اندر احوالات مریدان و حرص دنیا
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و حرص دنیا

نویسنده : مهدیه جوادی

چندی بود همه روزه مریدان در صف صرافی‌ها بودند و به محضر استادنا ابوجارچی ابن جیم خراسانی حاضر نمی‌گشتند و صبح تا شب دلار خرید و فروش می‌کردند. روزی ابن جیم که حوصله‌اش سر رفته بود اعلام کرد که جمیع مردم بلاد را هیچ نگرانی نباشد چون ما گفته‌ایم. این خبر به مریدان رسید و ایشان به خویش آمده دست از دلار برداشته و به محضر پیر جیم بازگشتند. چند روزی به این منوال بود تا این‌که قیمت دلار مجدد جهشی پرشی زد و هر روز بالاتر از دیروز گشت. مریدان نزد ابن جیم آمدند و گفتند: ای خفن! حال ما چه کنیم تو مگر نگفتی نگران نباشید؟ ابوجارچی گفت: حال نیز می‌گویم نگران نباشید. مریدان گفتند: چطور؟ ابن جیم گفت: این دلار روزی ۷ تومان بوده و حالا در حال رسیدن به 7 هزار تومان است و این اتفاق میمونی است، زیرا که 7 عدد شانس است. اکنون شما نیز حرص دنیا را نخورید، چون قبلا یک نفر حرص دنیا را خورده و الان دنیا حرص ندارد. مریدان چون این سخنان شنیدند جملگی هر چه حرص خورده بودند را قی کردند و از آن به بعد به بادیه رفته و ریگ بیابان خوردند و توبه کرده هر روز ۱۰۰ دلار پاره کردند و برای مردم بینوای آمریکا دعا کردند که هر روز دلارشان گران‌تر می‌شود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها