هر دهه فجر یک انقلاب دیگر!
یادداشت

هر دهه فجر یک انقلاب دیگر!

نویسنده : سید مصطفی حسینی

زمان ما جشن‌های دهه فجر بیشتر معنا دار بود. دست کم برای ما بچه دبستانی‌ها رسیدن این ایام اهمیت داشت. تلویزیون که فقط دو شبکه داشت و در هرکدام، فقط یک تا دو ساعت برنامه کودک پخش می‌شد، در این ایام به یکباره چهره عوض می‌کرد. جشن‌های انقلاب پخش می‌شد پر از اتفاقات شاد و ترانه‌های هیجانی که عروسک‌های چاق و لاغر و همین‌طور مجری ابدی و ازلی جناب قناد را برایمان رونمایی کرد. گروه‌های تئاتر و موسیقی در مدرسه تشکیل می‌شد که اگر عضو هیچ کدام هم نبودی دست کم می‌توانستی نقشی در تهیه و اجرای روزنامه دیواری داشته باشی. اما عمومی‌ترین بخش جشن‌ها تزیین کلاس بود. معمولا از پنجمی‌ها گروه نخبه‌ای انتخاب می‌شد تا زیر نظر کارشناسی ناظم و البته معلم پرورشی تزیین راهروها را به عهده بگیرد. اما کلاس‌ها به سلیقه خود بچه‌های هر کلاس بود. پول می‌آوردیم و به نماینده می‌دادیم تا برود و شرشره و پرچم کاغذی و این‌جور چیزها بخرد. بعضی‌ها هم در خانه داشتند و اصل جنس را می‌آوردند. بعد موقع انتخاب کردن که می‌شد اختلاف سلیقه‌ها نمایان می‌شد. با این حال یا یک نفر از نماینده‌های کلاس آن‌قدر کاریزما داشت که بقیه را با خودش همراه کند یا اینکه کار به دخالت ناظم مربوطه می‌رسید که قدرتش را به یکی از بچه‌ها تفویض نماید! به هرحال کار زمین نمی‌ماند. تزیین کلاس مهم بود. یک رقابت جدی و واقعی را شکل می‌داد بین کلاس‌ها... و از آن جدی‌تر وقتی بود که بچه‌های شیفت دوم اختلاف نظر جدی در نوع تزیینات کلاس داشتند. یک جمعه کامل را به تزیین کلاس می‌گذراندیم و شنبه عصر که از در تو می‌آمدیم همه چیز عوض شده بود. رگ گردن‌ها بالا می‌زد. اتفاق رایج، لشکرکشی به دفتر و گله و شکایت بردن برای ناظم بود که عموما با خلق چندان خوشی ازشان استقبال نمی‌شد. گاهی هم راسا دست به کار می‌شدیم برای اصلاح همه چیز. در ساعت‌های تفریح باید دم مبصران راهرو را می‌دیدیم که بگذارد توی کلاس بمانیم. و البته غرولند معلم‌ها را هم تحمل کنیم که چرا ظاهر کلاس را به هم ریخته‌ایم و حواسمان به حد کافی به درس نیست. اما برای ما دهه فجر جدی بود. یک اتفاق بزرگ در سطح مدرسه که با مشارکت کامل بچه‌ها انجام می‌شد و هرکس در آن نقشی ایفا می‌کرد و موقعیتی برای دیده شدن به ما می‌داد و فرصتی برای تبدیل مدرسه از محیط مشق نوشتن و چوب خوردن به جایی شبیه آن چیزی که دوست داشتیم باشد. به گمانم آن وقت‌ها ما در هر دهه فجر یک بار دیگر انقلاب می‌کردیم و برای همین هم فجر را دوست داشتیم.

 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 526

٩٦/١٢/٠١
شگرد

چطور مخاطبان گوشی‌مان را به گوشی دیگری منتقل کنیم؟

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

در آسمان دل دیگران می‌درخشید؟

٩٦/١٢/٠٣
درباره شخصیت آشوب‌طلب‌ «جوکر» به بهانه انتخاب جدیدترین بازیگر ایفاکننده این نقش

بدِ دوست ‌داشتنی

٩٦/١٢/٠٣
جارچی

جارچی 526

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

مهمانی عشق

٩٦/١٢/٠٣
حکایت هفته

اندر باب مریدان و گرد و خاک

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

تشییع باشکوه سمپاپ

٩٦/١٢/٠٣
وقتی که توصیه‌های معمول صرفه‌جویی جواب نمی‌دهد

چند قدم مانده به پایان زمین!

٩٦/١٢/٠٣
دات کام

ابری از کلمات، آن طور که خودتان دوست دارید!

٩٦/١٢/٠٣
چهره هفته

پشتم گرمه

٩٦/١٢/٠٣
پایان نامه

غیر استاندارد در حد بنز!

٩٦/١٢/٠٣
ساختنیجات

با سی‌دی‌های دورریختنی خاطره بازی کنیم

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

بهترینِ ممکن

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

یک اسلحه یک فشنگ

٩٦/١٢/٠٣
جانونی

ورود به جهان جانداران آبزی

٩٦/١٢/٠٣
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

ورود اولین طیاره به ایران

٩٦/١٢/٠٣
آنتن

پیام‌‌رسان واقعی چیست؟

٩٦/١٢/٠٣
گفت‌وگو با دکتر فیضی، سمپادی سابق و عضو فعلی هیئت علمی دانشگاه فردوسی

بستن سمپاد دردی را دوا نمی‌کند

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

استقلالی‌ها این مطلب را نخوانند!

٩٦/١٢/٠٣