آواز دهل شنیدن از دور خوش است
یادداشت شفاهی از دکترحمید حبشی(مشاور خانواده ) درباره رویای ازدواج با سلبریتی‌ها

آواز دهل شنیدن از دور خوش است

نویسنده : الهام حبشی

چند سال پیش بود که شنیدم فوتبالیست معروفی از همسرش جدا شده است. علت هم این بود که آقای فوتبالیست می‌خواسته خانمش را متناسب با ظاهر همسر دوستانش آپدیت کند! اما خانم که حاضر نبوده با پوشش مدنظر آقا در مجالس و انظار عمومی ظاهر بشود، به ناچار تن به جدایی داده است. هیچ وقت نفهمیدم آن آقای فوتبالیست چه کسی بوده اما از این داستان همین قدر دستگیرم شد که آدم وقتی بیش از اندازه در شاخه‌ شهرت رشد می‌کند، خواسته‌ها، توقعات، خودبرتربینی و خودخواهی‌هایش هم بزرگ‌تر می‌شوند. اما سوال اینجا است که چرا بسیاری از ما این واقعیت تلخ را دست کم گرفته و نمی‌بینیم؟ خیلی‌ها را دیده‌ام که در رویای‌شان حجله‌ عروسی با فلان سلبریتی را می‌بندند یا خیلی‌ها ازدواج با این افراد را نهایت نیک‌بختی می‌دانند و با فکرکردن به این موضوع هم طعم یک کامیابی خیالی را به وضوح مزه‌مزه می‌کنند. ازدواج به امید استفاده از شهرت یک نفر، ازدواج به سودای دیده شدن در زیر سایه دیگری، برند و معروف شدن بدون کمترین زحمتی. اما تمام این موارد می‌توانند دلیلی برای موجه و منطقی بودن این نوع پیوندها باشند؟ با آدم معروف ازدواج کنیم که راه صد ساله را یک شبه طی کنیم و عکس‌مان همراه همسرمان روی جلد مجله‌ها چاپ بشود؟ به پول و پله‌ بی حد و حساب برسیم؟ تا اینجا که همه چیز خوب است اما واقعا منطقی هم هست؟ به زندگی آدم معروف‌ها که نگاه می‌کنم، چند چیز برایم بسیار پر رنگ می‌شود. تعداد زیادی از آن‌ها سن‌شان از مرز 30 سال گذشته است و هنوز خودشان را برای ازدواج جوان و نپخته می‌دانند، از بین متاهل‌هایشان یکی در میان یا طلاق گرفته‌اند یا ازدواج دوم و سوم‌شان را کلید زده‌اند و عجیب‌تر از این عده‌ای هستند که از همسر دوم و سوم‌شان هم جدا شده‌اند. این‌ها در تامین زندگی و چرخاندن چرخ معاش‌شان مانده بوده‌اند؟ اعتیاد داشته‌اند؟ دست بزن یا بیماری لاعلاج چطور؟ درست است که آمار طلاق به طور کلی در کشورمان بالا رفته است اما این آمار در مشاغلی که معروفیت بیخ ریش‌شان را گرفته، عددش بزرگ‌تر از سایر مشاغل است. یک بار معاون فرهنگی سازمان جوانان هدیه‌ای به شهاب حسینی و خانمش تقدیم کرد، علت را که جویا شدیم گفتند آقای حسینی از معدود بازیگرانی است که هنوز خانمش را خانه‌ پدرش نفرستاده! گرایش به ازدواج با اشخاص معروف در آدم‌های عاقل و منطقی خیلی کم است، برعکس اگر کسی از مشکلات ازدواج با یک بازیگر خبر داشته باشد، بیشتر ترسیده می‌شود تا این‌که از خوشحالی بال دربیاورد. ازدواج با یک آدم معروف برعکس حرفی که عوام می‌زنند و اعتقادی که به منطقی بودنش دارند، یکی از بی‌منطق‌ترین ازدواج‌ها است، چرا که این ازدواج تمام چیزهای مثبتی که قرار بود با ازدواج کردن بدست بیاوریم از کف‌مان می‌برد. شهرت آرامش را از انسان می‌گیرد، امنیت خاطر و حریم شخصی‌ را از بین می‌برد. خودتان را یک لحظه در این ازدواج و تاهل پر از شهرت تصور کنید، تحملش را دارید هزاران نفر قربان بازی کردن همسرتان بروند؟ برایش غش و ضعف کنند و از خم ابرو و پیچ مویش بگویند؟ تصویر بیرونی این ازدواج‌ها به این شکل است که شخص سرش را بالا می‌گیرد و با افتخار می‌گوید که همسر فلان آقا یا خانم است، اما تصویر درونی یک آشفتگی و نا امنی خاطر مهیب است. فرض کنیم که یک نفر خیلی قوی و اصطلاحا بی‌خیال باشد، پایداری این ازدواج تا چه حد ممکن خواهد بود؟ انبوهی از آدم‌ها هر روز بدون این‌که از همسرتان خواسته‌ای داشته باشند به او ابراز ارادت و علاقه می‌کنند ولی شما از او گرداندن زندگی را می‌خواهید، مسئولیت پذیری می‌خواهید، انجام وظایف همسری‌اش را می‌خواهید. این همسر تا چه زمانی توان و اراده‌ پایبند بودن به شما را خواهد داشت؟ کسی که میلیونی فالوور فضای مجازی دارد، چرا باید خودش را ملزم به رعایت اصول اخلاقی بداند، خودخواه نشود و نخواهد با از شما بهتران ارتباط برقرار کند؟ خیال‌تان را راحت کنم که: «شهرت آسیب است نه امکان و سکوی پرش».

نظرات کاربران
کد امنیتی