من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

نویسنده : محمدناصر حق خواه

چه‌قدر جمله دل‌نشینی بود. «آیا مشکل فلان قشر ما فلان مساله است؟» همه با هم می‌گفتیم نخیر! خیلی جمله دل‌نشینی بود. خیلی اصولا آن زمان‌ها دل‌نشین بود همه چیز. ما خوشحال می‌شدیم وقتی می‌دیدیم بقیه‌ای هستند که می‌دانند مشکل ما فلان مسئله نیست؛ اما همین خوشحالی نمی‌گذاشت بپرسیم خب مشکل ما چیست اگر فلان مسئله نیست. بعدها اما برای ما سوال شد که پس مشکل ما چیست؛ مثلا نگارنده خودش این هفته نمایشگاه کتاب رفته بود، چه نمایشکاه کتابی، قیامت! شوخی لوس و دست‌مالی شده همه داشتند سیب‌زمینی سرخ کرده و پیراشکی می‌خوردند را هم نمی‌گویم چون انصافا دست همه یکی دو کیسه پر کتاب بود؛ اما مشکل ما مگر کتاب‌خوانی مردم ما نبود؟ خب این همه کتاب کجا می‌رود؟ آیا به واقع مشکل ما مشکل کتاب خوانی مردم ما است؟ یا مثلا همین اول هفته، تیم ملی فوتسال بانوان ما قهرمان آسیا شدند بعد یک عده آن چنان تیتر زدند و کپشن نوشتند انگار حالا چه شده، این عزیزان که دوره پیش هم قهرمان شدند. آیا مشکل ما واقعا قهرمانی دختران ما در آسیا است؟ من اصلا دلیل این همه هشتگ‌ها و پست‌هایی که در ستایش دختران سرزمینم در باب مسائل اجتماعی بی ربط  می‌گذارند، نمی‌فهمم. یا مثلا آقای فرهادی فیلم‌شان در افتتاحیه کن امسال پخش شده که برگ درختان سبز می‌ریزد از این اتفاق اما واقعا آقای فرهادی مگر بار اولش است؟ ایشان را به حال خود بگذاری جایزه برنده نشده باقی نمی‌گذارند روی این کره خاکی بس که افلاکی‌ا‌ند (نگارنده درگیر سجع شده بدجور؛ آخه افلاکی؟) عده‌ای هی مصاحبه‌های ایشان را درشت می‌کنند و درباره‌اش حرف می‌زنند، آیا به واقع مشکل ما، مشکل حرف‌های آقای فرهادی ما است؟ خوشحال باید بود دیگر از همین که یک نفر را داریم که هی افتخار هی افتخار هی افتخار. به نظرم بیخود نیست که قدیم‌ها گفتمان غالب، گفتمان مشکل ما که این چیزها نیست بود و این روزها گفتمان ما، گفتمانِ مشکل ما این چیزها هست شده. البته در کل فرقی نکرده قبلا ما نمی‌دانستیم مشکل ما چیست؛ الان اما هی می‌دانیم که مشکل ما چی است اما بقیه مسائل همان جوری است که قبلا بود؛ خیلی هم خوبه ما این جوری راحتیم اصلا؛ به قول این جدیدی‌ها که می‌گویند: «بابا بگذارید مردم زندگی‌شون رو بکنند؛ بگذارید ما هی بهشون بگیم مشکل چیه؛ بابا بگذارید یه نفسی بکشند مردم... بابا... بابا...»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
زنگ انشاء

موضوع انشا: غذای مورد علاقه تان چیست؟

٩٧/١٠/٢٠
توئیتری ها

#آرایشگر

٩٧/١٠/٢٠

#مسابقه_آنلاین

٩٧/١٠/٢٠
یادداشت

در باب اصالت مصرف‌کنندگی هنر و ادبیات

٩٧/١٠/٢٠
اینستادونی

اینستادونی 564

٩٧/١٠/٢٠
به بهانه اقبال زیاد به سریال بانوی عمارت درباره این نوشتیم که چرا سریال‌های تاریخی‌طور را دوست داریم؟

با تاریخ، بدون انقضا

٩٧/١٠/٢٠

آیا بانوی عمارت یک اثر تاریخی است؟

٩٧/١٠/٢٠
پایان نامه

خودروی خارجی بهتر است یا ناظم خوب؟!

٩٧/١٠/٢٠
یادداشت

تیتراژ، پایان ماندگار یک سریال

٩٧/١٠/٢٠
معرفی کوتاه از فیلمی که رکورد شبکه نت‌فلیکس را جا به جا کرد

جعبه پرنده، درهم شکننده رکوردها

٩٧/١٠/٢٠
جارچی

جارچی 564

٩٧/١٠/٢٠
نکاتی جالب درباره بهترین پشت خط‌زن تاریخ والیبال ایران که شاید به تیم‌ملی برگردد

چراغ سبز شهرام به تیم‌ملی

٩٧/١٠/٢٠
بیفور ویژه

ماجرای بیلبیلک‌های مشکی

٩٧/١٠/٢٠
آنتن

راهکارهای جیمی برای جلوگیری از دزدی!

٩٧/١٠/٢٠
فتوچاپ

فتوچاپ 564

٩٧/١٠/٢٠
نگاهی به چند اثر از سینمای اقتباسی ایران به بهانه ساخت فیلم براساس رمان «نامیرا»

سینما اقتباس وطنی

٩٧/١٠/٢٠
روایت‌های ساده‌ای درباره رفتارهایی که مهر ورزیدن و محبت کردن را یاد می‌آورند

مهربانی‌های کوچک زنــــدگی را امتداد دهیم...

٩٧/١٠/٢٠
یادداشت

پیش‌فرض‌های ناقص

٩٧/١٠/٢٠
ساختنیجات

کمری های اندازه با روش های ساده

٩٧/١٠/٢٠
درباره بازگشت «فرهاد مجیدی» به استقلال در قامت کمک مربی «وینفرد شفر»

هفت برگشت

٩٧/١٠/٢٠