فرصتي براي آقاي کارگردان

فرصتي براي آقاي کارگردان

نویسنده :

جهاني شروع مي‌شود، ما نگران مي‌شويم، سريال کليد اسرار پخش مي‌شود، مردم استقبال مي‌کنند، ما نگران مي‌شويم و براي همه اين نگراني‌ها سعي مي‌کنيم سريال بسازيم و جاهاي خالي را پر کنيم، جاهايي که قبلا توسط آدم‌هاي ديگري از فرهنگ‌هاي ديگري پر شده بودند و حالا علاوه بر کارکرد خودشان بايد مسئوليت تأمين سليقه جديد به وجود آمده براي مخاطب را هم انجام بدهند، بايد بتوانند جور بالا و پايين رفتن‌هاي سليقه‌اي که به خاطر ديدن‌ها و انتخاب کردن‌ها اتفاق افتاده است را هم بکشند. سريال فاصله‌ها که با محوريت مباحث اجتماعي و پرداختن به آسيب‌هاي مختلف در جامعه به ويژه فاصله‌هاي به وجود آمده بين نسل‌ها ساخته شده، ‌‌‌در جاي خود قابل تأمل بوده و مي‌تواند براي عموم جامعه هشداري باشد در رابطه با يک آسيب جدي که به صورت نا‌محسوس در بين خانواده‌ها و نسل‌هاي مختلف در حال زياد شدن است. اقبالي که از طرف مردم در ساعت مشخصي از شب براي ديدن اين سريال آن هم به صورت خانوادگي در منازل اتفاق مي‌افتد نشان مي‌دهد که مردم جاي خالي اين نوع از سريال‌ها براي بيان سبک زندگي خاص خانوادگي و اجتماعي را احساس مي‌کنند و براي‌شان اهميت دارد که به اين موضوع پرداخته شود، با اين حال عدم وجود کارشناسي درست بر روي اين مسائل و برخورد سليقه‌اي و يک جانبه نويسنده و کارگردان و در بعضي موارد حتي بازيگران اين سريال باعث جهت‌دهي غلط خانواده-ها مي‌شود که نتيجه‌اي به‌جز درگيري بيشتر، مواجهه با تناقض‌ها و بيشتر شدن نگراني‌هاي خانوادگي و البته الگودهي‌هاي نادرست به خانواده‌ها نخواهد داشت.

شايد چالش‌ها و تناقض‌ها و روابط بين خانواده‌ها مهم‌ترين مسئله‌اي باشد که براي پخش شدن از رسانه ملي بشود به آن پرداخت ولي به نظر مي‌رسد نگاهي که بايد پشت اين ساخت و سازهاي فرهنگي باشد، لازم است کمي عميق‌تر، جدي‌تر و واقعي‌تر از اين‌ها باشد و با نگاهي کارشناسي‌تر بتواند به حل اين معضلات بپردازد نه اين‌که در طول 49 قسمت به پرداخت شبهه و بيان روابط ناجور و عجيب و غريب بپردازد و در قسمت پنجاهم بالاخره به جايي برسد که همه چيز به صورت بسيار معجزه‌وار و بي‌منطق و به خواست کارگردان و به دليل پايان زمان سريال، حل شود. با توجه به اين‌که به يک کارگردان براي بار سوم فرصتي داده مي‌شود تا سريالي بسازد در مورد روابط خانوادگي، انگار بايد اين کارگردان محترم تا حالا چندين کتاب در حوزه خانواده خوانده باشد و با چندين مشاور خانواده و مشاور مذهبي صحبت کرده باشد و در تمام اين تحقيقات به نتايجي رسيده باشد که اين نتايج باعث شوند بعد از ساختن دو تا سريال کش‌دار و غم‌دار خانوادگي ديگر اين‌قدر بي‌ملاحظه وارد روابط بين پدر و فرزند و بعد هم روابط بين دختر و پسر آن‌هم با اين سبک نشود و سعي نکند با يک نگاه حداقلي در اين‌جور روابط تهران را به همه ايران تعميم بدهد. البته شايد آقاي کارگردان هنوز هم فرصت داشته باشد، شايد در سريال چهارم يا پنجم يا...!

نظرات کاربران
کد امنیتی