خدا نان داد
به بهانه رمضان کریم، درباره نان نوشتیم و فرهنگی که این خوردنی محترم با خودش به مردم کشورمان سنجاق کرده اس

خدا نان داد

نویسنده : مریم نیک پور

با شنیدن نام ماه رمضان، هر کدام از ما با یک سری از لغات در ذهن‌مان ردیف می‌شود. بامیه، خرما، سریال‌های تلویزیونی و ... می‌تواند جزو بیشترین فراوانی در بین کلمات موجود در ذهن افراد باشد ولی در کنار تمام این کلمات عطر و بوی نان داغ سفره افطار نه تنها در ذهن‌مان که به مشام خیلی از ما می‌رسد. آن را مزه مزه می‌کنیم و دلمان آب می‌رود که دوباره کی می‌توانیم طعم آن را بچشیم. نان یکی از اولین کلماتی است که در دنیای کلمات توانایی نوشتن و خواندنش را می‌آموزیم. پرتکرارترین خرید عمرمان به حساب می‌آید. پای ثابت سفره تمام مردم ایران است ولی هیچ کدام از این ترین‌ها و رکوردهایش او را از سادگی خارج نکرده است. نان ساده و بی ادعا‌ترین خوردنی کشورمان است که همین حضور پررنگش در زندگی‌مان باعث شده تا پیوند عمیقی با فرهنگ و آداب و رسوم مردم داشته باشد. 

فرهنگستان نان

«به برکت نان قسم» که نان همچون تحفه‌ایست در میان ایرانیان تا «نان را به نرخ روز نخورند» و عهد نشکنند با کسی که «نان و نمکش» را خورده‌اند. نان را بر سفره با احترام می‌گذارند و به کمر تازه عروس می‌بندند تا برکت را به خانه بخت ببرد. «نان در دجله» می‌اندازند تا خدا عوض دهد و «نان کسی را آجر نمی‌کنند». اگر در خیابان تکه نان خشک شده‌ای ببینند آن را از روی زمین بر می‌دارند و می‌بوسند و برکت خدا را به گوشه‌ای بلند می‌گذارند تا خدای نکرده زیر پای کسی له نشود. هر زمانی که «نان شب» نداشته باشند، معتقدند «آن که دندان دهد، نان دهد» و سر سفره عقد نان را با سبزی و پنیر می‌گذارند تا سفره زندگی‌شان بی نان و برکتش نباشد. در سختی «نان در خون» می‌زنند و به هنگام گرفتاری «نان‌خور اضافه نمی‌خواهند». زمان همکاری و ازدواج کسی را می‌خواهند که «قاتق نان‌شان باشد نه قاتل جان‌شان» و در سنت‌ها و ضرب‌المثل‌های خود هزاران نمونه بیش از این‌که گفته شد من باب نان دارند که گرهی ناگشودنی با فرهنگ‌شان خورده است.

زندگی بدون نان

یک لحظه آبگوشت را بدون نان بربری یا سنگک ترید شده تصور کنید، اصلا نمی‌شود، جور در نمی‌آید که آبگوشت بدون نان باشد یا با نان باگت سرو شود! نه فقط آبگوشت بلکه بیشتر غذاهای ایرانی را نه تنها نمی‌توان بدون نان خورد بلکه حتی تصور آن‌ها بدون نان هم دور از ذهن است. نان گره خورده است به سفره ایرانی و اگر در آن نباشد غذا از گلوی کسی پایین نمی‌رود و حتی هنوز هستند قدیمی‌های با صفا که اگر وعده اصلی به اصطلاح نونی نباشد، تا نان بر سر سفره نیاید لقمه نمی‌گیرند. بسیاری از غذاهای خاص ایرانی همچون چلو کباب، کله پاچه، دیزی، اشکنه‌ها و انواع کوکوها بدون نان شوخی بیش نیستند؛ مثلا فرض کنید نان زیر کباب نباشد آن وقت نصف لذت خوردن کباب که نان سنگک چربش است از بین می‌رود. نان در تمام وعده‌ها سر سفره حضوری پررنگ دارد. جوری که حتی نوتلا و نان تست و صبحانه انگلیسی هم نتوانسته‌اند نان تازه اول صبح را از صبحانه ایرانی بگیرند و حالا ما شاهد بربری با شکلات نوتلا هستیم که هم لذیذ است و هم ایرانی، حتی اگر اول صبح به کافه باکلاسی مراجعه کنید و صبحانه انگلیسی سفارش دهید کافه‌چی شما را با چند تکه نان سنگک خشخاشی تازه در کنار بشقاب صبحانه سورپرایز خواهد کرد. نان است دیگر، حذف نشدنی مثل خیلی از آدم‌های زندگی‌مان که با تمام تغییرات فرهنگی، هنوز نمی‌توانیم نبودشان را متصور شویم.

نان و جوجه‌های رنگی

نان در فرهنگ و آداب ایرانی چیزی فراتر از یک غذا است و همچون چیزهای با ارزش دیگر در نزد ایرانیان دارای سنت و آداب خاص خودش است. برای خرید نان باید در صف اول صبح ایستاد و گرچه نانوایی‌های شبانه روزی امروزی این اتفاق پرخاطره را از ما گرفته‌اند اما صف نان برای قدیمی‌ها پر از آشنایی‌ها و دوستی‌های پرماجرایی بوده، حتی گاهی ایستادن در صف نان و گره خوردن به نگاهی عشق و خاطرخواهی با خودش آورده است و نان تازه را وقتی روی دست به خانه می‌بردند به غریبه و آشنا تعارف می‌کردند تا نشانه بخشندگی و مردمداری ایرانیان باشد. البته آداب خرید و نگهداری نان، تنها به این موارد محدود نمی‌شود. هیچ ایرانی نان را با چاقو نمی‌برد و سر سفره روی نان چیزی قرار نمی‌دهد چون برکت خداست و حتی نرمه نان‌ها در سفره دور نمی‌ریزد. اصلا اصل به وجود آمدن نمکی‌ها و کیسه‌های نان خشک به همین آداب نان داری بر می‌گردد. بهار که می‌شود بچه‌ها مسئول جمع‌آوری نان خشک‌ها می‌شوند و با وسواس سعی دارند کیسه نان خشک خود را بزرگتر و حجیم‌تر از خواهر یا برادرشان کنند تا وقتی نمکی محل با جوجه رنگی‌هایش آمد به ازای نان خشک‌هایشان جوجه بیشتری بگیرند. اگرچه این روزها زیاد صدای نمکی در کوچه‌ها شنیده نمی‌شود و آن‌ها جای خود را به ماشین آبی رنگ بازیافت داده‌اند اما باز هم هیچ ایرانی نان خود را در سطل زباله نمی‌اندازد و آداب نان همچون گذشته استوار است. حتی نان دورریختنی هم برای خانواده‌های ما زباله نیست.

لهجه‌های نانی

مادر بزرگم یک گیلانی اصیل است و به هیچ رقم حاضر به ترک سنت‌های گیلکی‌اش بعد از دوری از آن شهر نیست. او گرچه برنج را بسیار محترم می‌شمارد و خوردن هر برنجی جز برنج ایرانی را خیانت به خانواده و کشور می‌داند و عملی نابخشودنی، اما هر صبح نان می‌پزد. ظرف گمج (یک ظرف سفالی شبیه به قابلمه با در مخصوصی که همچون یک کلاه کشیده بزرگ است) را برعکس روی شلعه گاز می‌گذارد تا ته ظرف همچون یک تنور کوچک شود. آن وقت خمیری را که با آرد برنج، شیر، شکر و کدو تنبل درست شده است نازک می‌کند و نان گرد کوچکی را که به آن کاکا می‌گویند می‌پزد. او هیچ نان دیگری را به کاکا شیرین خودشان ترجیح نمی‌دهد و چنان با وسواس و احترام از آن نگهداری می‌کند که حتی لقمه‌ای هم دور ریخته نمی‌شود. نان ایرانی چنان در فرهنگ ما نهادینه شده است که همچون قومیت لهجه و زبان دارای فراوانی است، هر شهر و روستایی نان مخصوص خودش را دارد و این‌چنین است که نان محلی همیشه جایگاه رفیعی دارد. در قدیم الایام هر نانی را مردمانی از یک بخش کشور خوب می‌پختند مثلا نان سنگک مخصوص خراسانی‌ها بوده و بربری را آذری‌ها بهتر از مردم دیگر مناطق طبخ می‌کردند. شکست بد نان فانتزی در برابر نان سنتی هم از همین‌جا شروع شده است. چطور می‌توان نانی را که در هر شهر و روستا و حتی محله‌ای در شهرهای بزرگ دارای ویژگی‌های منحصر به فرد و مورد ذائقه مردم همان منطقه بوده است را با یک مدل نان صنعتی که در کارخانه پخته می‌شود یکسان دانست؟ آن هم نانی که گرم به دست مشتری نمی‌رسد و در کنار غذاهای ایرانی جایی ندارد؟ نان فانتزی شکست سختی از نان ستنی خورد و قلع و قمع شد زیرا نان فانتزی همچون غریبی‌است که در شهر نه زبان مردم را می‌داند و نه شمایلش شبیه آنان است. پس جای تعجب ندارد که مردم نخواهند زیاد با فرد غریبه شهرشان دمخور شوند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها

شانسی که از کف علی بیرو پرید!

٩٧/٠٨/٢٤
پایان نامه

جزئیات طرح معاوضه پراید اعلام شد

٩٧/٠٨/٢٤
درباره قهرمانی کاشیما آنتلرز ژاپن در فینال لیگ قهرمانان و قهرمانی پیاپی تیم‌های کره‌ای و ژاپنی

آسیا در سلطه شرقی ها

٩٧/٠٨/٢٤
پرسپولیس اگرچه قهرمان آسیا نشد اما هواداران از سرخپوشان راضی هستند و این تیم شایسته تقدیر است

viva پرسپولیس!

٩٧/٠٨/٢٤
آشنایی با وزنه‌برداری که توقع اول شدنش در مسابقات جهانی را نداشتیم

هاشمی پولادمرد طلایی

٩٧/٠٨/٢٤
یادداشت

تابلوهای تار شهر

٩٧/٠٩/٠١
شاخ هفته

همین که من صبورم، همین که تو مهربانی

٩٧/٠٩/٠١
درباره مربیانی که همیشه در صدر گزینه‌های جایگزین برای یک سرمربی در حال کار قرار دارند

آلترناتیوها

٩٧/٠٩/٠١
یادداشت

قصه‌های مجید

٩٧/٠٩/٠١
یادداشت

وقتی محبت به لهجه‌ها ساختار واحد می‌بخشد

٩٧/٠٩/٠١
#توئیتری_ها

#کتاب_خوانی

٩٧/٠٩/٠١
یادداشت

بازنشستگی در سرزمین عجایب

٩٧/٠٨/٢٩
آنتن

ماجراهای جیم و همسایه‌اش!

٩٧/٠٩/٠١
پایان نامه

مراقب زمان‌تان باشید

٩٧/٠٩/٠١
ایــنترنـت مــال چـه کســی است و آیا آمریـــــکا می‌تــواند اینـــترنت ایران را تحریم کند؟

#internet

٩٧/٠٩/٠١
شگرد

چه اپ‌هایی به اطلاعات گوگل شما دسترسی دارند؟

٩٧/٠٩/٠١
دات کام

مرجع کتاب‌‌های ایرانی

٩٧/٠٩/٠١
گفت‌و‌گوی جیم با «حمید درخشان»، متفاوت‌ترین آلترناتیو سرمربی‌گری در لیگ برتر

موفقیت تیم تنها به سرمربی برنمی‌گردد

٩٧/٠٩/٠١
بررسی میزان شانس حضور تیم‌ملی والیبال کشورمان در المپیک 2020 باتوجه به تغییرات سیستم انتخابی این مسابقات

آسمان خراش‌ها به توکیو می‌رسند؟

٩٧/٠٩/٠١
جانونی

ای بابا! نترسید! چای که نمک ندارد...

٩٧/٠٩/٠١