تشییع باشکوه سمپاپ
یادداشت

تشییع باشکوه سمپاپ

نویسنده : نیلوفر عیدی

 در دسته‌ سمپادی‌ها و غیر سمپادی‌ها هم که قرارمان نداده باشند، کوچک‌ترین نوع تفکیک را به خورد همه ما داده‌اند. خوبان و بدان مدرسه را می‌گویم! چیزی که آن وقت‌ها گرای هیجان بچه‌ها را به معلم‌ها می‌داد و جز این معنای دیگری نداشت. چیزی که انگار با بزرگ‌تر شدنمان، همراه ما بزرگ شد. خوبان و بدانی که هزار و یک معنا پیدا کرد جز سنجش میزان هیجان! خوبانی که معدل بالای 19 می‌گیرند، خوبانی که امکان شرکت در آزمون سمپاد را دارند، خوبانی که از امکانات آموزشی بهتری برخوردارند، خوبانی که وارد دانشگاه‌های معتبر کشور می‌شوند. و بدان... بدانی که درست مقابل همه‌ این‌ها قرارشان دادند. هم من، هم شما می‌دانیم از سیستمی که به تحول نظام آموزشی نگاه کلانی ندارد و اوج خلاقیتش اگر حذف صورت مسئله نباشد، 5-3-4 را به 6-3-3 تبدیل می‌کند، حذف سمپاد هم برنمی‌آید. اما به هرحال در باغ انتقاد را باز گذاشته‌اند برای چنین روزی! اگر 12سال تحصیل در مدارس را به ساعت تفکیک کنیم، چیزی بالغ بر 14 هزار ساعت از عمرمان را صرف مدرسه کرده‌ایم. 14 هزار ساعتی که مسئولین در اثنای آن شبی را بعد از به سحر رساندن، قانون جدیدی وضع کرده‌اند و عملا بچه‌ها قسمتی از آن 14 هزار ساعت را تحت آزمایش بخش‌نامه‌ها و آئین‌نامه‌های جدید بوده‌اند. ایجاد تحول در نظام آموزشی ابدا چیز بدی نیست اما مسئله اینجاست که هیچ‌کدام از این به اصطلاح تحولات ایجاد شده، دردی را به معنای بهبود شرایط دوا نکرده است. چه بسا که بعضی وقت‌ها خراب‌تر هم کرده است. اصل پرورش استعدادهای درخشان با نظر به تفاوت‌های فردی، اصل ارزشمندی است اما روش جذب افراد به مدارس سمپاد، روش قابل اتکایی نیست و شناسایی افراد از طریق برگزاری آزمون اعتبار چندانی ندارد. چند روز پیش شروط شرکت در آزمون‌ سمپاد را خواندم: دارا بودن حداقل(!) معدل 19 برای شرکت در این آزمون‌ الزامی است. این بند عملا تیزهوشی را با درس خواندن زیاد یا دور از جانتان همان خرخوانی خودمان مترادف کرده است! سنجش غلط و ناکارآمدی که حتی برای شرکت در آزمون،‌ مورد ضعیفی مثل معدل را ملاک گزینش اولیه افراد قرار می‌دهد و با این روند عملا بچه‌ها را از همان ابتدا نمره محور و خرخوان بار می‌آورد تا خلاق و ایده‌پرداز! چیز دیگری که آزار دهنده به نظر می‌رسد، این است که مبحث «پرورش» جدا از میزان بهره‌ هوشی افراد چیزی است که باید برای تمام بچه‌ها یکسان اعمال شود و همه‌ دانش‌آموزان در طول 14 هزار ساعتی که برای تحصیل در مدارس وقت می‌گذارند، شرایط یکسانی را به لحاظ پرورش فکری و فرهنگی داشته باشند. در مقابل چیزی که به وضوح شاهد آن هستیم تفاوت مدارس دولتی با سمپاد درست مثل محلات شمال و جنوب شهر است. بزرگترین ایرادی که بدون شک ایراد واردی به مدارس سمپاد نیز هست، عدم تلاش برای برقراری زمینه‌ پیشرفت برای کسانی است که استعداد دارند اما شرایط خانوادگی و اقتصادی مناسبی به منظور کسب آمادگی برای حضور در این مدارس ندارند. کافی‌است جویای شهریه بالایی شوید که برخی مدارس از خانواده‌ها به بهانه برگزاری کلاس‌های فوق برنامه و جانبی برای آمادگی شرکت در آزمون تیزهوشان می‌گیرند. در اینجا نقل یک خاطره خالی از لطف نیست. دوستی دارم که علیرغم هوش بسیار زیادش تمام دوران تحصیلش را در مدارس عادی گذرانده است. برای همه دوستانش از جمله خود من، جای سوال است که چطور آدم با استعدادی مثل او هیچ عقبه‌ای در مدارس تیزهوشان ندارد. علت را از خود او جویا شدم و پاسخی که شنیدم برای اثبات ناکارآمدی این مدارس حداقل برای شخص من حجت موجهی بود: «هزینه شرکت در آزمون تیزهوشان مبلغ 10 هزار تومان بود و آن سال‌ها ما همین را هم نداشتیم!» راستش من از آن روز به بعد، نام مخفف جدیدی را برای این سازمان محترم در نظر گرفته‌ام: «سمپاپ» یعنی سازمان ملی پرورش استعدادهای پولدار! پولدار نه فقط برای آن 10 هزارتومان شاید ناقابل بلکه برای تمام کلاس‌ها و کتاب‌هایی که باید می‌رفتیم و می‌خریدیم تا شانس‌مان را برای قبولی بالا ببریم. نسل من سال‌های دور این مدارس را ندیده ‌است. سال‌های دوری که هدف این مدارس به معنای واقعی کلمه پرورش استعدادهای درخشان مملکت بوده است ولی چیزی که ما از این مدارس الان در ذهن‌مان داریم همان «سمپاپ» است و بس! در واقع سمپاد به سازمان ناکارآمدی تبدیل شده که اگر مسئولین قدرت حذف آن را هم نداشته باشند، از آن تنها پیکر نیمه جانی می‌ماند که افراد فقط باشکوه تشییعش می‌کنند.

نظرات کاربران
کد امنیتی