سال جوونا

سال جوونا

نویسنده : محمدناصر حق خواه

بعضی جوان‌ها امسال نه به قول گزارشگران ورزشی، جوان و جویای نام بودند و نه به تعبیر بعضی موسپیدها جوان جاهل، آن‌ها به خنده وادارمان کردند؛ ما را گریاندند، امیدوارمان کردند؛ آن‌ها جالب بودند.

حسن یزدانی
باورتان می‌شود ما در این مملکت کشتی‌گیری داریم که غیر از یک رقیب، هیچ کس در یک سال گذشته نتوانسته شش دقیقه با او سرشاخ بماند و پهلوان مملکت ما ضربه‌اش کرده؟ باورتان شود. ما حسن یزدانی داریم. حسن یزدانی که گزارشگران را از خود بی خود می‌کند، حریفان را کلافه و نفس‌بریده، هواداران را حیرت‌زده و رکوردها را خجل. وزن از وزن و تورنمنت از تورنمنت نمی‌شناسد؛ او فقط می‌برد. شگفتی بی‌رقیب کشتی ما که کم‌کم باید برایش بخوانیم: نشود هیچ‌کس به آسانی، پهلوان حسن یزدانی!
هومن سیدی
وقتی در جامعه اتفاقاتی می‌افتد که به تبع آن هنرمندان واکنشی خاص به آن نشان می‌دهند؛ خیل عظیمی به پیروی از آنان همان مسیر را پی می‌گیرند و به خیال همراهی چند ده باره مردم همان  راه را می‌روند. کمتر کسی هست که مسیری دیگر گونه را برگزیند چون کمتر کسی هومن سیدی است! نگاه، تکنیک، اشراف به معضلات اجتماعی از او مولفی ساخته که فیلم‌هایش را می‌شود هومن سیدی‌‌طور خطاب کرد. فیلم‌هایی که قاب‌هایی گیرا دارد، روایت‌های جذاب و خط داستانی شگفت‌انگیز. هومن سیدی بدون شک جوان جالب سینمای امسال بوده، کسی که با «مغزهای کوچک زنگ‌زده» توانست سیمرغ بهترین فیلم‌نامه و البته بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره را کسب کند.
علیرضا جهانبخش
بعد از نسل طلایی فوتبالیست‌هایمان در اوایل و اواسط دهه هشتاد، دوره افت پسا علی کریمی و علی دایی و مهدوی‌کیا را سپری می‌کردیم و نهایت امیدمان به دو رگه‌هایی بود که لژیونر ما محسوب نمی‌شدند و اصولا فوتبال‌شان را از همان زمین‌های غیرخاکی فرنگ آغاز کرده بودند. اما بعد از مدت‌ها شنبه‌ها و یک‌شنبه‌ها گوش تیز می‌کنیم تا بشنویم برایمان چه خبر می‌آورند از گل زدن یا پاس گل دادن یا بهترین بازیکن میدان شدن ستاره فوتبال‌مان علیرضا جهانبخش. بازیکنی که بی ادعا و بی حاشیه و بدون سابقه بازی در پرطرفدارهای پایتخت، راهش را برای درخشش جوری بازکرده که دوست و دشمن به احترامش کلاه از سر برمی‌دارند و چشم امید ملتی به ساق‌های اوست در روسیه 2018.
محمد جواد آذری جهرمی
 بعضی‌ها مجموعه تمام نشدنی از ترین‌ها و اولین‌ها هستند؛ مثلا همین آقای محمدجواد آذری‌جهرمی. اولین وزیر سی و چند ساله جمهوری اسلامی، جوان‌ترین وزیر تاریخ ایران، اولین وزیر جمهوری اسلامی که پس از انقلاب به دنیا آمده است؛ اولین وزیری که نمی‌تواند پدر خیلی از ما باشد و نقشش نهایتا برادر بزرگ‌تر است و این حس ترکیبی از خوشحالی و البته تعجب به کسی مثل من می‌دهد؛ وقتی با خودم فکر می‌کنم وزیر مملکت از من حدود یک دهه بزرگ‌تر است و باید دست بجنبانم چون شاید راه برای جوانان باز شده؛ انگار مسئول و مردم حرف هم را آسان‌تر می‌فهمند؛ انگار ما و مسئول جوان از یک لغت‌نامه استفاده می‌کنیم این روزها و این خوب است؛ خیلی خوب.
نوید محمدزاده
خوب زیاد داشته‌ایم. عالی هم نه زیاد اما داشته‌ایم. با استعداد و درخشان و عالی هم داشته‌ایم. با استعداد و درخشان و عالی و همیشه در اوج و سوپراستاری با چهره‌ای معمولی چه؟ این قلم آخر را کم داشتیم که حالا داریم. سینما را عرض می‌کنم. در سینما، بازیگری متصف به همین ویژگی‌ها را باید با ذره‌بین پیدا کنیم. اما نوید محمدزاده بدون ذره‌بین پیداست. اصلا لازم نیست کسی رویش ذره‌بین بیندازد، این‌قدر جلوتر از خود قدم برمی‌دارد و این‌قدر قدش از خودش بلندتر می‌نماید که لازم نیست دنبالش باشیم. ببر کرد فروردینی با شتاب می‌دود و افتخارات را شکار می‌کند و تجربه‌ها را در بند می‌کشد و به قلب‌ها چنگ می‌اندازد و  همه را مجذوب خط و خالش می‌کند. او حالا حالاها جوان اول سینمای ما خواهد بود.
نظرات کاربران
کد امنیتی