جارچی 531
جارچی

جارچی 531

نویسنده : ایمان فروزان نیا - فرانک باباپور

بدهید کتیبه بسازند

اواخر تعطیلات عید یکهو پیام‌های تبلیغاتی بعضی از آژانس‌های هواپیمایی برای فروش بلیت کیش شروع شد. بلیت‌های 300 تا 400 هزارتومانی به یک دهم قیمت فروخته می‌شد و ملت هم از فرصت طلایی استفاده کردند و سریع بلیت خریدند و تمام مدتی که در هواپیما بودند به اوج زرنگی و فرصت‌یابی خودشان بالیدند و خویش را تحسین کردند که با 30 هزار تومان عازم کیش شده‌اند. اما از آن جایی که یک آژانس ایرانی واقعی هیچ وقت فرصتی را بی‌دلیل ایجاد نمی‌کند در یک حرکت تلافی جویانه پروازهای برگشت را لغو کردند و قیمت بلیت بازگشت پروازهای جدید هم دو برابر قیمت معمول یعنی 800 هزار تومان قیمت‌گذاری شد تا کاملا تهدید اواخر ایام تعطیلات به فرصت تبدیل شود و کسری هزینه پرواز رفت جبران. دقیقا این‌جا باید یک صدایی روی تصویر پخش شود که این است مدیریت ایرانی! همین اتفاق اگر در زمان ساسانیان می‌افتاد مردم خودشان یک کتیبه درست می‌کردند که رویش این واقعه را می‌نگاشتند تا دیگر هیچ فردی از سرزمین فارس به خیال این‌که فرصتی ارزان برای گردش یافته است به سفر نرود و درس عبرتی شود برای آیندگان.

شهرداری خانه خاله نیست

یعنی خدا شانس بدهد. ما چندین سال دنبال کار می‌گردیم که کلی شرایط و بند و بساط دارد، بعد رزومه می‌فرستیم و تست شخصیت‌شناسی و طبع‌شناسی و غیره می‌دهیم و در نهایت معلوم می‌شود چون به آدامس اکالیپتوس حساسیت داریم، لیاقت کار در آن شغل را نداریم و ردمان می‌کنند. بعد آقای نجفی، شهردار تهران، خودش گفته بیمار است و استعفا داده که برود روند درمانش را طی کند، اعضای شورا قبول نکرده و گفته‌اند بیخود بیماری داری، همین جا یک لیوان جوشانده و چای نبات پیدا می‌شود که بخوری و خوب شوی و باید بیایی سرکار و شهردار بمانی. اصلا مگر خودت آمدی شهردار شدی که حالا هم خودت بروی؟ مگر شهرداری تهران خانه خاله است؟ (در این قسمت یک عده به هم نگاه کرده و وسایل روی میزشان را ریخته‌اند توی کشو) اصلا صندلی شهرداری تهران عادت ندارد! 14 سال یک نفر ثابت رویش نشسته و حالا یکهو یکی ننشسته و گرم نشده بلند شود، ناراحت می‌شود و به تریج قبایش برمی‌خورد. جان شما راه ندارد! این شده که نجفی باز شهردار تهران مانده. اما طفلی آنقدر بیماری‌اش حاد است که مجبور شده دوباره استعفا بدهد و این بار دیگر از آن استعفاهای الکی نبوده و معاونانش هم استعفا داده‌اند و به این ترتیب نه تنها معاونانش را با خود برده، بلکه گیتار را هم با خود می‌برد!

بالاخره کنترل شد

 بالاخره کنترل شد. بالاخره پایین آمد. از اول هم می‌دانستم که باید به درایت و کاردانی مدیران‌مان اعتماد کنیم. از اول هم معلوم بود که یک عده سودجو نمی‌توانند نظم بازار را تا همیشه بر هم بزنند. البته فکرش را نمی‌کردم به این زودی و راحتی بتوان سر و ته قضیه را به هم آورد ولی مسئولان یک بار دیگر نشان دادند که بی‌خود نیست که مسئول شده‌اند و اگر دلال‌ها ختم هستند آن‌ها شب چهلم تشریف دارند. حتی گفته‌اند اگر صبر کنیم قیمت گوجه سبز هم که تا کیلویی 220 هزار تومان بالا رفته پایین می‌آید. البته نباید خیلی عجله کرد و باید کمی بهشان زمان داد. بالاخره همین کنترل قیمت چغاله بادام خودش کلی انرژی گرفته از مسئولان و طول می‌کشد تا ریکاوری شوند با این حال رییس اتحادیه فروشندگان میوه و سبزی برای این‌که خیال همه راحت شود گفت: «بازار چغاله‌بادام کنترل شده و مردم قدری صبر کنند گوجه‌سبز هم ارزان می‌شود.»

درآمدزایی از افزایش دلار

 نرخ جدید عوارض خروج از ایران ابلاغ شد و بر اساس قانون بودجه سال ۹۷، برای هر مسافر، بار اول ۲۲۰ هزار تومان، بار دوم ۳۳۰ هزار تومان و برای بار سوم به بعد ۴۴۰ هزار تومان می‌باشد. در حالی که عوارض خروج برای بار اول ۷۵ هزار تومان بود. حالا شما بگویید مسئولان به فکر اقتصاد کشور نیستند! یعنی مسئولان تا دیدند دلار رفته بالا و همه دارند حقوق یک بی‌کار در آمریکا را با حقوق خودشان مقایسه می‌کنند و تصمیم می‌گیرند هر چه دارند و ندارند بفروشند و بروند، گفتند سریع عوارض خروج را گران کنند تا یک پولی بگیرند و خودش درآمدزایی بشود. ولی خب من جای آن‌ها بودم عوارض اولی را می‌کردم مثلا 5 میلیون تومان! به هرحال کسی که بخواهد برود مطمئنا برنمی‌گردد که به بار دوم و سوم برسد. تازه این آدم برود آن‌ور و بیکار هم باشد ماهی 500 دلار معادل 3 میلیون تومان حقوق خواهد گرفت و خودش می‌داند 5 میلیون تومان نهایتا حقوق دو ماهش می‌شود و راحت پرداخت می‌کند. پس این افزایش‌ها بد چیزی هم نیستند. تازه جوانان ما هم واقع‌بین می‌شوند. همین‌ها تا دیروز داشتند حقوق نیمار را با حقوق خودشان مقایسه می‌کردند و حالا دارند حقوق یک بیکار آمریکایی را مقایسه می‌کنند که مسلما رسیدن به دومی خیلی آسان‌تر و قابل دسترس‌تر است!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
همه چیز درباره مهم ترین اتفاق شبکه های اجتماعی در سال 2018

#رسوایی_فیسبوک

٩٧/٠١/٣٠