جواني زيرسقف کوتاه آسمان
مسائلي که جوانان امروز با آن‌ها درگير است

جواني زيرسقف کوتاه آسمان

نویسنده :

هويت
متاسفانه افزايش جمعيت و گلوله برفي که در دهه 60 با افزايش زاد و ولد افتاد، کشور ما را در دهه 70 با بحران پوشک،‌ شير خشک و شلوغي کلاس‌ها ابتدايي مواجه کرد که هنوز فراموش نشده است. بعد هم با غول کنکور مواجه شديم. الان هم بحران ازدواج،‌ اشتغال و مسکن که نتيجه همان گلوله برفي دهه 60 است مشکل ساز شده است. (مرتضي طلايي عضو شوراي شهر تهران)

مريم توکلي- صديقه سادات بهشتي

* شکاف نسلي حرف جديدي نيست و سال‌هاست که همه دارند در اين مورد حرف مي‌زنند؛ اين‌که هر نسلي به شيوه خودش به زندگي نگاه مي‌کند،‌ پوشش خاص خودش را دارد،‌ الگويش با نسل قبلي فرق مي‌کند،‌ نحوه حرف زدنش مال نسل خودش است،‌ علاقه‌هاي هنري متفاوتي با نسل قبلي دارد،‌ با تفريح‌ها و سرگرمي‌هاي ويژه خودش حال مي‌کند. اين‌که نسل گذشته،‌ عموما نسلي اصولگرا بود؛ در حالي که نسل کنوني عموما سوسول‌گرا مي‌باشد. نسل گذشته اهل کيوکيو، ‌بنگ‌بنگ بودند در حالي که نسل کنوني بيشتر با تريپ کليک‌کليک،‌ بنگ‌بنگ حال مي‌کنند.

نسل گذشته نارگيل و آناناس را جزو ميوه‌جات محسوب مي‌کرد،‌ نسل امروز جزو مدل‌هاي مو. نسل گذشته برکه‌اي بود به عمق چندين متر،‌ نسل کنوني اقيانوسي است به عمق چند ميليمتر و خلاصه اين‌که از زمين تا آسمان با نسل قبل خودش فاصله دارد. جامعه‌شناسان مي‌گويند يکي از دلايل شکاف نسلي اين است که بزرگترها نسل جديد را در کارهايشان شريک نمي‌کنند. اين بزرگ‌ترها فقط پدر و مادر هم نيستند؛ همه کساني که به نحوي توي جامعه مرجع قدرت و قانون‌گذاري به حساب مي‌آيند،‌ جزو اين بزرگ‌ترها هستند. وقتي که قانون نوشته مي‌شده از تنها کسي که مشورت نگرفته‌اند همين نسل جديد بوده است. به هر حال وقتي کار مشترکي نباشد و هر کس کار خودش را بکند،‌ شکاف عميق‌تر و عميق‌تر مي‌شود. به هر حال هر کدام از ما در ذهن خودمان تصويري از جوان‌هاي ايراني و جواني کردن در ايران داريم. خودمان در‌باره خودمان يک طور فکر مي‌کنيم و نسل‌هاي قبل و بعد از ما يک طور ديگر؛ آدم‌هاي معمولي يک طور و مسئولان و تصميم‌گيران يک طور ديگر. اين بار به بهانه روز جوان به سراغ حرف‌هايي که براي جوانان در حوزه‌هاي مختلف زده شده،‌ آمارها و اعداد و راهکارهاي پيشنهادي رفتيم. کلي حرف و آمار را زير و رو کرديم تا ببينيم دغدغه جوان‌ها چيست، چه‌کار مي‌کنند،‌ چي مي‌خورند و کجا مي‌روند و شب و روزشان چطور مي‌گذرد.

کنکور
وزير علوم: با اجراي طرح حذف کنکور، ‌نگراني دانش‌آموزان براي ورود به دانشگاه کاهش مي‌يابد... و دانش‌آموزان نتيجه زحمات 12 ساله خود را نبايد در 3 ساعت ببينند بلکه بايد در طول دوران دبيرستان درس را به صورت کيفي بياموزند...!

* بابا اين همه جاي خالي. شما چرا بيرون ماندي عزيزم؟ بفرما تو. صندلي که هست، بفرما! ما همين‌طور در عجبيم از اين ملت!‌ چرا همه چشم‌هايشان را به روي واقعيت بسته‌اند و نمي‌خواهند بعضي چيزها را ببينند؟ بابا جان توي دانشگاه‌هاي اين مملکت،‌ همين جوري صندلي خالي ريخته. آن وقت شما رفته‌ايد ايستاده‌ايد توي صف کنکور! خوشتان مي‌آيد با زجر وبدبختي به جايي برسيد؟ هلو توي گلويتان گير مي‌کند اين‌قدر زندگي را به کامتان تلخ نکنيد. يعني تا سال آينده کرکره کنکور در تمامي رشته‌ها پايين کشيده مي‌شود وهر کسي از جلوي هر دانشگاهي که رد شود مي‌تواند فرتي برود آموزش دانشکده مورد نظر و ثبت‌نام کند و دانشجو شود. البته سيستم همين‌طوري الکي و دوزاري هم نخواهد بود و امتحانات نهايي سال دوم و سوم دبيرستان و معدل دانش‌آموزان در انتخاب رشته و محل تحصيل تاثيرگذار خواهد بود. سال ديگر همه بروبچ، دانشجو خواهند بود و با توجه به اين‌که تعداد داوطلبان با ظرفيت دانشگاه‌ها برابر مي‌شود، احتمالا دانشگاه‌ها در تبليغات‌شان بيفتند به شيون و زاري که جان مادرتان،‌ بياييد اين‌جا!

يکي از ويژگي‌هاي کنکور در ايران اين است که اگر از زمينش براي من و شما آبي نمي‌جوشد،‌ براي خيلي‌ها دکان نانوايي است. حالا ما مانده‌ايم با اين ويژگي،‌ چطور مي‌خواهند تا سال آينده کنکور را ور بيندازند؟!

به ذهنمان رسيد که:
در مورد تحصيلات بهتر است که شما تکليف خودتان را مشخص کنيد. تحصيلات براي شما چه معنايي دارد و چرا مي‌خواهيد درس بخوانيد. براي بعضي‌ها تحصيلات يعني پز عالي و مدرکي لب تاقچه، براي بعضي‌ها يعني فرار از سربازي، براي بعضي‌ها يعني سرگرمي چون بلد نيستند کار ديگري انجام بدهند و خب اگر درس نخوانند پس چه‌کار کنند! تحصيلات براي بعضي‌ها معناي پول را دارد، پس مي‌روند دنبال کاري که نان‌شان را بيندازد داخل روغن، براي بعضي‌ها هم تحصيلات يعني يادگرفتن چيز‌هايي جديد و باز‌شدن درهاي جديد. هر کدام از اين‌ها مي‌تواند هدف شما از تحصيل باشد، حالا که وضعيتتان مشخص شد، برويد حساب و کتاب کنيد، ببينيد با اين همه هزينه بهتر نبود راه ديگري انتخاب مي‌کرديد، مثلا براي يادگرفتن مهارت و بعد کار کردن روش‌هاي فني‌تري را انتخاب مي‌کرديد، يا براي پول درآوردن راه‌هاي اصولي تر! و براي فرار از سربازي و چيزهاي ديگر.

سلامت
دکتر علويان معاون سلامت وزارت بهداشت: «بزرگ‌ترين تهديد سلامت جوان‌هاي ما و حتي همه جوان‌هاي دنيا در حال و آينده، سندروم متابوليک يا همان بيماري است که شامل ديابت،‌ فشارخون،‌ بيماري قلبي عروقي، چاقي،‌ کبد چرب،‌ مقاومت در برابر انسولين و افزايش اسيد اوريک خون مي‌شود و عاملش هم کم‌تحرکي، بدغذايي و به طور کلي سبک زندگي غلط جوان‌هاي امروز است. جوانان امروزي وقتي مي‌خواهند تفريح کنند،‌ به جاي اين‌که بروند کوه، سينما يا حتي فعاليت‌هاي هنري و ورزشي انجام بدهند،‌ دست هم را مي‌گيرند و مي‌روند کافي‌شاپ يا رستوران فست‌فود مي‌خورند و بعد دوباره سوار ماشين مي‌شوند و برمي‌گردند خانه.»

* سلامت و جوان؛ اين موضوعي است که کمتر مورد توجه جامعه و حتي خود جوان‌ها قرار گرفته است. البته اين‌که بيشتر آدم‌ها تازه 40-50 سالگي به بعد ياد سلامتي‌شان مي‌افتند،‌ شايد طبيعي باشد؛‌ به هر حال جواني است و عضلات قوي واندام‌هاي تازه‌کاري که هنوز مرور زمان مستهلک‌شان نکرده و بدن سرحال و قبراقي که هنوز مزه درد و دارو و پرهيز را نچشيده است. اين ويژگي جوامعي با جمعيتي جوان است که به موضوع سلامت خيلي حساس نيستند؛‌ چون به محض اين‌که مي‌گوييم جوان، همه ياد مشکلات رفاهي مثل کار و مسکن و ازدواج مي‌افتند؛ درحالي که در جوامع غربي چون مشکلات رفاهي کمتر دارند و ميانگين سني جمعيت‌شان هم بالاتر است،‌ بيشتر با چالش‌هاي سلامت درگيرند. پس براي مسئولان و مردم آن کشورها،‌ سلامت يک اولويت است. مطالعه‌اي که در سال 84 انجام شده،‌ نشان داد که مصرف غذاهاي آماده 2 تا 3 وعده در هفته بوده که الان حتما خيلي زيادتر هم شده است. اصلا همين که رستوران‌هاي فست‌فود مثل قارچ رشد مي‌کنند،‌ نشان‌دهنده گرايش زياد مردم به اين غذاهاست که بسيار مضر هستند. طبق آمارهاي وزارت بهداشت،‌ بعد از تصادفات رانندگي،‌ بيماري‌هاي غير واگيردار دومين عامل مرگ و مير ما جوان‌ها هستند. آمار مرگ و مير ناشي از بيماري‌هاي غير واگير که علت اصلي آن سبک زندگي غلط است،‌ بسيار بيشتر از مرگ و مير ناشي از بيماري‌هاي واگير، مانند ايدز است.

به ذهنمان رسيد که:
کافي است به همين موضوع توجه کنيد که ما جمعيت جوان جامعه که همگي با هم به اين دنيا آمده‌ايم، همگي با هم به همه امراض و بدبختي‌ها دچار خواهيم شد، پس هيچ‌کس به‌جز خودمان نمي‌تواند به ما کمک کند و روزي که ما همه با هم پير شديم، جوان‌هاي جامعه اين‌قدر زياد نيستند که زير بال و پر ما را بگيرند و از ما مواظبت کنند، همين‌طور که الان خودمان بايد براي خودمان طرح و ايده بدهيم و همه چيز را حل کنيم، آن‌موقع هم بايد خودمان به فکر دوا و درمان باشيم. راه‌حلش هم اين است که کمي به خودمان زحمت بدهيم و به جاي خودن غذاهاي سرعتي (همان fast food) برويم منزل و غذاي مادر عزيزمان را ميل کنيم که حاوي عشق و محبت هم هست.

اعتياد
مهندس طاهري جانشين دبيرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر: «الان مواد مخدر جديد چيزي نيست که سراغ هيچ کس نيايد. هم مدير عالي‌رتبه،‌ هم روحاني عالي مقام،‌ هم شخصيت فرهنگ و علمي و هم شخصيت اقتصادي و شهروند عادي بچه‌هايشان در خطر هستند. ما نمونه‌اش را داريم؛ براي همين، من وقتي اين‌ها را مي‌بينم بدنم مي‌لرزد که نکند فردا اعتياد سراغ بچه من هم بيايد.»

* واقعا ديگر مانده‌ايم طنز بنويسيم،‌ اعلاميه تحريم بنويسيم،‌ جدي بنويسيم،‌ شوخي ناجور بکنيم،‌ چه کار کنيم که سيگاري‌ها بي‌خيال قضيه شوند. پدرجان! اين همه آمار از هر سوراخ و سمبه‌اي که سراغ داشتيم کشيديم بيرون و اين هشدار که سرطان و هزار درد ومرض ديگر با اين سيگار کوفتي سراغ مصرف‌کنندگانش مي‌رود ولي باز هم فلش آمار مصرف رو به بالاست، وزير آموزش و پرورش هم زير بار آمار 30هزار نفري دانش‌آموز معتاد نمي‌شود.

براساس آمار مرکز مشاوره وزارت علوم،‌ تحقيقات و فناوري؛ با توجه به تست‌هاي به عمل آمده در سراسر کشور و دانشجويان جديد الورود در هر سال،‌ تحقيقات نشان مي‌دهد کمتر از 3 درصد از دانشجويان اقدام به مصرف سيگار مي‌کنند. طبق آمار منتشر شده از سوي آموزش و‌ پرورش حدود 5 درصد دانش‌آموزان دختر تهراني سيگاري هستند و 16 درصد پسران دانش‌آموز هم ايضا. بر اساس تحقيقات 72 درصد معتادان کشور کار، درآمد و خانه دارند،‌ بنابراين فقر و بيکاري عامل اعتياد نيست. بيشتر آسيب و احساس خطر و سوء مصرف بين طبقات سنين 20 تا 39 سال است. اعتياد از آن چيزهايي است که آتشش هر لحظه ممکن است در زندگي آدميزاد بيفتد. فکر نکنيد درباره پسر همسايه يا دخترهاي کوچه حرف مي‌زنيم؛ آمارها مي‌گويند 90 درصد جوان‌هاي ايراني در معرض تعارف مواد مخدر هستند؛ البته همه‌شان که نه اما بالاخره درصدي‌شان نمک‌گير مي‌شوند و مشتري. به اعتقاد کارشناسان آن‌هايي که مشتري اعتياد شده‌اند از يک جا و از يک سن شروع کرده‌اند، که شروع همان دوران دبيرستان و دانشگاه است. مواد مخدر مهم‌ترين عاملي است که پاي جوان‌ها را به زندان مي‌کشد. اين جرم بين دخترها و پسرها مشترک است.

به ذهنمان رسيد که:
بحران اعتياد از آن چيزهايي است که باعث و باني دارد و باعث و باني‌اش به‌جز مورد دوست ناباب، چيزي است به نام بحران شخصيت، اگر اين بحران را به سلامتي پشت سر گذاشتيد و مسئله‌اي با شخصيت‌تان نداريد، خوشحال باشيد که معتاد نمي‌شويد. شايد تنها را‌ه‌حل اين مسئله تقويت استعدادها و توانمندي‌هاي شخصي باشد که با استفاده از اين استعدادها مي‌شود خلأهاي شخصيتي را پر کرد تا نيازي براي پر شدن آن‌ها با مواد مخدر نباشد.

تفريح
دکتر حسام الدين آشنا: «يک قمارباز اينترنت را يک قمارخانه مي‌بيند و يک دانشجو به اينترنت به چشم يک دانشگاه بزرگ نگاه مي‌کند.»

* متوسط استفاده کاربران ايراني از اينترنت يک ساعت است. از طرف ديگر فقط 20 درصد ايراني‌ها با اينترنت سرو کار دارند.

وقتي براي جامعه‌اي بزرگ‌ترين تفريح مي‌شود اينترنت،‌ سايت‌هاي تفريحي پر بيننده‌اي هم درست مي‌شود. در اروپا افرادي که سواد کمتري دارند‌،‌ از اينترنت براي سرگرمي استفاده مي‌کنند و افرادي که تحصيلات بالاتري دارند،‌ بيشتر سراغ استفاده شغلي‌، منبع علمي و... مي‌روند.

تحقيقات نشان داده که بيشترين استفاده‌اي که جوان ايراني از اينترنت مي‌کند، ايميل زدن است. اين روزها ايميل حتي از يک وسيله ارتباطي و شخصي فراتر رفته و گروه‌هاي اينترنتي با ايجاد اي‌ميل مشترک،‌ يک مطلب را به همه اعضا‌،‌ ارسال مي‌کنند.

در ايران عملا چت کردن به معادلي براي تمايل به عشق سيال تبديل شده است. اگر دقت کنيد، ‌اين اواخر نوشته‌ها کم شده است. باور کنيد اين مسئله مهم است، در بقيه کشورها روي همين ريزه‌کاري‌ها کار مي‌کنند و برايش برنامه‌ريزي دقيق مي‌کنند اما ما گاهي از گفتنش هم ابا داريم. خب تخمين 1.5 ميليون وبلاگ در ايران هم نشان از توجه به وبلاگ براي گذراندن وقت و انتقال اطلاعات و احساسات است.
به ذهنمان رسيد که:

لازم نيست که به تفريح حتما به چشم يک هيجان و اتفاق بزرگ پر از سر‌و‌صدا نگاه کنيد، لازم نيست حتما دنبال وسايل ترسناک يا هول‌انگيز باشيد، تصميم بگيريد که از امکانات موجود به عنوان تفريح استفاده کنيد. با وضعيتي که ما داريم مطمئن باشيد امکان حضور پيدا کردن در يک شهربازي پر هيجان، تونل وحشت يا سرزمين دايناسورها وجود ندارد، اگر تصميم گرفته‌ايد که تفريح سالمي داشته باشيد، همين الان وضعيت خودتان را مشخص کنيد، همين امکانات مي‌توانند ابزار شما براي گذراندن زمان فراغت باشند، اينترنت شايد يکي از در دسترس‌ترين اين ابزارها باشد ولي از همين ابزار مي‌شود به عنوان تفريحي علمي و همراه با اطلاعات و حتي ابزار کار استفاده کرد، کافي است راه‌هاي استفاده از اينترنت را به عنوان يک ابزار علمي، تحصيلي، اطلاعاتي و حتي کاري ياد بگيريد.

ازدواج و طلاق
شهلا کاظمي معاون پژوهشي مرکز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه: «اختلاف ميانگين سني دختران و پسران در ازدواج هم‌چنان پنچ سال باقي مانده است و تا ده سال آينده يک ميليون دختر به جمعيت تجرد قطعي کشور افزوده مي‌شود.»

* يکي نيست به اين دخترخانم‌هاي عزيز بگويد،‌ شما که مي‌دانيد انگور خوب نصيب شغال مي‌شود پس چرا در معيارهايتان تجديد نظر نمي‌کنيد؟ گذر پوست به دباغ‌خانه مي‌افتد، پس چرا در معيارهايتان تجديد نظر نمي‌کنيد؟ اين شتري است که درخانه همه مي‌خوابد،‌ پس چرا در معيارهايتان تجديد نظر نمي‌کنيد؟ « به دليل اين‌که بين سن ازدواج دختران و پسرها به طور متوسط پنج سال فاصله وجود دارد در مقايسه تعداد دخترهاي مجرد 15 تا 35 ساله با پسرهاي مجرد 20 تا 40 ساله،‌ تعداد دختران حدود يک ميليون نفر بيشتر است... تنها راه حل مشکل تجرد قطعي دختران اين است که همسن گزيني همسري در کشور رخ دهد.»

بيشتر طلاق‌ها هم مربوط به زوج‌هايي بوده که کمتر از 4 سال از ازدواج‌شان گذشته است يعني تقريبا نيمي از طلاق‌ها مال جوان‌هايي است که حتي آن‌قدر با هم زندگي نکرده‌اند که طعم زندگي مشترک را بچشند.

به ذهنمان رسيد که:
وقتي هنوز وقتش نرسيده که ازدواج کنيد يا وقتي شرايط ازدواج فراهم نيست يا وقتي گزينه مورد نظر در دسترس نمي‌باشد يا وقتي معيارهايتان با آن‌چه در واقعيت هست خيلي تفاوت دارد بهتر است به فکر راهکاري باشيد که اگر شما را به ازدواج نرساند حداقل باعث مي‌شود احساس فقدان نداشته باشيد. يکي از اين راه‌ها کسب آمادگي و مهارت براي ازدواج است، اين مهارت‌ها حتي اگر ازدواج نکنيد به شما توانايي حل مسائلي را مي‌دهد که در زندگي با آن مواجه هستيد و اگر ازدواج کنيد به شما قابليت زوجيت مي‌دهد، قابليتي که باعث مي‌شود کمي بيشتر از چهار سال در کنار هم زندگي کنيد و ديرتر طلاق بگيريد!

اشتغال
ابراهيم فياض عضو هيات علمي گروه مردم شناسي دانشگاه تهران: «متاسفانه در جامعه ما مردها (پسرها) دخترگونه تربيت شده‌اند! براي همين هم در تمام دوران زندگي‌شان با ويژگي‌هاي زنانه و موضوعي که عامه به آن زن‌ذليلي مي‌گويند درگير هستند و روحيات مادرانه و زنانه بر تمامي بخش‌هاي جامعه مسلط مي‌شود. وقتي اين اتفاق مي‌افتد ما چيزي جز مردان مهربان و زن‌ذليل دستمان را نمي‌گيرد. حالا با اين شرايط اگر انتظار داريد پسرهاي ما سراغ شغل مردانه،‌ يدي و سخت بروند انتظار دوري است و جسارت مردانه ندارند. الان زن‌ها سراغ کارهاي سخت رفته‌اند و مردها همچنان دنبال کار راحت هستند.»

* طبق آخرين سرشماري نفوس کشور در سال 85 از حدود 23.5 ميليون نفر جمعيت فعال درايران، 87.25 درصد شاغل و 12.75 درصد بيکار بوده‌اند. آماري که هيچ وقت به عنوان مقايسه استفاده نمي‌شود؛ آماري که نشان مي‌دهد نسل تنبل ما سراغ کارهاي راحت و پشت ميزي مي‌روند،‌ يعني 48.7 درصد در بخش خدمات همان کارهاي پشت ميز و اداري به کار مشغولند و بعد از آن به ترتيب بخش صنعت با 26.5 درصد و بخش کشاورزي با 22.3 درصد در رتبه‌هاي بعدي از نظر تعداد شاغلين قرار گرفته‌اند.

مساله کار در سال‌هاي اخير يکي از مهم‌ترين و چالش برانگيزترين موضوعات اجتماعي در کشور ما بوده است. مردم ما حداقل در 50 سال گذشته به لحاظ اتخاذ سياست‌هاي دولتي از حاکميت و دولت انتظار ايجاد کار دولتي با بيمه و خدمات ديگر براي خودشان و فرزندانشان داشته‌اند. از آن طرف سياسيون و دولتمردان هم هيچ وقت مرز بين وظايف بخش خصوصي و دولتي را در زمينه ايجاد اشتغال مشخص نکردند و هميشه قبول کردند که بخش مهمي از وظايف دولت ايجاد کار براي جوانان است و از طرف ديگر جامعه شناسان و آسيب‌شناسان اجتماعي فارغ از تمام اين مسائل خيلي از آسيب‌هاي جامعه را ناشي از رشد روز افزون آمار بيکاري در جامعه دانسته و براي همين دغدغه‌اي مانند تنبلي! يعني نسل جديد آن‌قدر چشم انتظار حضور در کارهاي دولتي نشسته و آن‌قدر از حمايت‌هاي خانوادگي برخوردار شده که به نسلي تنبل و از زير کار در رو معروف است.

به ذهنمان رسيد که:
مهم‌ترين اتفاقي که ممکن است در زندگي يک نفر بيفتند همان کار نان و آب‌دارش است. کاري که بشود با آن خرج روزمره خودتان و بعدها يک نفر ديگر را (براي جوان‌هاي ذکور) در بياوريد‌، هر کس براي خودش تعريفي از کار دارد و در روياهايش به آن مي‌رسد و در بازي‌هاي بچگي‌اش نقشش را بازي مي‌کرده. اين رويا زماني مي‌تواند به واقعيت برسد که شما براي خودتان برنامه‌اي داشته باشيد، يعني مشخص کرده باشيد که براي شغل مورد نظرتان به چه مهارت‌هايي احتياج داريد و اين مهارت‌ها را کسب کرده باشيد. هر مهارتي مي‌تواند زمينه شروع يک شغل جديد را فراهم کند، شغلي که منبع درآمد است و مي‌تواند شما را به چيزهاي ديگري هم برساند. يادگرفتن مهارت‌هاي مختلف و بعد استفاده از اين مهارت‌ها در شروع يک کار نان و آب‌دار به شما کمک مي‌کند، پس اين مهارت‌ها را دست کم نگيريد.

نظرات کاربران
کد امنیتی