دونده هزارتو در خط پایان
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

نویسنده : الهام حبشی

اکران فیلم «دونده هزارتو: علاج مرگ» بهترین خبر برای طرفداران ژانر اکشن و علمی تخیلی است. فیلمی که قرار بود سال 2017 اکران بشود، اما از بد روزگار سر صحنه فیلم‌برداری تصادف شدیدی برای دیلان اوبرین بازیگر نقش اصلی اتفاق افتاد و طرفداران این مجموعه را یک سال دیگر هم چشم به انتظار گذاشت. قسمت جدید این مجموعه 3 قسمتی که بر اساس رمان پرفروش اثر «جیمز داشنر» ساخته شده، توانست در چشم به هم زدنی صدرنشین فروش گیشه‌های سینما بشود. «دونده هزارتو» از بهترین آثار نوجوانانه‌ای است که خوشبختانه در آن اثری از سکانس‌های لوس تینیجری نمی‌بینیم. در ادامه بیشتر از نقاط ضعف و قوت این فیلم صحبت کرده‌ایم. 

در جستجوی مینهو
داستان «علاج مرگ»، داستان رو در روی هم قرار گرفتن آدم‌ها است. داستان قانون جنگل، «بکش تا کشته نشوی». داستان غم انگیزی که ضعیف را تبدیل به کالا و موش آزمایشگاهی کرده و در آخر از دور خارج می‌کند. اما وقتی پای بقای انسان در میان باشد، وقتی زنگ خطر به گوش آدمیزاد برسد دیگر هیچ چیز عادی نخواهد ماند، آن زمان است که انسان دست به کارهایی شگفت‌انگیز خواهد زد. در دو قسمت قبل دیدیم که توماس، نقش اصلی فیلم به همراه گروهی از دوستانش موفق شد از منطقه‌ای که در آن محبوس شده بودند، فرار کنند و جان سالم از آن همه موقعیت مرگ بار به‌در ببرند. حالا در قسمت آخر توماس و همراهانش برای نجات دوستشان «مینهو» و 28 نفر دیگر وارد ریسک جدیدی می‌شوند. ریسکی که یک پایان بی ‌عیب و نقص و راضی‌کننده برای طرفداران این مجموعه به ارمغان خواهد آورد.
یک اکشن تمام عیار
وقتی کارگردان قبل از کارگردان بودن متخصص جلوه‎های ویژه کامپیوتری و طراحی گرافیکی باشد، دیگر فیلم از لحاظ جلوه‌های ویژه بصری چه چیز ممکن است کم داشته باشد؟ بله امتیاز ویژه‌ای که نصیب «دونده هزارتو» شده کارگردانی به نام «وس بال» است، کارگردانی که با همین اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند خود توانسته قهرمان واقعی این مجموعه باشد. او به کمک افکت‌های کامپیوتری بهترین خروجی ممکن را برای مخاطبان به ارمغان آورده است. فیلمی که درگیری‌های شلوغ ندارد اما سکانس‌های معرکه‌ای دارد که قطعا بارها آن‌ها را تماشا خواهید کرد و هر بار بیشتر از قبل لذت خواهید برد. افکت‌های بصری دربست در اختیار داستان و تعقیب و گریزهای تمام نشدنی فیلم هستند. با این تعاریف فیلم «علاج مرگ» یک اکشن تمام عیار با تعقیب و گریزی نفس‌گیر و تصاویر جذاب است که این فیلم را تبدیل به یک اثر خوب کرده است.  
بازیگرانی از نا کجاآباد
یکی از بارزترین نقاط قوت این مجموعه استفاده از بازیگرانی است که شهرت زیادی نداشته‌اند و با این حال توانسته‌اند بازی‌های بسیار خوبی را از خود به نمایش بگذارند. بازیگران جوان و گمنامی که در نقش‌های خود به بهترین شکل ممکن ظاهر شده‌اند. البته نقطه ضعفی در این میان وجود دارد که قصورش بر گردن بازیگران نیست. نقش‌ها با آن‌که به خوبی پیاده شده‌اند اما شخصیت‌پردازی قوی و چندان جذابی ندارند. بعضی‌های‌شان حضور کمرنگی دارند و قبل از این‌که چشم مخاطب به دیدن آن‌ها عادت کند از داستان خارج شده و سرانجام خاصی ندارند. اما در مجموع اگر از شخصیت‌پردازی ضعیف کاراکترهای فرعی چشم‌پوشی کنیم، دو کاراکتر «توماس» و «نیوت» شخصیت‌پردازی‌هایی نسبتا راضی‌کننده دارند.
فیلمی بر اساس امید
در فیلم «دونده مارپیچ» برعکس دیگر آثار نوجوانانه به جای تاکید زیاد بر روی احساسات میان دو جنس مخالف، تمرکز اصلی داستان حول محور دیگری می‎چرخد. کارگردان فیلم که سعی داشته به رمان وفادار بماند، تاکید اصلی فیلم را بر «امید داشتن» متمرکز کرده است. اصل امید در تمام لحظات فیلم حضور پر رنگی دارد و شما به خوبی متوجه اتفاقات و دیالوگ‌های بعضا شعاری خواهید شد که قصد محکم کردن هدف فیلم را دارند. در میان تمام آدم‌هایی که سال‌ها است غرق نا امیدی هستند، برگزیده‌ای پا به میدان می‌گذارد و دیگران را متقاعد می‌کند. متقاعد به این موضوع که: «هیچ وقت دیر نیست»، «شما می‌توانید تغییر کنید»  و مسیری را در فیلم ترسیم می‌کند که مملو از تلاش و مبارزه با ظلم و نابرابری است.
فیلمنامه‌ای که می‌لنگد
بزرگ‌ترین ضعف فیلم، داستانی است که کماکان کلیشه‌های نوجوان محور در آن خودنمایی می‌کند. اتحاد آدم‌ها با یکدیگر در مقابل بی‌عدالتی و احقاق حق به وسیله‌ زور و درگیری. روایت فیلم تقریبا همان مسائلی است که در دیگر فیلم‌های نوجوان‌پسند هالیوودی دیده‌ایم. اما نکته مثبت این فیلم خوب روایت شدنش است که باعث می‌شود تکرار مکررات زیادی توی ذوق مخاطب نزند و او را پای فیلم بنشاند. با این حال داستانی که برای «علاج مرگ» تعریف شده، نسبت به زمان فیلم بسیار کوتاه است و خیلی از موقعیت‌ها هم آن‌قدر کش‌دار شده‌اند‌ که از حوصله خارج می‌شوند. در کل فیلم «دونده هزارتو: علاج مرگ» اثر نسبتا خوبی است که آدم را یاد کتاب‌های قطور می‌اندازد. کتابی که برای رسیدن به بخش‌های جذابش باید چهل دقیقه‌ای را، دندان روی جگر بگذارید.
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
زنگ انشاء

موضوع انشا: غذای مورد علاقه تان چیست؟

٩٧/١٠/٢٠
توئیتری ها

#آرایشگر

٩٧/١٠/٢٠

#مسابقه_آنلاین

٩٧/١٠/٢٠

آیا بانوی عمارت یک اثر تاریخی است؟

٩٧/١٠/٢٠
یادداشت

در باب اصالت مصرف‌کنندگی هنر و ادبیات

٩٧/١٠/٢٠
اینستادونی

اینستادونی 564

٩٧/١٠/٢٠
به بهانه اقبال زیاد به سریال بانوی عمارت درباره این نوشتیم که چرا سریال‌های تاریخی‌طور را دوست داریم؟

با تاریخ، بدون انقضا

٩٧/١٠/٢٠
پایان نامه

خودروی خارجی بهتر است یا ناظم خوب؟!

٩٧/١٠/٢٠
یادداشت

تیتراژ، پایان ماندگار یک سریال

٩٧/١٠/٢٠
جارچی

جارچی 564

٩٧/١٠/٢٠
معرفی کوتاه از فیلمی که رکورد شبکه نت‌فلیکس را جا به جا کرد

جعبه پرنده، درهم شکننده رکوردها

٩٧/١٠/٢٠
نکاتی جالب درباره بهترین پشت خط‌زن تاریخ والیبال ایران که شاید به تیم‌ملی برگردد

چراغ سبز شهرام به تیم‌ملی

٩٧/١٠/٢٠
بیفور ویژه

ماجرای بیلبیلک‌های مشکی

٩٧/١٠/٢٠
آنتن

راهکارهای جیمی برای جلوگیری از دزدی!

٩٧/١٠/٢٠
فتوچاپ

فتوچاپ 564

٩٧/١٠/٢٠
نگاهی به چند اثر از سینمای اقتباسی ایران به بهانه ساخت فیلم براساس رمان «نامیرا»

سینما اقتباس وطنی

٩٧/١٠/٢٠
روایت‌های ساده‌ای درباره رفتارهایی که مهر ورزیدن و محبت کردن را یاد می‌آورند

مهربانی‌های کوچک زنــــدگی را امتداد دهیم...

٩٧/١٠/٢٠
یادداشت

پیش‌فرض‌های ناقص

٩٧/١٠/٢٠
ساختنیجات

کمری های اندازه با روش های ساده

٩٧/١٠/٢٠
درباره بازگشت «فرهاد مجیدی» به استقلال در قامت کمک مربی «وینفرد شفر»

هفت برگشت

٩٧/١٠/٢٠