در باب ابتذالِ عشق
یادداشت

در باب ابتذالِ عشق

نویسنده : محمدناصر حق خواه

تکرار، خنده می‌آفریند. تکرار معنازدایی می‌کند. تکرار، مبتذل می‌سازد. تکرار به عادت می‌انجامد. از مقدس‌ترین و انسانی‌ترین مفاهیم تا پیش پاافتاده‌ترین مقوله‌ها با تکرار وارد یک سقوط مطلق می‌شوند. عشق هم از این قاعده مستثنا نیست. از یونان پیش از میلاد و ایده عالم مُثُل و عشق افلاطونی گرفته تا فیلسوفان معاصر و مردم‌پسندی چون آلن دوباتن وقتی از عشق حرف می‌زنند از مفهومی که باید در آن بود تا از آن سخن گفت حرف می‌زنند. حتی اگر عشق را نه در معنایی عرفانی که در فعل و انفعالاتی هورمونی تفسیر کنند. راهی که ما با سرعتی اعجاب‌آور در مسیری معکوس دنبالش می‌کنیم. یعنی تقلیل عشق و عاشقی به لق‌لقه روزمره زبان و حرف‌هایی پوچ که هر روزه از هر دهانی به هر گوشی می‌رسد و هیچ‌کس آن را جدی نمی‌گیرد. چون یا برآمده از میل به بودن با کسی است که ظاهر مقبولش، سرمایه اجتماعی را بالا می‌برد یا همراهی با کسی که ارابه آهنی زیرپایش گرم‌کن صندلی دارد و ویلای جنوب اسپانیایش سردکن هوشمند. فکر کرده‌ایم خیلی زرنگیم و وقتی در توییت‌های پشت هم و گوشه کنایه‌های مجازی، دختران را بنده آهن و مردان را فریفته جمال و پیرو هوا و هوس می‌نامیم؛ تیشه به ریشه این اخلاق ناپسند می‌زنیم و مردمی که این اباطیل را می‌خوانند دست حسرت بر پیشانی می‌کوبند که وای بر ما که چه غافل بودیم و ندانستیم بنیاد جهان بر عشق است. ما آن‌قدر در تمجید از عشق و ستودن رابطه‌های افلاطونی و پیوستن به عشق حقیقی غزل‌سرایی کردیم که نام آوردن از عشق، همه جای همگان را به مرض کهیر مبتلا می‌کند و مثل خیلی از ارزش‌ها که در اثر تکرار، به فراموشی سپرده شده‌اند کسی از عاشقیت حرف نمی‌زند. از سمتی هم آنچنان در صنعت باطل‌بافی مجازی پیشرفت کرده‌ایم که تا نام عشق بر زبان آورده می‌شود همه دیگری را متهم می‌کنند که به دنبال هر چیزی هستند جز عشق. حالا این ضدفرهنگ بدل شده به یک فرهنگ رایج. فرهنگی که اصلا هم چیز مذمومی تلقی نمی-شود. آدم‌ها قبل از اینکه ذوب در کسی شوند و مسیر عاشقی را با او شروع کنند نگاهی به آنچه در دست و بال دارد و آنچه می‌تواند داشته باشد و اینکه عقل سلیم چه می‌گوید می‌کنند و در مشورت گرفتن‌ها و مشورت دادن‌ها از این حرف می‌زنند که عشق که نان و آب نمی‌شود؛ وضع مالی‌اش چطور است؟ پدرش چه کاره است؟ کسی می‌شناسدش؟ می‌تواند با حرف‌هایش دلی را نرم کند یا در جیبش چیزی دارد که اگر به معجزه زبان نشد، تومان معجزه کند؟ این شده حکایت زمانه ما و راه و رسم زندگی خیلی‌ها که پرده دل را انداخته و چراغ عقل را روشن کرده‌اند. راستی آمار جدید طلاق را دیده‌اید؟ دیده‌اید که ازدواج‌های به ظاهر منطقی چه بر سر این نمودارها و آمارها آورده است؟

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها