واقعا عید را جشن می‌گیرید؟!
یادداشت

واقعا عید را جشن می‌گیرید؟!

نویسنده : محمدرضا ناصری نژاد

تا حدود 19-18 سالگی من هم مثل بقیه آدم‌ها روز تولدم را دوست داشتم. دوست داشتم بقیه روز تولدم را بدانند، دوست داشتم برایم کادو بگیرند، جشن تولد برایم موضوع خاصی بود البته که هیچ‌وقت هیچ‌کدام از این‌ها اتفاق نیفتاد مگر اینکه خودم قبلش گفته باشم که تولدم نزدیک است. از همان سال‌ها بود که به این نتیجه رسیدم اصلا چه دلیلی دارد برای یک سال بزرگتر شدن جشن گرفت؟ چرا وقتی یک سال از دوران خوش کودکی که تنها مشغله فکری‌ات درآمدن عکس فوتبالیست محبوبت از بسته آدامس بود دور شده‌ای را جشن بگیری؟ چرا وقتی یک سال از عمرت گذشته و هنوز آرزوهایت روی طاقچه خاک و مدرکت در کوزه آب می‌خورد را جشن بگیری؟ راستش وقتی بعضی‌ها در فضای مجازی فیلم‌ تولدشان را منتشر می‌کنند، با خودم می‌گویم یعنی واقعا برای خودشان به این شکل جشن می‌گیرند یا با ما شوخی دارند! مثلاً آدمی که بزرگترین کار زندگی‌اش لایک شدن یکی از عکس‌هایش توسط یکی از خوانندگان گروه‌ فلان‌بَند بوده است و مابقی زندگی‌اش جز ضرر مالی و معنوی برای اطرافیان و طبیعت چیزی نداشته، اما حالا خودش و اطرافیانش خوشحالند و قِر درکمر فراوان‌‌گونه مشغول جشن‌تولدبازی هستند! حالا اگر تولد یک آدم مهم که برای خودش یا جامعه مفید بوده باشد را جشن بگیرند می‌تواند منطقی باشد. همه این‌ها را گفتم تا برسم به موضوعِ سال جدید، عید و جشن گرفتن‌هایمان. اگر قرار باشد همین‌طور یکنواخت و بی‌هدف روزها را بگذارنیم تا سال‌ها جدید بشوند و بروند و فقط از لایک شدن‌هایمان خوشحال باشیم که بهتر بود در همان اوج دوران خوشی‌هایمان و قبل از ورود به سن هفت سالگی، مدرسه رفتن و مشق نوشتن تمامش می‌کردیم که حالا هر سال استرس هزینه آجیل و لو رفتن رمز وای‌فای، همین جشنی را که مثلا برای خوش بودن است را کوفت‌مان نکند. اما اگر قرار است اتفاق خوب و خوشایندی بیفتد حق داریم جشن بگیریم. البته زیاد هم امیدوارتان نمی‌کنم، ما حتی نمی‌توانیم به قدرت و پشتکار خودمان برای اتفاق‌های خوب تکیه کنیم. چون زلزله، غرق شدن کشتی، سقوط هواپیما و انواع اقسام بلایای طبیعی و غیرطبیعی در رنگ‌ها و اندازه‌های مختلف، قدرت و پشتکارشان برای خراب کردن همه چیز از ما بیشتر است و حتی لایک‌خورشان هم به شدت بالاست. پس دلتان را به هیچ‌چیز خوش نکنید. حتما این ضرب‌المثل را شنیده‌اید که می‌گویند شاهنامه آخرش خوش است و منتظر هستید که آخر این یادداشت هم خوش و امیدوارکننده باشد. اما اشتباه می‌کنید، نه من فردوسی‌ام و نه این یادداشت شاهنامه. من تا انتقام تمام تولدهایی را که برایم نگرفته‌اند و فیلم‌ها‌ی‌شان را در فضای مجازی منتشر و لایک و کامنت جمع نکرده‌ام را نگیرم، بی‌خیال ماجرا نخواهم شد و حتی دیگر گرفتن صد تولد هم مرهمی بر زخم‌های دلم نخواهد بود!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

٩٧/٠١/٢٥

سوتی‌های عجیب

٩٧/٠١/٢٥
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

٩٧/٠١/٢٥

شلنگ آب در پایتخت

٩٧/٠١/٢٥
درباره سریال‌هایی که با فصل دوم‌شان خاطرات خوب‌مان را خراب کردند

کشششششدار و مریض

٩٧/٠١/٢٥
پایتخت 5 با چند قسمت طلایی به ایستگاه آخر رسید تا بیشتر از قبل حسرت قسمت‌های کشدار و خسته‌کننده آن را بخور

آب بندی سیروس و محسن

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران سریال «گلشیفته» در شبکه نمایش خانگی

سندروم سریال‌سازی فست‌فودی

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
فتوچاپ

فتوچاپ 531

٩٧/٠١/٢٥
شاخ هفته

عاشق نشدی، طعنه مزن عشاق را!

٩٧/٠١/٢٥
ساختنیجات

پیشنهادهایی برای کتاب‌بازهای کتاب به دست

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 531

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
تلگجیم

تلگجیم 531

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

بخند و بترس

٩٧/٠١/٢٥
آنتن

جیم و ناپایداری هوا

٩٧/٠١/٢٥
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و حرص دنیا

٩٧/٠١/٢٥
نگاهی به چهار برنامه نوروزی سیما که با سبک زندگی ما ارتباط دارند

سبک زندگی تلویزیونی

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

در تشریح مختصر رابطه پیچیده خشم با تصمیم‌های مهم ما

٩٧/٠١/٢٥