته

استعفا نامه

٩٧/٠٥/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ 546

٩٧/٠٥/١٨
ساختنیجات

جایی برای مدادها با دورریختنی‌ها

٩٧/٠٥/١٨