سبک زندگی تلویزیونی
نگاهی به چهار برنامه نوروزی سیما که با سبک زندگی ما ارتباط دارند

سبک زندگی تلویزیونی

نویسنده : الهام یوسفی

 ما ساعت‌های زیادی از عمرمان را پای تلویزیون نشسته‌ایم. ساعات بسیار دیگری هم هست که تلویزیون خانه‌‌مان بدون دلیل روشن است و ما حین انجام کار یا رفت‌وآمد صدای آن را می‌شنویم یا بخشی از برنامه‌های آن نظرمان را جلب می‌کند. رسانه بخش زیادی از زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد، حتی اگر مقاومت کنیم و نخواهیم، باز هم این اتفاق می‌افتد. رسانه به مرور زمان ما را در مورد برخی چیزها بی‌تفاوت می‌کند یا حساسیت‌مان را به برخی چیزها افزایش می‌دهد. ساده‌ترینش این است که ما دنیایی از تکه کلام‌هایی داریم که رسانه وارد مکالمات روزمره ما کرده است، آن هم نه یک برنامه کارشناسی، بلکه یک سریال طنز، یا یک سریال خانوادگی شبانه یا یک برنامه سرگرم کننده گفت‌وگو محور با حضور یک ستاره! در این شماره به بهانه پخش برخی برنامه‌های تلویزیونی نوروزی که به نظر می‌رسد با فضای سبک‌زندگی مرتبط است، نگاهی انداخته‌ایم به چند و چون مقوله تاثیر رسانه بر سبک زندگی و ارزیابی کلی این برنامه‌ها.

دیگه «وقتشه» برای ازدواج جوانان کاری بکنیم
همیشه پای شبکه «نسیم» در میان است، حداقل در ایده‌ دادن برای برنامه‌هایی که بخشی از نیاز جامعه است. با این‌که خیلی دیر است و تاخیر در ازدواج جوان‌ها و مقولات مرتبط با عشق و عاشقی و مشکلات فرآیند ازدواج، دیگر به یک بحران خاک خورده و فراموش‌شده تبدیل شده است، باز جای شکرش باقی‌است که فکر کنیم هستند کسانی که حداقل، دغدغه پرداختن به نیازهای اجتماعی قشر جوان را دارند و می‌خواهند در اندازه طرح مسئله هم که شده به این موضوع اشاره کنند. اما آیا همین کافی‌است؟ آیا این برنامه‌ها هم به خاطر مسائل مختلف از جمله اطلاعات اندک سازندگان آن و نیز افتادن در رقابت جذب مخاطب بیشتر، کم‌کم به یک شوی پر از های‌و‌هوی تبدیل نمی‌شوند؟ نمایشی از آوازها و بزن و برقص‌ها با حضور یک زوج سلبریتی که مثلا ازدواج‌شان پنج سال است دوام آورده است. در این میان متاسفانه ادعایی که سازندگان برنامه مطرح کرده‌اند از سوی هیچ جامعه‌شناس و کارشناس رسانه به چالش کشیده نشده؛ که اگر «وقتشه» قرار بود قهرمان عشق و عاشقی برای جوان‌ها بسازد دقیقا منظورش چه بوده و چقدر به این هدفش نزدیک شده است؟ آیا جز پرسیدن چند سوال کلیشه‌ای درباره چطوری دعوا می‌کنید؟ کی اول کوتاه می‌آید؟ و... هیچ روش دیگری برای حل مسئله بحران ازدواج و بحران ناپایداری زندگی نیست؟ با این همه باز جای شکرش باقی‌است که در این برهوت برنامه‌های صدا و سیما لااقل یکی ادای دغدغه‌مندی را درآورده است. با این‌که در بخشی از این برنامه درددل و گلایه جوان‌ها- البته بعد از سانسور بخش‌های مورددار- منعکس می‌شود، برنامه‌سازان ما اصولا یادشان می‌رود که سبک زندگی حرف‌ها و پاسخ‌های کلیشه‌ای و رایج نیست. بلکه همه آن چیزی است که در قاب تلویزیون و خارج از آن پیرامون آن آدم وجود دارد، پوشش و آرایش آدم‌ها، رفتار و روابط‌شان در فضای مجازی، سلوک فکری و اعتقادی و ده‌ها چیز دیگر. 
«کودک شو» تا یاد بگیری با کودکت چطوری رفتار کنی
این بار هم شبکه نسیم، با برنامه کودک شو خودش را وارد بخشی از سبک زندگی خانواده‌ها کرده است. این‌بار هم با مجری‌گری یک بازیگر نسبتاً خوش استیل و پر طرفدار. چه خوب! قرار نیست که همیشه کارشناس‌ها مجری برنامه باشند. کودک‌شو، برنامه‌ای است که خیلی چیزها را به مخاطبانش یادآوری می‌کند، این‌که چقدر کودک‌شان را می‌شناسند یا چقدر برای شناختنش وقت می‌گذارند؟ آیا می‌دانند او چه دوست دارد؟ از چه چیزی بدش می‌آید؟ و خیلی چیزهای دیگر. کودک شو ادعا دارد که می‌خواهد به پدر و مادرها یاد بدهد که در فضای بسته آپارتمان‌های امروزی هم می‌توانند با بچه‌هایشان بازی‌های خلاقانه انجام دهند و برایشان وقت بگذراند. خب! این بسیار کار خوبی است و جایش حسابی در تلویزیون خالی بود. تلویزیونی که بیشتر مخاطبان آن خانواده‌ها هستند و این رسانه تاثیر انکار ناپذیر در زندگی آن‌ها دارد. اما بخشی از این برنامه- شاید هم به صورت ناخواسته- کودکان را به مثابه عروسکی که باید باعث شود مادر و پدرش برنده یک رقابت بزرگسالانه شود وارد بازی می‌کند. بخشی از برنامه هم با پرسیدن سوالات خصوصی وارد حریم شخصی زوج‌ها می‌شود مثل این‌که چرا یک بچه؟ چرا بچه دوم نمی‌آورید؟ آیا قرار است بچه بعدی را بیاورید یا خیر؟ این سوالات مسلما هیچ تاثیری در سبک زندگی آدم‌ها یا تشویق به فرزندآوری و افزایش میزان موالید ندارد و صرفا یک سوال خصوصی است. در عین حال کودک شو هیچ تصویر واقعی و درستی از بچه‌داشتن به زوج‌های بدون فرزند نمی‌دهد، و در واقع کمک اندکی به رشد آگاهی کسانی که هنوز والد نشده‌اند می‌کند. 
به «خانه ما» بیایید تا زندگی کردن یاد بگیرید
شاید نزدیک‌ترین برنامه به فضای سبک زندگی که واقعا به جای درگیر بودن در تاک شوهای استودیویی به خانه‌های مردم رفته و فضای سبک زندگی ایرانی‌ها را از نزدیک نشان داده است و ویژگی‌های خوب و بد را در یک رقابت به نمایش گذاشته برنامه خانه ماست. برنامه‌ای که در هر فصل مهمان یکی از شهرهای ایران است. طراحی مسابقه هم به نحوی است که به عموم ویژگی‌های یک خانواده خوب ایرانی اشاره می‌کند اعم از روابط میان اعضا، مسائل اقتصادی و صرفه جویی و آینده‌نگری، همکاری و مشارکت، تفریحات، کسب و کار و درآمد و پس‌انداز و... از ویژگی‌های جذاب این برنامه لزوم ثبت نام خانوادگی است. پرداختن جدی به الگوی اقتصادی خانواده‌ها هم هدفی است که برنامه به صورت جدی دنبال می‌کند تا جایی که یک اپلیکیشن حسابداری به نام «خانواده ما» هم از سایت رسمی آن‌ها قابل دسترسی است که بتوان به وسیله آن مسائل اقتصادی خانواده را مدیریت کرد. شاید ضرورت تولید برنامه‌هایی که به جای فضای نمایشی ستاره‌های سینما و تلویزیون، زندگی واقعی آدم‌های واقعی را با همه درگیری‌ها و مسائل و مشکلات و خوشی‌ها و لذت‌ها نشان می‌دهد خالی بود. برنامه‌ای که لوکیشن آن نه یک استودیوی سرپوشیده با نورپردازی‌های بسیار بلکه خانه یک ایرانی در نقطه‌ای از کشور است. البته کاش این برنامه پا را فراتر گذاشته و از فضای کاملا شهری به نقاط کوچکتر و حتی روستاها هم برود تا سبک زندگی بخش فراموش شده مردم را دوباره به رسانه بیاورد و البته کاش برنامه‌سازان این دست برنامه‌ها ناامید نشوند و خودشان را وارد بازی بی‌فایده «مخاطب بیشتر= برنامه بهتر» نکنند.
«پایتخت»، پنج فصل در فرار از سریال‌های پایتختی
همه برنامه‌هایی که از آن‌ها در حوزه برنامه‌های سبک زندگی نام بردیم مستندها یا برنامه‌های گفتگومحور بود اما در همه جای جهان، سبک زندگی بیش از هر چیز به واسطه سریال‌های تلویزیونی ترویج داده می‌شود. چیزی که در ایران به هیچ وجه مورد توجه نیست. در حقیقت انگار در ایران سریال‌ها قرار است فقط سرگرم‌کننده باشند و یا نهایتا ماه رمضانی و آموزنده با دوز بالایی از نصیحت. غافل از این‌که مردم اصولا شکل زندگی، روابط انسانی، نوع پوشش و مصرف و چیدمان خانه و نوع ماشین و تربیت بچه‌شان را از طریق سریال‌ها آن هم به صورت غیر مستقیم می‌آموزند. در این میان سریال پرطرفدار و موفق پایتخت که برای پنج فصل توانسته بیرون از فضای مرکزنشینی شخصیت‌های دوست‌داشتنی بسازد، به دلیل مخاطبان بی‌شمارش و نیز نزدیکی به زندگی مردم می‌تواند در ترویج سبک زندگی بیش از هر برنامه‌ای اثر بخش باشد. انگار که سازندگان هم به بخشی از آن توجه دارند، آن‌جا که رابطه محترمانه و مسئولانه در نگهداری از پدر- پنجعلی- و حمایت از خواهر آسیب دیده به تصویر کشیده می‌شود. در شخصیت عاقل و قانع و صرفه‌جو و البته به لحاظ اجتماعی موفق «هما» زنی که می‌تواند خانواده و همسرش را مدیریت کند، بلد است مشکلات را حل کند و با خواهر شوهر و پدر شوهرش زندگی کند و روابط مطلوب داشته باشد. از نکات مثبت و منفی سریال پایتخت بسیار می‌توان گفت. اما ورای همه این‌ها شاید می‌شد روابط میان شخصیت‌ها را با دقت بیشتری ترسیم کرد، برخی شوخی‌ها انگار کمی از فضای کلی سریال دور است و زیاده‌روی می‌کند. اما نباید فراموش کرد که پایتخت اتفاق بزرگی در سریال‌سازی ایرانی بود. نه فقط برای طنازی بسیار خوبش و نه برای این‌که بسیاری از مردم برای دیدن و بازدیدن آن مشتاقند بلکه برای نشان دادن تصویری واقعی از مردمی که لباس پوشیدنش‌شان، خلق و خوی‌شان، شغل و مدل خانه‌ و غذاخوردن و حرف زدنشان شبیه بسیاری از مردم است. مردمی که شریف و دوست‌داشتنی‌اند، به جای سیاه و سفید بودن، خاکستری‌اند، و بیش از هر چیزی هوای هم را دارند.
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها