جیم - علیه نون دونی‌ها www.jeem.ir
علیه نون دونی‌ها
یادداشت

علیه نون دونی‌ها

نویسنده :

تا کشوی فریزر را همچون انباری پر از نان‌های یخ زده نکنیم، خیال‌مان راحت نمی‌شود. انگار یک کابوس همیشگی همراهمان است که روزی دیگر نان نداریم، نکند نان کم بیاید نکند نان نباشد و نکند وقتی برسد که سفره را بی‌نان بچینیم. همه این دلواپسی‌ها در ذهن مردمان‌مان، ما را در صدر جدول مصرف‌کنندگان نان در جهان نشانده است. صدر جدولی که باعث شده که در سال دو هزار میلیارد خسارت دور ریز نان داشته باشیم و به گفته وزیر کشاورزی همین ضایعات، یکی از دلایل اصلی نیاز کشور به واردات گندم در بعضی از مقاطع سال است. بله اسراف نان آنقدر عادی شده که شاید حرف زدن از آن بیشتر به تکرار یک کلیشه شبیه باشد تا صحبت از یک فاجعه ملی. طبق گزارش سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد، 25 تا 30 درصد نان پخته شده در ایران دور ریخته می‌شود و این آمار چیزی شبیه به فاجعه است. شاید حرف‌مان کمی عجیب باشد ولی باور کنید کاهش همین آمار می‌تواند ما را در مسیر کاهش فقر در کشور کمک کند. یعنی شاید هر کدام از ما اگر به جای اشتراک گذاری فلان هشتک و عضویت در فلان کمپین، تصمیم می‌گرفتیم که تنها یک نان در طول هفته کمتر اسراف کنیم، احتمالا سهم بیشتری در کاهش تعداد کسانی که گرسنه شب خود را صبح می‌کنند، داشتیم. چون حدس می‌زنم که این حرف برایتان باور پذیر نباشد، می‌خواهم جدا از تمام اعدادی که شاید بارها و بارها در رسانه‌های مختلف خوانده‌اید، خاطره‌ای درباره تاثیر یک نان در رفع گرسنگی مردم تعریف کنم. روزی یکی از همکارانم خاطره‌ای از نان و فقر تعریف می‌کرد که تا ماه‌ها تمام کلماتش در ذهنم مانده بود. می‌گفت که روزی به خاطر تهیه یک گزارش اجتماعی به محله‌ای در مناطق فقیرنشین شهر می‌رود و از مدیر یک مدرسه می‌پرسد، کسی را می‌شناسد که به حدی فقیر باشد که حتی نان برای خوردن نداشته باشد؟ مدیر به همکارم می‌گوید چند دقیقه صبر کنید تا با چشم خود اتفاقی که من هر روز تماشا می‌کنم را ببینید. به محض اینکه زنگ تفریح می‌خورد و معلم‌ها به دفتر مدرسه می‌آیند تا کمی استراحت کنند و چایی بخورند. مستخدم مدرسه نان و پنیر در کنار چای به عنوان صبحانه برای معلم‌ها می‌آورد. بعد از تمام شدن صبحانه دور ریزی که از نان‌ها مانده بود را به حیاط می‌برد، مدیر مدرسه از همکارم می‌خواهد با او به پشت پنجره‌ای که مشرف به حیاط مدرسه بود برود و ببیند چطور چند کودک دبستانی از شدت ضعف و گرسنگی به سمت نان‌هایی که مستخدم در گوشه‌ای از باغچه حیاط می‌ریزد می‌دوند و برای خوردن‌شان با یکدیگر دعوا می‌کنند. داستان تلخی که شاید  ما هم مثل شما علاقه‌ای به باور کردنش نداشتیم ولی چه کنیم که بستن چشم، راحت‌ترین کار ممکن در برابر واقعیت‌هاست.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
پایان نامه

ننگارید، ننگارید!

٩٧/٠٥/٢٥
تلگجیم طلایی

تلگرام طلایی 547

٩٧/٠٥/٢٥
یادداشت

پسرم، زن نگیر!

٩٧/٠٥/٢٥
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و پسر گمشده

٩٧/٠٥/٢٥
چهره هفته

علی صفری شهردار قزوین

٩٧/٠٥/٢٥
دات کام

چگونه بفهمیم تلگرام‌مان توسط دیگری خوانده می‌شود؟

٩٧/٠٥/٢٤
فتوچاپ

فتوچاپ 547

٩٧/٠٥/٢٥
ساختنیجات

جایی برای جوراب‌های کوچک و خانه به هم ریز

٩٧/٠٥/٢٤
آنتن

روش اختصاصی جیم در سوسک کشی!

٩٧/٠٥/٢٤
یادداشت

احیای تلویزیون با رشیدپور

٩٧/٠٥/٢٥
شاخ هفته

رازهایتان را حفظ کنید

٩٧/٠٥/٢٤
یادداشت

بالاخره بَدمَن داستان برنده شد

٩٧/٠٥/٢٤
«تنگه ابوقریب» را باید تماشا کرد نه فقط به خاطر سیمر‌غ‌ها و نه نفس‌هایی که 'گاهی در طول 90 دقیقه بند می‌آی

دلم دلتنگ تنگستان

٩٧/٠٥/٢٥
چرا تنگه ابوقریب به عنوان نقطه عطفی در سینمای دفاع مقدس کشورمان محسوب می‌شود؟

سدی که شکست

٩٧/٠٥/٢٥
کوتاه و مختصر درباره سازمان هنری رسانه‌ای اوج

ایستاده با اوج

٩٧/٠٥/٢٥
جارچی

جارچی 547

٩٧/٠٥/٢٥
یادداشت

ترین های نقل و انتقالات اروپا

٩٧/٠٥/٢٤
یادداشت

تنگۀ ایران

٩٧/٠٥/٢٥
نسخه جدید اندروید با ظاهر جدید و امنیت بیشتری منتشر شد

#Android_Pie

٩٧/٠٥/٢٥
معرفی 5 شخصیتی که دیدن بازی‌های‌شان در تنگه ابوقریب شما را غافلگیر خواهد کرد

شاخ‌های تنگه

٩٧/٠٥/٢٥