عیده که عیده...
یادداشت

عیده که عیده...

نویسنده : ایمان فروزان نیا

سال تحویل برای من آن‌قدرها مهم نیست. شاید از خیلی روزهای معمولی هم کم اهمیت‌تر باشد. هیچ وقت نتوانسته‌ام با آن همه شوق و آماده‌سازی برای رسیدنش کنار بیایم. از بچگی می‌پرسیدم چرا باید سال تحویل این همه رسم و رسوم اجرا کنیم؟ خیلی‌هایش را نمی‌توانستم درک کنم و هنوز هم نمی‌کنم. می‌گفتند این‌ها رسم است، حرکت‌های نمادین است و پشت هر کدامش یک پیام است. خب من را چه به حرکت نمادین. حرکت نمادین چه دردی از دردهای ما دوا می‌کند؟! برای همین از بچگی با نشستن پای سفره هفت‌سین، آن هم با کلی آماده‌سازی (از اصلاح مو بگیر تا لباس اتو کشیده پوشیدن) مشکل داشتم ولی خانواده‌ام همیشه اصرار می‌کردند که باید همه سر سفره باشیم. برای همین یک سال وقت عید، رفتم دستشویی و تا بعد از سال تحویل بیرون نیامدم. صدای مامان و بابا را می‌شنیدم که می‌گفتند پس ایمان کو؟ داداشم داد می‌زد ایمان بیا بیرون سال داره تحویل میشه و من با خیال راحت چمباتمه زده بودم توی توالت و به صداها گوش می‌کردم. بعد که سال تحویل شد بیرون آمدم. داداشم به شوخی می‌گفت سال رو هر طور شروع کنی تا آخر سال همون‌طوری می‌مونی، تو هم تا آخر سال همش توی دستشویی می‌مونی. به شوخی‌اش نخندیم، البته کمی ترسیدم که حرفش راست باشد ولی خیلی زود متوجه شدم که دفعات دستشویی رفتنم فرقی با باقی روزها نکرده است.

بزرگ‌تر که شدم هم سال تحویل را زیاد تحویل نمی‌گرفتم. دو سال قبل که سال تحویل سر صبح بود، تا 3 ساعت بعد از در شدن توپ عید خواب بودم. حتی ساعت هم کوک نکرده بودیم که از خواب بیدار شویم. مثل مرد خوابیدم و ظهر بیدار شدم رفتیم حرم و بعد هم دیدار پدر و مادر خودم و همسرم. حتی امسال هم اگر سال تحویل خوابم بیاید می‌خوابم (البته می‌دانم که ساعت 8 شب هیچ‌کس نمی‌خوابد و من هم خواب نخواهم بود ولی صرفا خواستم روی موضعم تاکید کنم) چون هنوز هم درک نمی‌کنم این همه ادا برای چیست؟ این همه حرکت نمادین برای چیست؟ اصلا درد جامعه ما همین حرکات نمادین است، همین که شده‌ایم مردم نمادین، مردم حرف. و وقتی پای عمل می‌آید جا می‌زنیم یا خلاف شعارها و حرکت‌های نمادین‌مان عمل می‌کنیم.

سکه می‌گذاریم سر سفره برای برکت، بعد از تعطیلات برمی‌گردیم سر کار و پول حلال را حرام می‌کنیم و حواس‌مان نیست که برکت از کاسه سکه داخل سفره عید بیرون نمی‌آید. سرکه می‌گذاریم وسط سفره که نگندیم ولی از بس گند دماغیم نه هیچ‌کجا با روی خوش عید دیدنی می‌رویم نه هیچ‌کس را با روی باز به خانه‌مان راه می‌دهیم. سبزه سبز می‌کنیم که سبز باشیم، بعد در اولین عید دیدنی قوم و خویش را قهوه‌ای می‌کنیم. این‌ها اگر جوک و به سخره گرفتن خودمان نیست پس چیست؟ من اصلا پایه این کارها نیستم، حالم از ادا بازی بهم می‌خورد، ترجیح می‌‌دهم همین آدم نکبتی که هستم باشم، بدون این‌که در لحظه‌هایی از سال به صورت نمادین آدم شوم. ترجیح می‌دهم اگر قرار است درست شوم، اگر قرار است بهتر شوم بدون ادا بازی و در همان لحظه که می‌طلبد باشد. ترجیح می‌دهم دعای سال تحویل را هر روز وقتی با لباس‌های خانه روی مبل نشسته‌ام بخوانم، برای من حالش بیشتر است از توی کت و شلوار و کنار سفره‌ای که درکش نمی‌کنم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

در باب چیستی و چرایی شاخ

٩٧/٠٤/٢٤
یادداشت

از قضا سرکنگبین صفرا نیفزاید لطفا!

٩٧/٠٤/٢٤
پایان نامه

مفاهیم ارزنده پراید

٩٧/٠٤/٢٤
شاخ هفته

سقوط یک امپراطوری

٩٧/٠٤/٢٤
یادداشت

رقص بی سلیقگی

٩٧/٠٤/٢٣
یادداشت

خطر وارونگی، احتیاط کنید

٩٧/٠٤/٢٣
آنتن

معمای چونگ

٩٧/٠٤/٢٣
فتوچاپ

فتوچاپ 543

٩٧/٠٤/٢٨
ْآنتن

بازگشت به خانه پدری

٩٧/٠٤/٢٨
یادداشت

رابطه علی مطهری و رفع فیلتر توئیتر

٩٧/٠٤/٢٨
تلگجیم

تلگرام طلایی 543

٩٧/٠٤/٢٨
شگرد

اگر شما هم پسوردها را حفظ نمی‌کنید...

٩٧/٠٤/٢٨
مینیمال

#گربه_ها

٩٧/٠٤/٢٨
یادداشت

افسردگیِ بعد از جام جهانی

٩٧/٠٤/٢٨
یادداشت

برای هشتمین شگفتی دنیا

٩٧/٠٤/٢٨
دات کام

PUBG قاتل حرفه‌ای زمان

٩٧/٠٤/٢٨
یادداشت

زنان علیه زنان

٩٧/٠٤/٢٨
شاخ هفته

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٨
انواع و اقسام مزاحمت هایی که هر روز در اینترنت با آن سر و کار داریم

#مگس_های_اینترنتی

٩٧/٠٤/٢٨
پایان نامه

ماجرای ساعت 13

٩٧/٠٤/٢٨