ذهن‌زيبا

ذهن‌زيبا

نویسنده :

بخوان به نام گل سرخ

در صحاري شب

که باغ‌ها همه بيدار و بارور گردند

بخوان

دوباره بخوان تا کبوتران سپيد

به آشيانه‌ خونين دوباره برگردند

هزار آينه جاري است،‌ هزار آينه

اينک

به همسرايي قلب تو مي‌تپد با شوق

زمين تهي‌ست ز رندان

همين تويي تنها

که عاشقانه‌ترين نغمه را

دوباره بخواني

بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان

حديث عشق بيان کن

بدان زبان که تو داني

محمدرضا شفيعي کدکني

------------ *** ------------

تکليف پاي عابرمان چيست آيه اي

از آسمان فاصله نازل نمي شود؟

نجمه زارع

------------ *** ------------

«دوستت دارم» را

يک‌بار مي‌گويم

صاعقه

تکرار نمي‌کند خود رانزار قباني

------------ *** ------------

مرا شاد کردي به ديدار خويش

بدين پر هنر جان بيدار خويش

چو خردادت از ياوران بر دهاد

ز مرداد باش از بر و بوم شاد فردوسي

------------ *** ------------

حتي لازم نيست که انسان باشي

تا معناي سياسي بيابي

کافي‌است نفت باشي

يا علوفه باشي يا مواد بازيافتي

و يا حتي ميز مذاکره که در مورد شکلش

ماه‌ها بحث و جدل کردند

سر چه‌جور ميزي بهتر است

مرگ و زندگي را معامله کرد؟

ويسواوا شيمبورسکا

------------ *** ------------

من از روز ازل دانستم اين عهد

که با من مي‌کني، محکم نباشد

که دانستم که هرگز سازگاري

پري را با بني‌آدم نباشد... سعدي

------------ *** ------------

عشق همه‌چيز است، فقط کافي نيست.

آدونيس

------------ *** ------------

در آستانه‌ نور ايستاده‌ام

دستانم گرسنه، دنيا زيبا

چشمانم همه‌ درختان را نمي‌بينند

درختان زيبا، درختان سبز

جاده‌اي از آفتاب از ميان تمشک‌ها مي‌گذرد

من پشت پنجره‌اي در بيمارستان

بوي دواها را نمي‌شنوم

آلاله‌ها در شکوفه

و سخن اين است:

بحث بر سر زنداني شدن نيست

سخن بر تسليم نشدن است

ناظم حکمت

------------ *** ------------

من همگي چو شيشه‌ام

شيشه‌گري است پيشه‌ام

آه که شيشه‌ دلم

از حجري چه مي‌شود مولانا

------------ *** ------------

مسافر از اتوبوس

پياده شد

چه آسمان تميزي

و امتداد خيابان غربت او را برد

سهراب سپهري

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات