بیایید همه ایرانگرد باشیم!
داستان انتخاب سفرها و ایرانگردی‌های جواد قارایی، مستندساز

بیایید همه ایرانگرد باشیم!

نویسنده : اکرم انتصاری

 اگر نقشه ایران را مقابل‌تان بگذارند و بخواهند راوی قصه شهر و دیارهایی باشید که به آن‌جا سفر کردید، داستان‌هایتان به چند تا می‌رسد؟ 12 قصه؟ بیست و پنج روایت و یا ...؟  بعضی‌ها دست روی هر نقطه که بگذارید داستانی متفاوت از مردم و طبیعتش دارند که بگویند و به تصویر بکشند. جواد قارایی، تهیه‌کننده، کارگردان و راوی ماجراجو و جوان مستند ایرانگرد یکی از همین افراد است که شاید برای هر شهر و دیار ایران داستانی داشته باشد با نگاه خاص خودش. نگاهی که با گروهش در مستند ایرانگرد آن را به ثمر رسانده است. عاشقانه‌ای خالص در وصف ایران، مردم و طبیعتش، پیگیر، مسئولانه و بدون ادا و نمایش‌های اضافی. او صاف و صادق ایران و طبیعتش را دوست دارد، به سادگی تیتر همین مطلب که از اینستاگرامش برداشتیم. به بهانه سی‌ام اردیبهشت، روز ایرانگردی و ایران‌شناسی به سراغ جواد قارایی رفتیم تا درباره نگاه ماجراجویانه و موفقش به سفر کردن، ایرانگردی و ساخت مستند بیشتر بدانیم. آن هم در روزهایی که خیلی از جوان‌ها به دنبال پشت میز نشینی و کارهای اداری می‌گردند و حوصله ماجراجویی و کشف ندارند.

من در سفرم و دلم باز در سفر است
جواد قارایی، به مرز پختگی نزدیک شده است، در آستانه چهل سالگی. با چند سری مستند قابل دفاع و دوست داشتنی. کارشناسی مدیریت جهانگردی دارد و دوره‌های فیلم‌سازی را در انجمن فیلم‌سازان جوان گذرانده است. مدیر بخش گردشگری تورهای حرفه‌ای بوده است و به قولی خاک صحنه گردشگری خورده. در 17 سالگی کوهنورد بوده است و عضو فعال باشگاه کوهنوردی دماوند. سرانجام به این نتیجه رسیده که همه چیز کوه نیست و جذابیت را می‌توان در میان جاهای دیگر و انسان‌های دیگری هم دید. کوچ او از کوهنوردی به طبیعت‌گردی این طور شکل گرفت و به این طریق از کوه به طبیعت و از دامن طبیعت به مردم طبیعت نشین رسید و چه چیزی از این بهتر، آن هم برای کسی که به قول خودش عاشق چیزهای بکر است. می‌گوید نیمی از سال را در سفر است و این را به عنوان یک تغییر مثبت در زندگی خودش می‌داند. تغییری که باعث شده است برای ساخت ایرانگرد 3، سه سال و دو ماه در سفر باشد. معتقد است سفر حق هر انسانی‌ست و هر کسی می‌تواند سفر به هرکجای دنیا را با میل خودش انتخاب کند. اما بهتر این است که سفر ازخانه شروع شود، خانه‌ای به بزرگی وطن و چه خانه‌ای زیباتر از ایران که دیار به دیار اقلیم، طبیعت، فرهنگ و اقوام متفاوتی دارد و این تنوع، درس‌های زیادی برای آموختن دارد. می‌گوید هر ملتی باید تاریخ، فرهنگ، هویت و طبیعت خودش را بشناسد. هرکسی می‌خواهد معرفت خوبی از کشورش پیدا کند باید مسافرش شود، یک مسافر حرفه‌ای با سفرهای خوب به چهار گوشه ایران، البته با آگاهی. سفر وابستگی می‌آورد اما او معتقد است همیشه در سفر بودن هم سوغاتش چیزی جز خستگی نیست. هر چیزی در زمان تعادلش زیباست، حتی سفر. روزهای دور از سفر را در دفتر کارش می‌گذراند و مشغول مطالعه و کشف‌های جدید است. گاهی اوقات هم در کنار تدوین‌گر و آهنگ‌ساز روزگار می‌گذراند. به هر حال روزهایی که در سفر نیست هم در تدارک ساخت یک سفر جدید است یا تدوین سفرهای قبلی‌اش.
یک «نه» بلند و دلاورانه به حاشیه 
کمتر پیش آمده است، نامش با حاشیه‌ای همراه شود. هم صحبتی با او، دنبال کردن صفحه اینستاگرامش یا دیدن مستندهایش به هرکسی ثابت خواهد کرد که ایرانگردی را دوست دارد، بدون خودنمایی و حرف اضافه‌. حرف دل او از دل ایران بر می‌آید و همین شیرینی مطلب را دو چندان می‌کند. وقتی از او می‌پرسم بعضی معتقدند جهانگردی کار سخت‌تری است و به جسارت بیشتری نیاز دارد، می‌گوید: ما سفر نمی‌کنیم تا جسارت و شجاعت و یا خودمان را نشان دهیم. هدف، جای دیگر و چیز دیگری است. سفر یعنی شناختن و دانستن هزار و یک نکته جدید. شناخت قابلیت و فرصت‌ها و حتی چالش‌های هر منطقه‌ای که به آن‌جا سفر می‌کنیم. پس حتی اگر قرار است جهانگرد خوبی باشیم بهتر است از کشور خودمان، سفر کردن، دیدن و شناختن را شروع کنیم. باورم بر این است که  از جزء به کل می‌رسیم و نه از کل به جزء. عقیده‌اش این است که سفر به شرطی انسان‌ساز است که خود فرد بخواهد ساخته شود. بعضی در سفرهایشان خیلی چیزها می‌بینند، تجربه می‌کنند اما از آن درس نمی‌گیرند یا به راحتی از آن عبور می‌کنند. وقتی هدف سفر مشخص باشد این چرخه روند خودش را طی می‌کند و هر سفر، پختگی خاص خودش را سخاوتمندانه تقدیمت می‌کند.
امید، شاه کلیدی که طبیعت به دستم داد
حرف‌هایش رنگ و بوی مسئولیت دارد، یک مسئولیت تمام قد نسبت به ایران و هر آن چه در آن است. می‌گوید سفر برای هرکسی معنایی دارد. برای عده‌ای از این شهر به آن شهر شدن و از این هتل به آن شدن. می‌گوید باید به مردم آموزش داد که سفر، خوش‌گذرانی محض نیست و فرصت کسب تجربه‌های جدید است. می‌توان به سفر رفت، هتل را انتخاب کرد، اقامتگاه‌های بومگردی را امتحان کرد و خانه‌های روستایی یا گاهی چادر زدن در دل طبیعت را. باید طعم هر منطقه را چشید، گاهی با خوردن غذای محلی و عشایر و اقوام و گاهی هم کلامی با آن‌ها.  نمی‌شود که ما هم طبیعت بکر را خواست و همزمان در یک هتل پنج ستاره هم بود. مگر آن هتل اطراف شهر باشد و هر روز برای دیدن طبیعت به آن جا رفت و برگشت. او خودش را شاگرد مدرسه بزرگ طبیعت و مردمش می‌داند. می‌گوید صبر، سخت‌کوشی و سخت‌کوشی، این‌ها بزرگترین درس‌های سفر برایش است. می‌گوید ناامیدی در طبیعت معنایی ندارد چون همیشه امید آخرین چیزی است که می‌میرد.
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
اینستادونی

اینستادونی 560

٩٧/٠٩/٢٢
فتوچاپ

فتوچاپ 560

٩٧/٠٩/٢٢
روی پرده

بمب نه، ولی عاشقانه!

٩٧/٠٩/٢٢
ساختنیجات

به استقبال سرما با پاپوش‌های دست بافت

٩٧/٠٩/٢٢
این روزها دوربین مخفی‌ها هم مثل هزاران چیز دیگر از تلویزیون به اینستاگرام کوچ کرده‌اند

«شما خود دوربین مخفی هستید»

٩٧/٠٩/٢٢
درباره «ونوم» محصول جدید مارول، که تکلیف مشخصی با خودش معلوم نیست

ونوم یک اکشن دست و پا شکسته

٩٧/٠٩/٢٢
یادداشت

جرم دسته‌جمعی بی‌رحمی

٩٧/٠٩/٢٢
یادداشت

اِنزوا در علاقه‌های بند انگشتی

٩٧/٠٩/٢٢
دات کام

دیجیتالی کردن عکس‌های قدیمی

٩٧/٠٩/٢٢
روایت‌هایی درباره راه‌های جالب آشتی‌کردن

قهر... قهر... تا روز قیامت روزهای بچگی

٩٧/٠٩/٢٢
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و آجیل ارزان

٩٧/٠٩/٢٢
چهره هفته

چهره هفته 560

٩٧/٠٩/٢٢
شگرد

چگونه از ADSL راحت شویم؟

٩٧/٠٩/٢٢
گفت‌و‌گو با ملی‌پوش ایرانی که نامزد بهترین تیرانداز سال 2018 جهان شده است

هدفم فقط طلای المپیک است و بس

٩٧/٠٩/٢٢
آنتن

سولوقون یا هنری؟ مسئله این است!

٩٧/٠٩/٢٢
یادداشت

برای «سِن سی» مهربانم

٩٧/٠٩/٢٢
یادداشت

زمین مادرها گِرد نیست

٩٧/٠٩/٢٢
جارچی

جارچی 560

٩٧/٠٩/٢٢
گل‌های باارزش و 3 امتیازی این روزهای مدافعان در لیگ، می‌تواند سرنوشت قهرمانی را تغییر دهد

head طلایی

٩٧/٠٩/٢٢
جانونی

بفرمایید قهوه ختم‌تون رو بنوشید!

٩٧/٠٩/٢٢