انتقام به سبک پارک «چان ووک»
30جيم‌نما

انتقام به سبک پارک «چان ووک»

نویسنده :

در ادامه معرفي کارگردان‌هاي نامتعارف سينما، مي‌رسيم به «پارک چان ووک»، کارگردان 47 ساله اهل کره جنوبي که در سال‌هاي اخير، هواي تازه فيلم‌هاي خودش را به خورد سينما دوستان جهان مي‌دهد. اين فيلم‌ساز که به گفته خودش پس از ديدن فيلم «سرگيجه» اثر «هيچکاک» به عالم سينما روي آورد، هنر عجيبي در ايجاد تعليق و هيجان بدون استفاده از اکشن و حرکات عجيب و غريب دوربين دارد. نمونه اين اثرگذاري را مي‌توان در نماي آغازين فيلم «پيرپسر» او مشاهده کرد که دوربين از تاريکي به صورت مردي باز مي‌شود که از بام يک ساختمان آويزان است و يک نفر خارج از قاب، کراوات او را گرفته و مي‌گويد: «‌نمي‌گذارم خودت را بکشي، بايد قبلش داستان زندگي من رو بشنوي.» که همين تک صحنه کافي است تا براي دانستن داستان اين مرد تا آخر فيلم را دنبال کنيم.

سه‌گانه انتقام
3 فيلم «پيرپسر»، «همدردي براي بانوي انتقام» و «همدردي براي آقاي انتقام» اين کارگردان در جهان به نام سه‌گانه انتقام مشهور شده‌اند که به معرفي آن‌ها مي‌پردازيم.

پيرپسر
در اين فيلم با زندگي يک مرد معمولي به نام «اوته‌سو» طرفيم که عده‌اي به‌طور ناگهاني او را مي‌ربايند و براي مدت 15 سال در اتاقي حبس مي‌کنند. زندانبان همان‌طور که او را ناگهاني گرفته بود، بي‌مقدمه هم رها مي‌کند و هرچند اوته‌سو در اواسط فيلم زندانبان خود را مي‌شناسد ولي مجبور است براي يافتن پاسخ سوال اصلي‌اش، طبق قواعد او، بازي را تا آخر ادامه دهد. اين فيلم جايزه ويژه هيئت داوران جشنواره کن و همچنين 16 جايزه معتبر بين‌المللي ديگر را نصيب پارک چان ووک کرد.

همدردي براي بانوي انتقام
اولين نکته تبليغي، اين که در اين فيلم «يانگوم» نقش اصلي را بر عهده دارد. او زن بسيار معصومي به نظر مي‌رسد ولي به جرم قتل يک پسربچه به 13 سال زندان محکوم شده است و در اين مدت دخترش را خانواده‌اي استراليايي تحت تکفل خود گرفته‌اند. وي پس از آزادي از زندان در يک شيريني فروشي مشغول به کار مي‌شود و دستور خريد يک تفنگ ويژه را مي‌دهد تا با آن به سراغ مردي برود که هم قاتل واقعي آن پسربچه بوده و هم زندگي يانگوم را از او گرفته است.

همدردي براي آقاي انتقام
داستان اين يکي خيلي پيچيده است و در اين چند خط نمي‌توان به آن پرداخت. همين‌قدر بدانيد که از لحاظ درام و قصه‌نويسي در سطح بالاتري از بانوي انتقام قرار دارد.

چان‌ووک پس از اين 3 فيلم، پا به عالم عاشقانه‌ها گذاشت. وي در فيلم «‌من يک سايبورگ هستم ولي خيالي نيست» به روايت داستان دختري مي‌پردازد که پس از برق‌گرفتگي در کارخانه فکر مي‌کند تبديل به يک سايبورگ (‌يعني موجودي که ظاهري انساني دارد ولي در اصل يک روبات يا نيمه روبات است) شده است. در اين ميان او از جواني که در آسايشگاه رواني به دزد بودن معروف شده مي‌خواهد که احساسات او را بدزدد تا هرچه بيشتر به روبات‌ها شبيه شود ولي آن جوان دلباخته او مي‌شود و...

جديدترين فيلم او به نام «عطش» نيز امسال به پرفروش‌ترين فيلم کره تبديل شد و جايزه هيئت داوران جشنواره کن را هم گرفت.

نظرات کاربران
کد امنیتی