سينمايي‌ که ‌پير و تنها ‌شده ‌است!
نيم‌نگاهي به ديروز و امروز سالن‌هاي سينماي کشور با طعم نوستالوژي بازي

سينمايي‌ که ‌پير و تنها ‌شده ‌است!

نویسنده :

اگر کمي به حافظه‌تان فشار بياوريد و با مغز مبارک سفري در زمان داشته باشيد روزهايي از دهه 60 و 70 را به ياد مي‌آوريد که صف‌ مردم براي تماشاي يک فيلم به چهارراه و خيابان‌هاي مجاور سالن سينما هم مي‌رسيد! سردر سالن‌ها پر بود از انواع فيلم داخلي و خارجي! يک وقت‌هايي بايد يک تا دو سئانس براي خريد بليت معطل مي‌شديم، در مواردي هم مردم به ترفندهايي مثل رزرو تلفني بليت متوسل مي‌شدند تا بتوانند فيلم مورد علاقه خود را تماشا کنند، «کفش‌هاي ميرزا نوروز»، «اجاره نشين‌ها»، «طلسم»، «ديگه چه خبر»، «گل‌هاي داوودي»، «عروس»، «افعي» و کمي بعدتر «آدم برفي» و... فيلم‌هايي بودند که هر کدام در زمان خودش غوغايي در اکران به راه انداختند. حتي بساط اکران فيلم‌هاي خارجي هم به راه بود فيلم‌هاي زيبايي از «آلن دلون»، سري فيلم‌هاي «گودزيلا» و در راس آثار خارجي، فيلم‌هاي هندي مثل «شعله» تماشاگران زيادي را جذب مي‌کردند.

يادش به خير آن قديم ها
داخل و خارج سينماها پر بود از اتفاقاتي که حالا فقط نوستالوژي هستند، چيپس‌هايي در بسته‌هاي دراز که اداره بهداشت مدام درباره آن‌ها هشدار مي‌داد و مردم هم مدام تحويل نمي‌گرفتند! يخمک، يخ در بهشت، تخمه، ذرت بوداده فيل! و.... خوراکي‌هايي بودند که معمولا در منازل تهيه مي‌شد و با استفاده از انتظار طولاني مردم در صف، فروش خوبي داشت! لژ خانوادگي هم از مجردي جدا بود، حتي صف‌ها! داخل سينما که مي‌شديد بليتي 3 تکه در دست داشتيد که يک تکه آن مربوط به شماره صندلي بود، يک تکه را تا کنترل نهايي بايد نگه مي‌داشتيد و يک تکه را هم کنترل‌چي همان اول جدا مي‌کرد! آن موقع سينماها عوامل زيادي داشتند چند نفر براي فروش بليت، چندتايي براي کنترل و.... مثل الان نبود که يک نفر بليت بفروشد، بعد زود بپرد پشت بوفه و يکهو سر از پشت دستگاه آپارات دربياورد! يکي از عوامل آن زمان کسي بود که چراغ‌قوه به دست به مردم کمک مي‌کرد تا صندلي خود را پيدا کنند! بعد هم با پرخاش مجرد‌ها را که معمولا دوست داشتند در سالن پائين جلوس کنند مي‌فرستاد بالا! فيلم با تبليغ فيلم‌هاي بعدي همان سالن يا مضرات اعتياد و توصيه به مصرف خميردندان با شمارش معکوسي کهنه شروع مي‌شد! اواسط فيلم برق‌ها يکهو روشن مي‌شد تا ملت براي رفع حاجت به بوفه، دستشويي و... بروند! به آن 10 دقيقه، 15 دقيقه آنتراکتت مي‌گفتند! در زمان آنتراکت چند جوان و نوجوان جعبه‌هاي جالب‌ناکي را داخل مي‌آوردند و ندا سر مي‌دانند چيپس، تخمه، آجيل و....

از عجايب سينماهاي قديم حضور عده‌اي براي خواب، سيگار کشيدن، برگزاري جام گرگم به هوا توسط بچه‌هاي خانواده‌هاي پر جمعيت بوده که هم نمي‌خواستند بچه‌ها را 2 ساعت روي پاي‌شان نگه دارند هم نمي‌خواستند براي 4 تا بچه قدونيم زير 7 سال بليت بخرند! در ضمن حين فيلم‌هاي «جمشيد هاشم‌پور»‌ کسي نمي‌توانست بخوابد چون با هر مشتش فرياد ايول، ايول مي‌رفت هوا و بعدش سوت، کف و...

به‌طور معمول فضاي داخل سينما هواي نامطبوعي دارد براي همين اگر کسي کنار سالن جگرکي مي‌زد نانش توي روغن زرد بود، چون ملت يکهو که از سالن با آن هوا خارج مي‌شدند با بوي جگر مواجه مي‌شدند و انسان هم که ضعيف‌النفس!

با قاتلان سينما آشنا شويد!
اما امروز اگر چند ثانيه قبل از شروع فيلم برويد پشت گيشه، بليت فروش با استقبال به سراغ شما مي‌آيد! کسي بليت شما را جدا نمي‌کند! هر جايي نشستيد فرقي ندارد و طبقه بالاي سالن‌ها که معمولا براي مجردها بود خودش شده يک سالن ديگر! مجردها هم اگر تنها باشند بايد بروند سمت راست سالن! و گرنه در هيبت يک متاهل‌نما قاطي بقيه مي‌نشينند و... بماند حالا برويم سر اصل مطلب! يعني خلوت بودن سينماهاي کشور و علل آن! دهه 60 در کل دو شبکه تلويزيوني داشتيم که همان هم مثل الان 24 ساعته نبود! بعد کم‌کم شبکه 3 آمد و 4 و... شبکه ويدئويي هم که نداشتيم مگر فيلم‌هايي روي نوارهاي غول پيکر «وي.اچ.اس» که زود خش‌دار مي‌شد! که معمولا هم غير مجاز بودند! بعد در اوايل دهه 70 موسسه رسانه‌هاي تصويري به منظور پيشگيري از رواج آثار آن‌جورکي شکل گرفت که چندان مورد توجه قرار نگرفت و خود فروشگاه‌هاي عرضه محصولات مجاز فرهنگي پس از مدتي آشنايي و چاق سلامتي آثار مذکور (ناجورناک) را از زير ميزها تقديم مشتريان مي‌کردند! هر چه بود مجاز و غير مجاز رقيب جديدي براي سينما پيدا شده بود. در ادامه سي.دي آمد و بعد دي وي دي و الان تمام کلاسيک‌هاي تاريخ سينما روي 10 دي وي دي دايوايکس در کنار خيابان به قيمت 5 تا 7 هزارتومان قابل دسترسي هستند! نخواستيد بهترين فيلم‌هاي اکران سال 89 را شامل 18 فيلم زيبا بگيريد 500 تومان! فقط يک مقداري تصوير و صداي بدي دارد! يک مقداري هم اشکال شرعي و قانوني! درست مثل تماشاي اين فيلم‌ها از شبکه‌هاي ماهواره‌اي يا دانلود از اينترنت!

چرا گير داديم به سينما!
حالا شايد بگوييد که اهل خريد دايوايکس نيستيد اما ترجيح مي‌دهيد فيلم را از تلويزيون ببينيد يا صبر کنيد نسخه اصلي آن وارد شبکه ويدئويي کشور شود و براي همين دليلي ندارد برويد سينما! در حالي‌که بسيار غافليد از اين موضوع که نفس سينما رفتن به خاطر نوع ارتباطي که با فيلم برقرار مي‌کنيد، موضوعيت دارد. وقتي در منزل هستيد يکهو وسط فيلم هوس مي‌کنيد شام بخوريد، با تلفن صحبت کنيد يا اطرافيان ملاحظه شما را نمي‌کنند، اما در سالن سينما اوضاع فرق مي‌کند. هنر سينما به پشت سر هم بودن تصاوير، خط داستاني و... مربوط مي‌شود و اگر اين پيوستگي با گسست مواجه شود بسياري از کارکردهاي فيلم، پيام‌هايي که مورد نظر عوامل فيلم بوده و... به ذهن شما متبادر نمي‌شود. ضمن ‌آن‌که توجه بيشتر به مقوله سينما از طرف همه ما به رشد اين هنر در کشور و در نهايت افزايش کارکردهاي آن جامعه که توسعه فرهنگ است کمک خواهد کرد! اگر عوامل سينما فيلم خوبي را تهيه کنند و بعد از فروش پايين فيلم، منتظر بمانند تا سيما يا يکي از شبکه‌هاي ويدئويي به خريد و پخش آن اقدام کنند بالطبع براي کارهاي بعدي مي‌روند سراغ موضوعاتي که فروش فيلم را تضمين کند و از عواملي براي تهيه فيلم استفاده مي‌کنند که به جاي کيفيت به فروش فيلم کمک کنند، و در اين حالت شان سينما از هنر به يک کاسبي صرف نزول پيدا مي‌کند. هر چند در اين بين بعضي از دغدغه‌هاي مردم هم کاملا به حق است، نبود سوژه‌هاي جديد و تکرار فيلم‌هايي که داستان و بازيگران مشترک دارند و فقط عناوين‌شان با هم فرق دارد، سالن‌هاي کهنه، صنعتي نشدن سينما، نبود عوامل هنرمند يا علاقه مند به هنر در بدنه سالن داري و سينماداري، توليد همه فيلم‌هاي کشور در پايتخت و...

همين حالا به قيمت بليت سينما در مقايسه با چيزهاي ديگر فکر کنيد، (بماند که بعضي روزها هم نيمه بهاست) قيمت بليت سينماهاي شهري مثل مشهد بين هزار تا 1500 تومان متغير است و برابري مي‌کند با يک ساندويچ سرد که از سوپر بگيريد! ادامه مقايسه با خود شما!

نظرات کاربران
کد امنیتی