خبرنگار! خبربيار
دسته‌بندي خبرنگارها

خبرنگار! خبربيار

نویسنده :

مريم توکلي

خبرنگاران موجود به چند دسته تقسيم مي‌شوند،‌ اول آن دسته که قضا قورتکي خبر و مطلبي به دستشان رسيده و يک شبه شهرت خبري‌شان به اقصي نقاط جهان مي‌رسد. اما در مقابل هم عده‌اي از خبرنگاران هستند که به رغم تلاش‌هاي سي‌واند ساله در گوشه‌اي نشسته‌اند وکارخودشان را مي‌کنند و جز دبيرسرويس و برخي از اعضاي سردبيري،‌ کسي اسم و فاميل آن‌ها را نيز به خوبي نمي‌داند،‌ آن‌ها را خبرنگاران « گوشه‌گير» مي‌گويند،‌ البته بعضي از همين افراد آن‌قدر اين طرف و آن طرف پرسه زده‌اند و خبر تهيه کرده‌اند که علاوه بر گوشه‌گيري، «زمين‌گير» هم شده‌اند. و ايضا جمعي از خبرنگاران عزيزمان هم که ديگر حوصله دنبال خبر رفتن را ندارند،‌ اخيرا به گروه «خبرگيران» پيوسته‌اند و دائم حوالي دستگاه فاکس و تلکس و اينترنت پرسه مي‌زنند. در اين مطلب به چند تا از شغل‌ها و زمينه‌هاي فعاليت و مکان‌هاي کاري خبرنگارها اشاره مي‌کنيم.

گزارش نويس خبرنگار بزرگ
بدون شک گزارش، جامع‌ترين مهارت در حرفه روزنامه‌نگاري است. همه مهارت‌ها‌، هوشمندي‌ها،‌ طاقت‌آوري‌ها و جست‌وجوها که لازمه کار خبر به شمار‌ مي‌آيد،‌ همه حضور ذهن‌ها،‌ طراحي‌ها،‌ آمادگي‌ها و تيزبيني‌ها که در مهارت مصاحبه، حتمي فرض مي‌شود،‌ همه استدلال‌گرايي‌ها،‌ روشن‌بيني‌ها و توان نگارش که در مقاله نويسي و يادداشت‌نويسي بديهي به نظر مي‌آيد و همه مهارت‌ها، هنرها، آمادگي‌ها و پيش شرط‌ها که در سرشت همه کوشش‌هاي رسانه‌اي وجود دارد،‌ يک‌جا در کار گزارشگري بايدجمع باشد. گزارشگري از حدود يک قرن و نيم پيش به شکلي که امروز مي‌شناسيم رواج داشته است. گاهي گزارشي که موجب تغيير جغرافياي سياسي يک منطقه مي‌شود،‌ زماني سلسله گزارش‌هايي چون گزارش‌هاي مسئولانه از جنگ ويتنام يک ابر قدرت را وادار به تغيير سياست مي‌کند.

نويسنده خبرنگار متخصص
همه اعضاي رسانه خبرنگار نيستند، بعضي‌ها اصلا کارشان اين است که بنشينند پشت ميز و مطلب بنويسند، اين موضوع معني‌اش کم کاري نيست، معني‌اش اين است که نويسنده قدرت نوشتاري خوبي دارد، خوب مي‌تواند به تحليل يک موضوع بپردازد. قديم‌تر‌ها پاورقي‌هاي نويسنده‌هاي مختلف در روزنامه‌ها چاپ مي‌شد که معمولا يا داستان‌هاي عشقي بود و يا جنايي. حسينعلي مستعان يکي از اين نويسنده‌هاست که بعد از مدتي خبرنگاري و نويسندگي سردبير نشريات مختلف کشورشد. بعدها و با شروع به کار مجلاتي با تخصص‌هاي مختلف افرادي پيدا شدند که بايد در همان حوزه تخصصي براي مجله مطلب بنويسند و نويسندگي رونق بيشتري پيدا کرد. الان هم بيشتر افرادي که در مجلات و روزنامه‌ها کار مي‌کنند نويسنده هستند، نه خبرنگار.

عکاس عکس‌هاي جنجالي
عکاس‌ها جزء تأثير گذارترين افراد در رسانه‌ها هستند، هم اثرشان بيشتر از بقيه است و هم کارشان مورد توجه مردم است و هم زبان قابل فهم‌تري نسبت به بقيه مطالب روزنامه‌ها و مجلات دارند. بعد از اين عکاسي به صورت سياه و سفيد و بعد هم رنگي يکي از اجزاء جدا نشدني رسانه‌هاي مکتوب شد. اين روزها عکس‌هاي خبري و گزارش‌هاي تصويري طرفداران مخصوص خودشان را دارند. عکاس‌هاي روزنامه‌اي و خبرگزاري‌ها گاهي با عکس‌هاي جنجالي که از شخصيت‌هاي مختلف و چهره‌ها مي‌گيرند باعث دردسر، شهرت، هياهو و هيجان براي آن‌ها و مردم مي‌شوند. عکاس‌هاي خبري آدم‌هاي تيزبيني هستند که معمولا با يک دوربين حرفه‌اي با يک لنز بزرگ در تمام اتفاقات بزرگ و کوچک اجتماعي و سياسي سر و کله‌شان پيدا مي‌شود.

سردبير تشويق‌ها و توبيخ‌ها
مگر مي‌شود روزنامه‌نگاري کرد و سوتي نداد؟! مگر مي‌شود لابه‌لاي کاغذهاي خط خورده‌ات کلمه‌اي، ‌حرفي، ‌اسمي، اشتباه نشود. سردبير مطلب را مي‌خواهد و فقط دقايقي براي نوشتن آن وقت داري. حتي به دوباره خواني هم نمي‌رسي، هر صفحه‌اي که مي‌نويسي بايد سريع به حروفچيني برسد و آن وقت است که املاي ساده بعضي از کلمات را فراموش مي‌کني، شرايط خودت و نوع موضع‌گيري‌هاي روزنامه را هم يادت مي‌رود، آن وقت است که اگر دبير تحريريه، مسئول صفحه و يا سردبير سوتي بزرگت را نبينند هم فاتحه جناب روزنامه‌نگار خوانده است و هم فاتحه سردبير و بعدش هم روزنامه. همه مسئوليت‌ها به عهده مسئول صفحه و سردبير است، هر چند همه ترفيع‌ها و تشويق‌ها هم به همان سردبير مي‌رسد.

جنايي‌نويسي وقتي جنايي نويسان ايراني متولد شدند
خبرنگاران حوادث در مقايسه با ساير خبرنگاران،‌ در صف مقدم‌اند و در خطر. ورود خون به مطبوعات يا همان روزنامه‌نگاري جنايي با اين شکل و شمايل،‌ از سال 1836 در روزنامه‌هاي ينگه دنيا آغاز شد. اولين بار،‌ نيويورک هرالد در 16 آوريل 1836 گزارشي با اين تيتر منتشر کرد: «آلن جوويت توسط عاشقش کشته شد.» اما جنايي‌نويسي در ايران از سال 1335 به صورت پراکنده و جزيي در دو روزنامه معتبر آن زمان يعني کيهان و اطلاعات آغاز شد اما يک سال بعد روزنامه کيهان حوادث را از صفحه اجتماعي جدا و يک صفحه مستقل منتشر کرد. درهمين زمان روزنامه اطلاعات نيز صفحه حوادث خود را راه‌اندازي کرد. يکي دو سال بعد،‌ اخبار حوادث چنان جاذبه‌اي ايجاد کرد که تيراژ روزنامه تکان بزرگي خورد و روزنامه‌فروش‌ها تيتر اخبار حوادث را براي فروش روزنامه در معابر مي‌خواندند؛ خبر داغ؛‌ جنايت‌هاي اصغر قاتل،‌ قتل کودکان توسط اکبر قاتل و ...

و اين طوري شد که کم‌کم جنايي‌نويس‌ها شدند گل سرسبد تحريريه. سال 57 حوادث‌نويسي به اوج خود رسيد و پرفروش‌ترين روزنامه‌ها و مجلات،‌ حوادثي‌ها بودند اما درهمين زمان،‌ شاه به وزارت اطلاعات دستور داد تا جلوي حوادث‌نويسي‌يک تابلوي «ورود ممنوع» زده شود. علتش شايد اين بود که حوادث نويس‌ها مشکلات زير پوست انقلاب سفيد و رستاخيز شاهنشاهي را واضح و آشکار نشان مي‌دادند. با اين کار،‌ تيراژ روزنامه‌ها دوباره تکان خورد اما به سمت پايين. بعد از انقلاب،‌ يک باره حوادث‌نويسان در حاشيه قرار گرفتند و حادثه‌نويسي ممنوع شد تا اين‌که روزنامه «ايران» متولد شد. تولد اين روزنامه،‌ تولد دوباره حادثه نويسي در ايران بود.

سياسي نويسي دردسر بزرگ
سياسي‌نويس‌ها بسته به موضع سياسي و روزنامه و وابستگي‌هاي که دارند مي‌توانند مسيري را مشخص کنند و در آن مسير شروع به حرکت کنند. اين مسير مي‌تواند باعث جريان سازي و همراه سازي بقيه افراد جامعه هم باشد. اگر سياسي‌نويس آدم مطلع و متخصصي باشد بعد از مدتي مي‌تواند به جناح سياسي‌اش هم خدمت کند و آن را ارتقا بدهد يا مردم و مسئولين را نسبت به آن حساس‌تر کند. صفحه‌هاي سياسي يکي از حساس‌ترين و پر رونق‌ترين صفحات هستند و مورد نظر افراد و گروه‌هاي مختلف. اگر روزنامه‌اي قرار است به اخبار سياسي بپردازد حضور يک فرد مطمئن و بي‌طرف براي مسئوليت اين اخبار و تحليل آن‌ها لازم است. سياسي‌نويسي براي خبرنگار دردسر هم به حساب مي‌آيد چون به هر حال ممکن است بعضي از نوشته‌هاي سياسي به مذاق همه خوش نيايد.

ورزشي‌نويسي ورزش روي يخ دروغ است
تيراندازي، شکار، سوارکاري و کوه‌نوردي از نخستين مضامين ورزشي مطبوعات ايران بودند که معمولا در لابلاي اخبار و گزارش‌هاي مربوط به گشت و گذار ناصرالدين شاه و نيز در مطالبي از مردم در مطبوعات آن دوره به چشم مي‌خورد. خبر رفتن «سه نفر از شاگردان توپخانه به کوه البرز» در سال 1275 ه.ق در «روزنامه وقايع‌اتفاقيه» از اين دست است. از نخستين مطالب مندرج در مطبوعات،‌ نوشته ميرزاتقي‌حکيم‌الممالک درباره اسکي(پاتيناژ) بود که چاپ اين نوشته موجب تمسخر عده‌اي شد با اين مبنا که لغزيدن روي يخ اهل فرنگ دروغي بيش نيست. اين‌ها را گفتيم تا بگوييم ورزشي‌نويسي در مطبوعات ايران سابقه‌اي در حدود يک قرن دارد.

روزنامه‌نگار راه رفتن روي تار مو
کار کردن در روزنامه و مجله،‌ دو دنياي متفاوت است؛ براي دوام آوردن در اولي «سرعت» شرط اول است و براي دومي قلم‌قوي،‌ توصيفي و کمي ذوق و سليقه. با وجود اين داريد يکي از خطرناک‌ترين شغل‌هاي دنيا را تجربه مي‌کنيد. آن‌چه شما فکر کرده‌ايد يامتوجه شده‌ايد ممکن است تيتر يک روزنامه يا روي جلد يک مجله شود واگر اشتباه کرده باشيد، اين خطا به تيراژ چند ده‌هزارتايي تکثير مي‌شود و حيثيت شما به باد مي‌رود. مي‌گويند که پزشک‌ها اشتباهاتشان را به خاک مي‌سپارند،‌ مديران به بخش بايگاني و فقط روزنامه‌نگاران هستند که اشتباهاتشان در معرض ديد همه است. دغدغه اصلي اين صنف از خبرنگارها و دليل انقراض احتمالي‌شان،‌ پرداخت نامعلوم حق‌التحريرها وثابت ماندن تقريبي ميزان حق‌التحرير درطول ساليان متمادي است. يک خبرنگار حق التحريري براي اين‌که زنده بماند،‌ بايد مثل پرينتر کار کند و هيچ‌وقت هم به هيچ‌کس «نه» نگويد تا بالاخره ماهي يک‌بار از يکي از آن‌ها لقمه ناني به کف آرد و به غفلت نخورد. با وجود اين مسايل،‌ دليل منقرض نشدن نسل خبرنگار دراين دنياي مادي،‌ هيجان است؛ هيجاني که احتمالا درهيچ کار ديگري وجود ندارد.

خبرنگار تلويزيوني قدرت در دستان ماست
در حالت کلي‌، تلويزيون ترجيح مي‌دهد از نيروهاي داخلي خودش استفاده کند؛ يعني آن‌هايي که قراردادي و پيماني هستند و خلاصه به هر نحوي با تلويزيون ارتباط دارند،‌ در اولويت هستند. خبرنگاري در تلويزيون،‌ از معدود شغل‌هاي تلويزيوني است که افراد شاغل درآن رسمي مي‌شوند و قرارداد درست و حسابي مي‌بندند. برعکس بقيه کارها که مدرک ارتباط چنداني به شغل ندارد،‌ مدرک مرتبط مهم است. رشته‌هاي علوم انساني مثل علوم ارتباطات و حقوق بين‌الملل ارجحيت دارد.

زمينه رشد
خبرنگاري در دفاتر خارجي،‌ قله‌اي است که خيلي از خبرنگاران تلويزيوني آن را نهايت پيشرفت شغلي مي‌دانند به خصوص اگر جاي بي‌دردسر و بي‌خبري باشد؛ با حقوقي که گفته مي‌شود در دفاتر اروپايي چيزي حدود ماهي چند هزار يورو است. البته يادتان نرود،‌ تلويزيون تنها رسانه رسمي و خبر‌ آن‌ها تنها تريبون و مرجع است و تمام افراد در برابر ميکروفون،‌ لوگو و خبرنگارش رام و حاضر به يراقند!

خبرگزاري‌ها مسابقه دوي امدادي
کار در خبرگزاري‌ها مثل مسابقه دوي امدادي مي‌ماند؛‌ هر گروهي که زودتر و بهتر خبر را بفرستد روي خروجي خبرگزاري، برنده مسابقه است. کار در خبرگزاري‌ها،‌ شايد سخت‌ترين و در عين حال آسان‌ترين شغل دنيا باشد؛ اين را آن‌هايي مي‌گويند که با فضاي کار دراين بنگاه‌هاي کوچک و بزرگ خبري آشنايند. استادان ‌‌روزنامه‌نگاري،‌ مثل استادان همه فنون ديگر،‌ براي موفقيت درحرفه خودشان هم دست به دامن همان مثلث معروف موفقيت شده‌اند؛ مثلثي که ضلع‌هايشان را با اين عنوان‌ها نام‌گذاري کرده‌اند؛ «‌سرعت، دقت،‌ صحت».

زمينه رشد
روند رشد در خبرگزاري معمولا کاملا قانونمند است و بايد چند سالي خاک خبرنگاري به تن‌تان بخورد تا در رده‌هاي بالا قرار بگيريد. البته به هر حال بايد حق بدهيد به آن آدم سياسي که سرمايه خبرگزاري را تامين مي‌کند و ترجيح مي‌دهد يکي از نزديک‌ترين آدم‌ها به خودش از لحاظ تفکر و مشي سياسي را بالاي سر کار بگذارد.

نظرات کاربران
کد امنیتی