پایتخت قلب‌ها
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

نویسنده : مریم نیک پور

 ای خِدااا، وقتی این عبارت را شنیدم درجا روی سرم شاخ در آوردم، این عبارت را همکلاسی اتو کشیده و عبوسم می‌گفت که هیچ وقت حتی یک لبخند معمولی هم روی لبانش ندیده بودم، البته این اولین برخوردم با این تکه کلام نبود، صبح اول وقت هم همسایه وقتی در پارکینگ را باز می‌کرد گفت: ای خِدااا هر چی کار خطری من می‌فرستید جلو!

شنیدن ای خِدااا معروف بهتاش با لهجه شیرین مازندرانی نشانه ای‌است از آمدن پایتخت در روزمره ما جایی که آن را می‌توان بیرون از قاب شیشه‌ای تلویزیون دید. نقی معمولی و خانواده‌اش خیلی معمولی وارد لحظه‌های ما شده‌اند از فضای مجازی بگیرید تا جمع‌های دوستانه و خانوادگی، پایتخت در لبخندها و خاطره‌هایمان، خیلی معمولی نفوذ کرده است. البته ناگفته نماند که پایتخت هم سوتی‌ها و ایراداتی دارد اما با همه این صحبت‌ها باز هم ما را جذب خودش می‌کند، ما با پایتخت می‌‌خندیم، گریه می‌کنیم و حتی می‌ترسیم، گاهی برای کُشتی نقی استرس داریم و دعا می‌کنیم تا قهرمان شود، گاهی هم دلمان برای همسر به اقیانوس افتاده ارسطو می‌سوزد، بعضی شب‌ها هم از ترس داعش روی مبل جلوی تلویزیون خشک‌مان می‌زند و نگرانیم مو از سر شخصیت‌های دوست‌داشتنی‌مان کم نشود و وقتی با داعش می‌جنگند ته دلمان برایشان دعا می‌کنیم. فرقی ندارد در یک جمع خشک و رسمی باشیم یا یک جمع خودمانی، شوخی‌های پایتخت سر زبان‌هایمان می‌چرخد و به «وای فای می» گفتن نقی می‌خندیم. نویسنده‌های این سریال قطعه‌های پازل خانواده معمولی را آنقدر درست کنار هم چیده‌اند که بعید نیست بعضی از ما گمان کنیم، می‌توانیم در یکی از سفرهای سالانه‌مان به شمال کشور، سری به علی آباد بزنیم و خانواده معمولی را از نزدیک تماشا کنیم. از بابا پنجعلی بگیرید تا بهتاش و نقی و هما، نمی‌توانیم بگوییم فلان شخصیت بد است یا فلانی خوب است ما نقی را بیشتر از ارسطو دوست داریم یا بالعکس، نه، همه آن‌ها درست سر جای خودشان با همه ویژگی‌های منحصر بفردشان به دلمان می‌نشینند، ما لجبازی نقی، جاهلانه‌های بهتاش و حتی سختگیری‌های هما را دوست داریم و دلمان می‌‌خواهد قصه آن‌ها را دنبال کنیم. پایتخت بین سریال‌های خسته کننده، قابل پیش بینی و لوس این روزهای تلویزیون، یک غنیمت به حساب می‌آید. غنیمتی که کارگردانش برخلاف سریال‌های دیگر خساستی در ارائه لوکیشن‌های پرتعداد ندارد و به عمد سعی می‌کند داستانش را در فضاهای مختلف روایت کند. قاب‌های چشم‌نواز و متنوع 18 قسمت پایتخت 5 را بگذارید در کنار خانواده دوست داشتنی که تنابنده و تیم نویسندگان برای ما خلق کردند تا متوجه شوید، چرا ما با تمام ضعف‌هایی که از سری جدید پایتخت در ذهن داریم ولی باز هم برای تماشای فصل جدیدش لحظه‌شماری می‌کنیم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
همه چیز درباره مهم ترین اتفاق شبکه های اجتماعی در سال 2018

#رسوایی_فیسبوک

٩٧/٠١/٣٠