جارچی 523
جارچی

جارچی 523

نویسنده : ایمان فروزان نیا - فرانک باباپور

200 پیشکش!

خبر کوتاه بود و شادی‌آور! نماینده مجلس عضو کمیسیون اقتصادی گفته: «چرا ۴۵ هزار تومان؛ ۲۰۰هزار تومان بدهید اما به عنوان پاداش صرفه‌جویی!» شاید بگویید آخ جون و منظورمان از شادی‌آور را خوشحالی برداشت کنید، ولی باید بگوییم دلتان خوش است‌ها! یکی هم نیست بیاید به آقای نماینده بگوید مرد حسابی، دولت همین 45 هزار تومان را هم با هر ترفندی که بتواند از چنگ مردم درمی‌آورد، شما می‌گویی 200 هزار تومان؟ بنده خودم چند روز پیش می‌خواستم سوار اتوبوس بشوم ولی من‌کارتم شارژ نداشت و پول خرد نداشتم و یک ده تومانی از جیبم درآوردم که بدهم به راننده که راننده اسم و فامیلم را پرسید و بعد ماسکش را برداشت و دیدم نوبخت است! همان جا بیسیم زد که یارانه‌ام را قطع کنند. البته خوشبختانه یارانه بنده را می‌ریزند به حساب پدرم و قرار شد یارانه کل خانواده را قطع کنند. شب هم رفتم خانه و پدرم که فهمیده بود چه شده، یارانه‌ام را قطع کرد و چند شبی هم هست که توی پارک سر کوچه می‌خوابم. البته این چند شب اخیر از بس هوا سرد شده، گاهی می‌روم زیر ماشین‌های پارک شده می‌خوابم. لطفا اگر صبح‌ها می‌خواهید سوار ماشین‌تان بشوید، اول چندتا لگد بزنید به کاپوت و لاستیک، شاید من زیرش خوابیده باشم!

 ما نگران باشیم یا شما؟

«عباس آخوندی وزیر راه و مسکن و شهرسازی با اشاره به مشکلاتی که بارش شدید برف برای برخی مناطق ایجاد کرده گفته: از این‌که تا این حد دولت و مجلس دچار روزمرگی شده‌اند و تا این میزان توان اندیشه و اجرای طرح‌های زیربنایی را از دست داده‌اند، برای ایران نگرانم!» یک لحظه اجازه بدهید ما یک نفسی تازه کنیم! وجدانا این‌قدر قاه قاه خندیدیم و روی زمین غلت زدیم که الان شبیه وردنه شده‌ایم و کف زمین هم صاف شده! فکر کنید برف آمده، همه تا کمر توی برف هستند، راه‌ها مسدود شده و حمل و نقل تعطیل، بعد وزیر راه، دقت بفرمایید «وزیر راه» آن هم وزیر فعلی، نه قبلی یا بعدی، می‌گوید برای ایران نگران است! آقا ما هم برای شما نگرانیم! این روزها می‌خواهید بروید بیرون حتما کلاه گرم سرتان کنید، به هر حال خطر یخ‌زدگی زیاد است. یا لااقل اگر ابراز نگرانی می‌کنید مثلا برای سرعت کم تلگرام نگران باشید که بخورد به وزیر ارتباطات، یا برای برداشته نشدن کنکور که بخورد به وزیر آموزش پرورش، یا مثلا برای ریزگردهای خوزستان که بخورد به سازمان محیط زیست! خلاصه دیگر برای خودتان و حیطه کاری خودتان ابراز نگرانی نکنید، خب آدم می‌ماند چه واکنشی نشان بدهد. والا.

بیا خودمون آموزشت بدیم!

قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر گفته است اگر مبنای آموزش‌ها به ویژه آموزش‌های پیشگیری از اعتیاد از آموزش و پرورش شروع شود، شاهد نتیجه بهتری در سطوح مختلف جامعه خواهیم بود. البته که ما هیچ مخالفتی با این حرف نداریم و معتقدیم هر آموزشی برای این‌که اثر کند باید از آموزش و پرورش شروع شود، ولی اساسا در دنیای پیشرفته امروز، برنده بازی کسی است که زودتر دست بجنباند. مثلا در حالی که قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر دارد درباره شروع آموزش‌های پیشگیری از اعتیاد در مدارس صحبت می‌کند، دانش‌آموزان در کلاس مشغول آموزش سیگاری بار کردن به هم هستند و الان بعضی‌های‌شان یک جوری رول سیگاری می‌پیچند که مرحوم پابلو اسکوبار، شاخ‌ترین قاچاقچی مواد مخدر مکزیک که اخیرا هم اسمش سر زبان‌ها افتاد، جلوی‌شان لنگ می‌اندازد. یعنی یک جوری شده که اخیرا به پسرخاله کوچکم گفتم مرتضی جان حواست باشه اگه در مدرسه بهت سیگار تعارف کردن، سر کل‌کل نکشی ها. برگشت گفت: داداش سیگار مال بچه‌هاست، هر وقت بزرگ شدی بیا ببرمت گلخونه. گفتم چه جالب، اتفاقا گل و گلکاری برای روحیه آدم خیلی خوبه، اصلا باعث می‌شه آدم سمت خلاف نره. دیدم اومد نزدیک زد روی شونه‌م گفت: هوشت اذیتت نمی‌کنه؟ گفتم: نه! گفت ولی پدر منو درآورده.

عزیز رفته سفر کی برمی گردی

 اگر این روزها اینستاگرام را دیده ‌باشید، لابه‌لای هزاران عکس برف، آدم برفی، استکان چای و قهوه در برف، رد پا در برف، تصویر میکروسکوپی دانه برف، شوهر بهاره رهنما در برف و حتی برفک فریزر! متوجه شده‌اید که بازیگران سفر کرده به کشور دوست و همسایه ترکیه، یکی یکی دارند باز می‌گردند. اگر فکر می‌کنید که می‌خواهیم به شان تیکه بیندازیم سخت در اشتباهید چون ما خودمان خبر داریم که در بلادهای دیگر بادهای سهمگینی می‌وزد و اصلا هیچ تقصیری متوجه هیچ کسی نیست، اتفاقا ما با شنیدن این خبرها خیلی هم خوشحال شدیم و دعا کردیم که ای کاش علاوه بر این بازیگران یک روز شاهد بازگشت غرورآمیز اختلاس‌گران و غیب کنندگان دکل هم باشیم. به ‌هر حال هیچ کجا خاک وطن نمی‌شود و هیچ‌جا این‌طور راحت نمی‌توان با یک پست اینستاگرام سر و ته همه چیز را خوب به هم آورد. یک پست اینستا می‌گذارید و بعدش می‌نشینیم یک لقمه نانی در نفت می‌زنیم و دور هم می‌خوریم و از خاطرات آن‌ور برای‌مان تعریف می‌کنید... والااااا.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی