من هم معترضم
یادداشت

من هم معترضم

نویسنده : محمدناصر حق خواه

ساز مخالف زدن همیشه می‌چسبد. مخصوصا اگر دستت در نشریه‌ای بند یا به سایتی وصل باشد و غیر از خودت چهار نفر دیگر هم تراوش‌های ذهن و ضمیرت را بخوانند. پس من هم در این چند خط ساز مخالف خواهم زد؛ علی برکت‌ا...

ساز مخالفم را در دستگاه اعتراض کوک می‌کنم؛ اعتراض به اعتراض همه کس به همه چیز. چرا همه کس این روزها به همه چیز اعتراض می‌کنند؟

اتفاقات جدید تلخ و شیرین با چربش بیشتر تلخی همیشه بوده و همه جا بوده و اصلا انسان در سختی آفریده شده‌است. پس این همه اعتراض و سوال فوتبالیست و کارگردان و راننده و کارمند و کاسب و حتی مسئول (مسئول از ریشه سأل و در باب مفعول به معنی پاسخ‌دهنده است) برای چیست؟  برای چه این اعتراض‌ها این‌قدر دیده می‌شوند؟ سوال قبلی پاسخش را هم در دل دارد؛ اعتراض‌ها «دیده» می‌شوند. این روزها به یمن گوشی‌ شما و تبلت من و لپتاب دوستان، اعتراض‌ها فقط بیشتر دیده می‌شوند. 

این دیده شدن خوب است، این سوال پرسیدن‌ها بجاست اما یک نکته از نظر دور مانده و آن هم اینکه دیدن این‌همه نارضایتی پشت سر هم و پستی پشت پست دیگر برای کسانی که تاکنون روزنامه‌خوان و اخباربین نبوده و ندیده‌اند و نخوانده‌اند که چه‌قدر مشکل ریز و درشت هست، چه‌قدر می‌تواند به تزریق ناامیدی دامن بزند؟ چه‌قدر تراکم و تورم بدبختی را باعث می‌شود؟ 

راهش چشم بستن و ندیدن است؟ نیست. راهش بی‌خیال بودن است؟ نیست. راهش سواد رسانه پیدا کردن است، سواد دیدن و شنیدن، سواد بودن در کانال‌هایی که در کسری از ساعت یک مجموعه توییت در نقد یک مسئله می‌گذارند و همراهش یک مجموعه بزرگ از اضطراب و تنش در روان آدم‌ها که ذره‌ای از آن کافی است تا جماعتی از تلاش و امید دست بردارند را همراه می‌آورند. باز شدن چشم و گوش‌ها و تیز شدن شاخک‌ها بهترین اتفاق است اما ای‌کاش ما را و همه را به سمتی ببرد که کاری بکنیم، نه این‌که معتاد دیدن بدبختی شویم و بعد از نیم‌روز ناراحتی، شب که شد جک‌هایش را بخوانیم که بشورد و ببرد تا بدبختی فردا را با آغوشی بازتر پذیرا شویم. کاش به دیدن بدبختی و کاری نکردن معتاد نشویم.

نظرات کاربران
کد امنیتی