دست دختران آسمان بر سر «لنين»
دختران کوه‌نورد خراساني قرار است همين روزها يکي ديگر از مشت‌هاي سنگي زمين را زير پايشان بگذارند

دست دختران آسمان بر سر «لنين»

نویسنده :

کوه‌نوردان ميان خودشان اصطلاحي دارند که براي ياغي‌ترين کوه‌هاي جهان به کار مي‌برند. آن‌ها که پايشان به قله مي‌رسد و مي‌توانند مشت سنگي زمين را که به قول «بهار» به سمت آسمان پرتاب شده، به تعظيم وادار کنند، مي‌گويند که کمر کوه را شکسته‌اند. اگر از آن دسته افرادي باشيد که کوه‌هاي «آب و برق» مشهد بلندترين ارتفاعي است که تجربه کرده‌ايد، حتما تصور اين‌که در 7 هزار متري چه حالي خواهيد داشت، کار مشکلي است. اما آن‌هايي که مي‌خواهند سري ميان کوه‌نوردان حرفه‌اي جهان بلند کنند، به کمتر از اين رقم فکر نمي‌کنند. ما براي تهيه گزارش از زنان کوهنورد استان به مراسم آش پشت پاي آن‌ها دعوت شديم.

آش خوري در آسمان
ساعت 4 صبح، دقيقا زماني است که براي شکار سوژه اين هفته‌مان دور يکي از ميدان‌هاي شهر ترمز مي‌کنيم. از چشمان متعجب رفتگر محله مي‌شود فهميد که از ديدن آن همه ماشين، اين وقت صبح در اين خيابان خلوت تعجب کرده است. به جمعي مي‌پيونديم که با هيجان در حال تماس با گروهي هستند که هنوز نرسيده‌اند و يا سر در گوش هم کرده و دارند ماجرايي را تعريف مي‌کنند. ماجراي آن‌ها خيلي پيچيده نيست همه چيز قرار است اين وقت صبح به مراسم دعوت به آش خوري ختم شود. آش پشت‌پاي 9 بانوي کوه‌نورد خراساني در قالب گروهي با عنوان «کلوني» که تجربه اولين اردوي خارج از کشورشان را قرار است از چند روز ديگر کليد بزنند. اين تجربه آن‌ها که در ارتفاعات «لنين» در کشور قرقيزستان رقم مي‌خورد، بهانه آن بوده تا دوستان‌شان در گروه‌هاي کوه‌نوردي «ظفر» و «احد» از فراز جايي که اولين قدم‌هاي بلندشان را برداشته‌اند، براي آن‌ها آرزوي موفقيت کنند. بالاخره گروه بساط‌شان را جمع مي‌کنند به سمت روستايي به نام «چشمه پونک» حرکت مي‌کنند. کمي بعد از آن‌که آسفالت جاده گم مي‌شود مي‌رسيم به جاده باريکي که انتهايش ميدانگاهي بزرگي است و در آن حدود 40 ماشين پارک کرده‌اند. خيلي طول نمي‌کشد که کوله‌ها آويزان شانه‌ها مي‌شوند و قدم‌ها شتابان به ميل ديدن طلوع آفتاب از فراز قله‌ها به حرکت درمي‌آيند. همراه گروه، فراز و نشيب‌ها را طي مي‌کنيم اما از اين‌که آخر صف هستيم، مي‌شود فهميد که زياد اهل کوه نيستيم و خيلي زود نفس‌مان مي‌برد.

از پشت کوه آمده‌ايم
سرگرم حرف زدن که مي‌شويم، بي‌توجه به همه اتفاقاتي هستيم که در اطراف‌مان در جريان است. آن‌ها که بالا رفته‌اند اندک اندک دور چشمه جمع مي‌‌شوند تا از ديگ بزرگي که آش تويش قل مي‌خورد، کاسه‌اي بردارند. کسي مي‌رود بالاي تخته سنگي و صدا صاف مي‌کند و داستاني را بيان مي‌کند از تجربه آدم‌هاي کوهي. آخر داستانش مي‌گويد که «ما با افتخار به همه اعلام مي‌کنيم که از پشت کوه آمده‌ايم چون مي‌دانيم که آن پشت چه‌خبر است.» آش داغ توي سرما عجيب مي‌چسبد به جانمان، آن‌قدر که کشکي ته کاسه نمي ماسد.

چکش انقلاب بر فراز آسمان
شايد برايتان جالب باشد که بدانيد کوهي که کلوني‌ها از آن بالا رفته‌اند چه ويژگي‌هايي دارد. کوه «لنين» که نامش را مديون چکش انقلابي روس‌هاست با نام «کوفمن» نيز شناخته مي‌شود، دومين کوه مرتفع منطقه پامير بوده و به شکل با شکوهي در وراي دره «آلي» (Alay) قرار دارد. لنين نخستين کوه مرتفع 7 هزار متري اتحاد جماهير شوروي بود که کشف گرديد، کوهي که در 60 مايلي جنوب غرب کوه «ساماني» قرار دارد. محل قرار گيري کوه درست در مرز دو کشور تاجيکستان و قرقيزستان مي‌باشد به ‌همين خاطر امکان دسترسي به قله از هر دو کشور وجود دارد. براي اولين‌هايي که پايشان به اين کوه رسيد، روي تقويم سال 1933 را ثبت کردند و فاتحان آن از دو کشور قرقيزستان و تاجيکستان بودند. کوه لنين با توجه به طرفداراني که دارد، پر‌صعودترين 7 هزار متري جهان مي‌باشد. دسترسي راحت، مسير نه چندان دشوار صعود و امکانات پيش‌بيني هوا از عوامل موثر در موفقيت‌ گروه‌هايي بوده که پايشان به قله رسيده است. گرچه اين کوه با مرگ 8 کوهنورد زن در توفان سال 1974 و همچنين حادثه سقوط بهمن به واسطه زمين لرزه سال 1990 که منجر به مرگ 43 نفر شد، نامش در ليست پر‌تلفات‌ترين کوه‌هاي دنيا جاي گرفت. در مجموع براي صعود قله لنين 16 مسير شناسايي شده است که از اين تعداد 7 مسير در جبهه شمالي و 9 مسير در جبهه جنوبي قرار دارد.

هفت هزاري‌ها
معلوم نيست شما چند متر ارتفاع را تجربه کرده‌ايد 500 متر، هزار متر و يا چند قله توي همين استان خودمان را صعود کرده‌ايد يا اصلا کوه‌نوردي کرده‌ايد يا نه؟! اما اين‌جا 9 خانم جوان خراساني هستند که همه ارتفاع‌هاي بلند کشور يعني تا خود دماوند را صعود کرده‌اند و کوه‌نوردي ورزش حرفه‌اي آن‌ها به حساب مي‌آيد. ماجراجويي اين خانم‌ها به قله‌هاي مرتفع ايران ختم نمي‌شود چون بعد از اين‌که همه قله‌هاي بلند کشور را زير پا گذاشته‌اند بي‌کار ننشسته‌اند و راهي قرقيزستان شده‌اند تا رکورد ارتفاع صعود‌شان را بشکنند! اين تيم 9 نفره که همين هفته عازم قرقيزستان شدند تا قله 7 هزار و 135 متري «لنين» را فتح کند 3 روز قبل از حرکت‌شان مهمان جيم بودند تا از ماجراهاي عجيب کوه‌نوردي آن هم در حوزه خانم‌ها بگويند. اين گزارش چند بخش از گفتگوي 2 ساعته جيم با اين کوه‌نوردان استان است.

در رشته کوه‌نوردي آن چيزي که ملاک رکورد يا باعث کسب مدال مي‌شود ارتفاع قله است از آن‌جايي که بلندترين قله ايران 5 هزار و 610 متر ارتفاع دارد کوه‌نوردان ايراني تنها مي‌توانند به قله 5 هزاري اکتفا کنند و صعود به قله‌هاي بالاتر از اين يعني برداشتن کوله‌پشتي و سفر به قله‌هاي خارج از اين مرزهاست! و چون خانم‌هاي قصه ما مي‌خواهند رکورد‌شکن باشند قرار است با سفر به قله 7 هزارو 135 متري لنين که در کشور قرقيزستان قرار دارد اولين زنان کوه‌نورد خراساني باشند که به صورت يک تيم چنين افتخاري را کسب مي‌کنند.

چرا کوه؟!
شايد عجيب باشد که چه‌طوري اين خانم‌ها بين اين همه رشته ورزشي، کوه‌نوردي را انتخاب کرده‌اند!

«سليماني» مي‌گويد: «صميميت همدلي بزرگي و عظمتي که در اين رشته وجود دارد در هيچ رشته ديگري وجود ندارد و کوه تنها رشته ورزشي است که رقابت آن سالم است چون آدم با ديگران رقابت نمي‌کند بلکه با خودش در حال رقابتند.»

«صفاريان» هم ادامه مي‌دهد: «انرژي که کوه دارد من در سالن بوکس يا هر ورزش ديگري نمي‌بينم.»

زنان شجاع
فکر مي‌کنيد خانم‌هاي کوه‌نورد بايد چه ويژگي داشته باشند تا بتوانند کوه‌هاي به اين بلندي را فتح کنند؟ راستش را بخواهيد اين خانم‌ها مثل ما کاملا عادي هستند به جز اين که سر بي‌خطري دارند و با وجود سختي‌ها و البته خطراتي که کوه براي‌شان دارد باز هم دست بردار نيستند! «وفادار‌نيا» مي‌گويد: «کوه زماني خطرناک است که کوه‌نورد هيچ آموزشي نديده باشد وگرنه خطرات درون هر ورزشي وجود دارند!»

و عبداللهي هم مي‌گويد: «اگر بخواهيم به خطرات کوه فکر کنيم اصلا هيچ وقت نمي‌توانيم به هيچ قله‌اي فتح کنيم.»

مسئولان و کوه‌نوردي
وقتي درباره نگاه مسئولان ورزش به کوه‌نوردي خانم‌ها سئوال مي‌کنيم صداي همه‌شان در مي‌آيد، خانم‌هاي کوه‌نورد مي‌گويند: مسئولان ورزشي رشته آن‌ها را جدي نمي‌گيرند و بيشتر به صورت يک ورزش تفنني به آن نگاه مي‌کنند براي همين، موقع تقسيم بودجه چيزي به کوه‌نوردي نمي‌رسد. آن‌ها مي‌گويند برخلاف تصور همگان درباره کوه‌نوردي که فکر مي‌کنند رشته کم هزينه‌اي است کوه‌نوردي به صورت حرفه‌اي يک رشته پرهزينه است تنها وسايل شخصي يک کوه‌نورد چند ميليون هزينه بر مي‌دارد که مخارج سفرهاي برون مرزي را هم بايد به آن اضافه کرد.

روي قله چه خبر است؟!
فکر مي‌کنيد چرا اين خانم‌ها اين قدر دوست دارند همه قله‌هاي زمين را فتح کنند؟ مگر روي قله‌‌هاي کوه چه خبر است؟! و وقتي آن بالا مي‌رسند چه کار مي‌کنند؟!

حکيمه وفادارنيا: «يک حس خوب، يک نيروي مثبت آن‌جا وجود دارد. وقتي آن بالا مي‌رسيم خدا را شکر مي‌کنيم که به ما قدرت داده است اين عظمت را درک کنيم‌».

زري سليماني: «احساس مي‌کني آن ارتباط واقعي برقرار شده!»

زهرا عبداللهي: «وقتي کوله را روي دوشت مي‌اندازي انگار احرام مي‌بندي براي ديدن خدا هر چه قله بالاتر باشد احساس مي‌کني به خدا نزديک‌تري.»

راضيه غضنفري: «احساس مي‌کني از همه چيز خالي شده‌اي و به يک چيز ارزشمند رسيده‌اي. وقتي روي قله مي‌رسيم نماز شکر مي‌خوانيم.»

زهرا ارغيايي: «احساس مي‌کني همه خستگي‌ها تمام شده است و دوست داري بگي آخيش!»

محبوبه باغبان: «همه قله‌ها به آدم يک دل زلال و قلب پاک هديه مي‌دهند که بتواني با خدا ارتباط برقرار کني.»

بصيره حسن‌زاده: «آدم روي قله احساس مي‌کند بر همه چيز غلبه کرده است و چون کمال‌گرا هستيم فکر مي‌کنيم به کمال رسيده‌ايم.»

معصومه قشقايي: «من روي قله‌ها با تمام وجود خدا را احساس کرده‌ام.»

سارا صفائيان: «کوهستان پر از انرژي است که 70 درصد آن روي قله است. وقتي مي‌رسم سر قله احساس مي‌کنم هرچيزي را بخواهم مي‌توانم الان بگيرم.»

آخر کوه‌نوردي کجاست؟!
يک باشگاهي در جهان وجود دارد به نام باشگاه 8 هزاري‌ها! چون بلندترين قله‌هاي جهان بيشتر از 8 هزار متر نيستند، هر کس توانسته باشد يکي از قله‌هاي 8 هزاري را فتح کند اسمش به ليست 8 هزاري‌ها اضافه مي‌شود و اين معمولا آرزوي خيلي از کوه‌نوردان است اما خانم‌هاي کوه‌نورد به جيم مي‌گويند که اين 8 هزاري‌ها هم پايان کوه‌نوردي نيست! آن‌ها مي‌گويند به دليل ويژگي‌ها و جذابيت‌هايي که کوه دارد آدم وقتي يک 8 هزاري را فتح مي‌کند آن وقت دلش مي‌خواهد همه 8 هزاري‌ها را فتح کند بعد دوست دارد آن‌ها را در فصل‌هاي مختلف صعود کند و بعد هم مي‌خواهد اين قله‌ها را از همه جبهه‌هايش صعود کند. پس انگار پاياني براي اين ماجراجويي وجود ندارد.

کوله‌پشتي 23 کيلويي
فکر نکنيد کوه‌نوردي تنها يک جفت کفش و يک کوله‌پشتي است، چون اين ورزش هم براي خودش سختي‌هايي دارد مثلا هر خانم کوه‌نورد توي اين سفر بايد تمام تجهيزات لازم خود را توي کوله‌پشتي‌اش بگذارد و حمل کند که وزن اين کوله‌پشتي چيزي حدود 23 کيلو است. از يکي از بچه‌هاي تيم خواستم محتواي اين کوله 23 را براي‌مان تشريح کند:

عينک آفتابي 3 عدد / عينک توفان / کلاه توفان / دستکش استرچ / دستکش پلار / بيس / دستکش گورتکس (ضد باد) / دستکش پر / دستکش روکش / دستکش پشمي / گورتکس پهن / کلاه استرچ چشمي / کلاه آفتابي / لباس استرچ (2 دست) / لباس پلار (2 دست) / گورتکس (نوعي کاپشن و شلوار) / کاپشن پر / هد بند / هدلامپ / چند جفت جوراب (پشمي، پر، پلار، نخي) / کفش تراکينگ / کفش دو پوش يا سه پوش / کفش مخصوص ارتفاع / باتوم / کلنگ / وسايل فني: (کارابين پيچ 2عدد، کارابين ساده 2 عدد، هشت فرود) / کلاه کاسک / يومار / صندلي / تسمه / طناب انفرادي / طناب بلند / فوم / زير انداز / صندلي / کيسه خواب / کيسه بي‌واک / چادر / کيسه خواب / بي‌باک (در صورت نبود کيسه خواب) / کپسول / سوخت / کيت امداد / بطري آب / فلاکس چاي / مواد غذايي / ظروف غذا / وسايل شخصي.

نظرات کاربران
کد امنیتی