پیام‌‌رسان واقعی چیست؟
آنتن

پیام‌‌رسان واقعی چیست؟

نویسنده : امیرسعید صبا

 سلام بر جیم‌خوانان عزیز. بدون مقدمه‌چینی باید عرض کنم خدمت‌‌تان که اصولا مقوله «رساندن» در جیم تعریف خاص خود را دارد و هر کسی از ظن خودش این واژه را در ذهن خودش تعریف می‌‌کند و البته به آن عمل می‌‌کند.

مثلا وقتی مدیر اجرایی جیم که مانند سرکه مشغول جوشیدن است به صفحه‌‌آرای جیم می‌‌گوید «جون ما صفحه رو برسون» صفحه‌‌آرا یک قورت از چایی روی میزش را می‌نوشد و می‌‌گوید: «خیالت راحت داداش تا 5 دقیقه دیگه صفحه رو رسوندم» اما همانطور که گفته شد صفحه‌‌آرا تعریف خودش را دارد و درست وقتی که فقط 5 دقیقه به چاپ جیم مانده است، ادیت عکس‌‌های جیم تمام می‌‌شود و صفحه‌‌آرا به مدیر اجرایی می‌‌گوید: «دیدی گفتم جوش نزن می‌‌رسه»

به نمونه دیگری از تعاریف «رساندن» در تحریریه جیم دقت کنید: مدیر اجرایی به پایان‌نامه نویس می‌‌گوید: «کی مطلبت رو می‌‌رسونی، هوا این جا خیلی گرمه، زودتر برسون بخونیم بلکه خنک بشیم» سپس پایان‌‌نامه نویس چشمکی حواله وی می‌‌کند و می‌‌گوید: «داداچ شما به ما برسون، مطلب هم می‌‌رسه!» البته منظور وی از برسان، همانا رسانیدن قهوه تلخ است برای گرفتن انرژی! لذا یک وقت فکر بد نکنید، چون همه بچه‌‌های ما آزمایش‌‌های معمول گزینش را داده‌‌اند.

اما «یکه مرد رسانیدن» در جیم فقط و فقط مدیر اجرایی است و بس! او در همه حال و در همه شرایط در حال رسانیدن است. از رسانیدن مطالب بچه‌‌ها به دبیر جیم و رسانیدن مطالب اوکی شده به صفحه‌‌آرای جیم گرفته تا رسانیدن آب باریکه به نویسندگان جیم. البته از سخت‌‌ترین رسانیدن‌‌های وی (به دلیل بعد مسافت) رسانیدن صفحات جیم به معاون سردبیر است.

فرقی نمی‌‌کند هوا بارانی باشد یا آفتابی، صبح باشد یا نیمه شب، معاون سردبیر روزنامه باشد یا منزل، ترافیک باشد یا نباشد، خودرو‌‌ی مدیر اجرایی روی گاز باشد یا روی بنزین، او خودش را مثل برق به معاون سردبیر رسانیده و مطالب را به وی می‌‌دهد.

این قدر این بشر در امر «رساندن» مسئولیت‌پذیر است که آدم جرات نمی‌‌کند کاری به او بسپارد یا چیزی بگوید! مثلا یک بار بنده خیلی اتفاقی به مدیر اجرایی که با پسردایی جانش هم‌‌خدمت بوده‌‌ام، همین جوری الکی گفتم «سلام ما را به پسر دایی جان برسان»

خلاصه مدیر اجرایی یک هفته‌‌ای پیدایش نبود تا این‌که فهمیدیم مرخصی گرفته و رفته سرعین اردبیل تا سلام ما را به پسردایی‌‌اش برساند. خوب شد نگفتیم به دایی جان سلام برسان و گرنه بنده خدا الان مشغول گرفتن ویزای کاستاریکا بود!

نظرات کاربران
کد امنیتی