نويسندگي ؛ شغل دوم نويسندگان
نگاهي بر مشاغل مختلف نويسندگان ايراني

نويسندگي ؛ شغل دوم نويسندگان

نویسنده :

نادر ابراهيمي

يک عاشقانه آرام، بار ديگر شهري که دوست مي‌داشتم، تکثير تاسف انگيز پدر بزرگ و... ؛ نادر ابراهيمي آثار زيادي دارد. دو کتاب او به نام‌هاي «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» شرح زندگي‌اش است که ابراهيمي در آن‌ها بيان کرده که چه‌قدر سخت است تمام شغل‌هايي که در آن‌ها بوده است را بشمارد: کمک‌ کارگري تعميرگاه سيار در ترکمن‌صحرا، کارگري چاپخانه، حسابداري و تحويلداري بانک، صفحه‌بندي روزنامه و مجله و کارهاي چاپي ديگر، ميرزايي يک حجره فرش در بازار، مترجمي و ويراستاري، ايران‌شناسي عملي و چاپ مقاله‌هاي ايران‌شناختي، فيلم‌سازي مستند و سينمايي، مصور کردن کتاب‌هاي کودکان، مديريت يک کتاب‌فروشي، خطاطي، نقاشي و نقاشي روي روسري و لباس، تدريس در دانشگاه‌ها و...

غلامحسين ساعدي
اگر آثار زيادي از غلامحسين ساعدي را نخوانده‌ايد امکان ندارد که از فيلم گاو چيزي نشنيده باشيد. چه چيز مي‌توانست باعث شود تا ساعدي يا همان گوهرمراد که به‌خاطر اين‌که سانسورچيان شاه به کارهايش مشکوک بودند از اين اسم مستعار استفاده مي‌کرد، شخصيت پردازي‌هايي دقيق داشته باشد؟ شغل روان‌پزشکي! او به کمک برادرش علي اکبر ساعدي که جراحي ماهر است و چند پزشک جوان ديگر، درمانگاهي در ميدان رازي تهران تاسيس مي‌کنند و با يک ويزيت کم، فقيران حاشيه نشين را درمان مي‌کنند. جالب اين‌جاست که گوهرمراد با تمام اين مشغله‌ها مي‌نويسد.

سيمين دانشور
قسمت‌هايي از «سووشون» در کتاب فارسي مان را به خاطر مي‌آوريد؟ گوشه کوچکي از رمان زيباي سيمين دانشور است. اولين نويسنده زن ايراني که به طور حرفه‌اي مي‌نوشت هم از مشايعت مشاغل ديگر در کنار حرفه مورد علاقه‌اش بي‌نصيب نبود؛ البته اين را اضافه کنيد به مبارزه با افکار حاکم بر جامعه آن زمان که نويسندگي يک زن را کاري خلاف عرف مي‌دانستند! معاون اداره تبليغات خارجي بود؛ در راديو تهران کار مي‌کرد و بالاخره بعد از گرفتن دکتراي ادبيات فارسي دانشگاه تهران، در رشته زيباشناسي دانشگاه استنفورد تحصيل کرد و سپس استاد دانشگاه شد.

هوشنگ مرادي‌کرماني
آثار هوشنگ مرادي کرماني، با فيلم‌هاي ساخته شده بر اساس آن‌ها هرگز از ذهن‌مان پاک نمي‌شود. در کتاب «شما که غريبه نيستيد» هوشنگ مرادي کرماني با همان زبان شيرين و خودماني، سرگذشت هوشوي کوچک را مي‌گويد که چطور هوشنگ مرادي کرماني نويسنده شده است. از همان کودکي با شاگردي در گچ کاري براي خريد کتاب و مجله پول جمع مي‌کند. خرج تحصيلش را با کار کردن در يک نانوايي در مي‌آورد و در دبيرستان حرفه‌اي بازرگاني، رشته برق مي‌خواند. خطاطي مي‌کند. در محضر کار مي‌کند. در قهوه خانه مشغول مي‌شود. بعد از سربازي کارشناس وزارت بهداشت مي‌شود و تمام اين کارها با اولين تجربه‌هاي نوشتاري او همراه است. از نوشتن نمايش‌نامه و روزنامه ديواري در مدرسه تا چاپ نوشته‌اش در مجله خوشه و راه‌يابي‌اش به راديو و تلويزيون و سينما.

جلال آل‌احمد
مدير مدرسه، سه تار، سرگذشت کندوها، از رنجي که مي‌بريم و... داستان‌هاي جلال آل احمد در کوچه‌ها وخيابان‌ها راه مي‌روند. «من جلالم؛ جلال آل احمد. ما رو معلم کردن بياييم اين‌جا يه چيزي تو مخ شما فرو کنيم. شما 60 70 نفري، 60 -70 تا سوال و جواب داشته باشيد که داريد، اما تا جايي که جا داشته باشد و جواب داشته باشيم، جواب مي‌ديم. نداشته باشيم هم تو کتاب پيدا مي‌کنيم مياريم...» يک کيف چرمي مندرس، تعدادي کاغذ و کتاب در زير بغل، تصوير اولين روزهاي معلمي جلال آل احمد در ذهن يکي از شاگردانش است. او به عنوان معلم ادبيات و انشاء تدريس مي‌کند. هم زمان با تدريس و معلمي، کتاب‌ها و مقالاتش را مي‌نويسد و در خانه‌اش جلسات ادبيات و سياست مي‌گذارد.

اسماعيل فصيح
کارمند شرکت نفت در آبادان بود. شب‌ها مي‌نوشته تا بتواند کار نوشتنش را پيش ببرد و روزها در شرکت نفت کار مي‌کرد. دل کور، درد سياوش، گردابي چنين حايل و... از آثار اوست.

محمدعلي جمال‌زاده
فارسي شکر است، قصه‌هاي کوتاه براي بچه‌هاي ريش‌دار، سرو ته يه کرباس و... آثار محمد علي جمال‌زاده‌اند که پدر داستان کوتاه و داستان واقع‌گراي زبان فارسي است. او در مدت اقامتش در برلين کارمند سفارت ايران بود و سرپرستي محصلان ايراني را بر عهده داشت. بعدها به دفتر بين المللي کار وابسته به جامعه ملل رفت و تا زمان بازنشستگي در آن‌جا مشغول به کار بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی