عوض شدن چه راحت!
چگونه تغيير کنيم

عوض شدن چه راحت!

نویسنده :

وجيهه محمدپور مقدم

معمولا هر چند وقت يک بار، همه‌مان مي‌زند به سرمان که تغيير کنيم و از اين که هستيم بهتر شويم. براي همين تمام تلاش‌مان را مي‌کنيم تا آدم ديگري شويم، اما اين تصميم‌ها معمولا در حد همان تصميم باقي مي‌مانند، چون بعد از مدتي مي‌فهميم که تغيير کردن آن‌قدر هم که مي‌گفتند راحت نيست، و آن وقت از خودمان نااميد مي‌شويم و بعد هم بي‌خيال تغيير کردن و متحول شدن مي‌شويم! و به همين راحتي قصه تغيير و تحول پيدا کردن‌مان تمام مي‌شود. دليل اصلي اين که آخر همه اين تصميمات به جاي خوبي نمي‌رسد، اين است که ما اصلا بلد نيستيم چه جوري تغيير کنيم! اين شماره توي جزر و مد گير داده‌ايم به چه جوري تغيير کردن، که مطمئنا کمک حال‌مان خواهد بود.

يک وقت‌هايي، توي زندگي همه‌مان وجود دارد که ما بدجور دوست داريم خودمان را تغيير دهيم و متحول شويم. مثلا وقتي روز تولد‌مان مي‌شود، مي‌گوييم بايد حالا که بزرگ‌تر شديم از اين که هستيم بهتر شويم و رفتار، افکار و احساسات‌مان عوض شود. سال جديد که شروع مي‌شود، دوباره ياد همين عوض شدن و تغيير کردن مي‌افتيم و دوست داريم متحول شويم. اگر اتفاق مهمي توي زندگي‌مان بيفتد دوست داريم به بهانه آن تغيير کنيم و... خلاصه ما توي سال چندين بار به بهانه‌هاي مختلف مي‌زند به سرمان، که عوض بشويم. اما در مورد هيچ کدامش به هيچ نتيجه‌اي نمي‌رسيم و مثل قبل باقي مي‌مانيم! درست است که بعضي از تغييرات ريشه‌اي هستند و ما به تنهايي و بدون کمک يک روان‌شناس نمي‌توانيم انجام‌شان دهيم اما به همان اندازه هم هستند تغييراتي که خيلي شديد نيستند و خودتان مي‌توانيد برايشان کاري بکنيد. اگر قرار است اين تصميمات به نتيجه‌اي برسد و ما واقعا عوض شويم چند شرط وجود دارد، ما فکر مي‌کنيم اگر اين شرط و شروط‌ اتفاق بيفتد شما هم حتما عوض مي‌شويد:

شرط اول خود آگاهي
اول بايد خودتان را بشناسيد. خيلي ساده است، آدم براي تغيير يک وسيله ساده هم بايد اول از همه شناختي از سيستم آن داشته باشد. بعد بتوانيد تغييراتي در آن ايجاد کنيد وگرنه خرابش مي‌کنيد! مثلا شما اگر قرار باشد سيستم آموزشي دانشگاه‌تان را عوض کنيد، بايد اول از همه بدانيد سيستم فعلي چه ويژگي‌هايي دارد، چه مشکلاتي دارد و چه خروجي‌هايي. آن وقت مي‌توانيد تغييرات درستي در آن بدهيد. در مورد خودتان هم اين شناخت اهميت زيادي دارد. ما درباره خودمان خيلي چيزها را نمي‌دانيم! مثلا نمي‌دانيم چرا از تاريکي مي‌ترسيم، چرا از فلاني خوش‌مان مي‌آيد و يا از فلان غذا بدمان مي‌آيد و... بايد ريشه‌يابي بکنيم و دليل خيلي از رفتار و افکار خودمان را پيدا کنيم. ممکن است در کودکي‌مان براي ما اتفاق‌هايي افتاده که خودمان خبر نداريم و همان اتفاق‌ها الان روي رفتار ما تاثير گذاشته است. براي شناخت خود بايد دست به کار شويم و از همه روش‌ها استفاده کنيم. مثلا از اطرافيان و نزديکان‌مان پرس و جو کنيم، چون حتما آن‌ها مي‌توانند چيزهايي درباره ما به خودمان بگويند. روان‌شناسان و تست‌هاي روان‌شناسي هم مي‌توانند شناخت خوبي به ما بدهند. محيط هم در شناخت ما بي‌تاثير نيست اگر ما در محيطي باشيم که به شناخت ما نسبت به احساسات و افکار و هيجان‌هايمان کمک کنند بهتر مي‌توانيم خودمان را عوض کنيم.

شرط دوم شرطي نشدن
بعضي وقت‌ها دليل خيلي از رفتارها و احساسات ما شرطي شدن ما نسبت به آن موقعيت است. مثلا چون يک بار در کودکي از خيابان رد مي‌شديم تصادف کرده‌ايم، حالا از رد شدن از خيابان مي‌ترسيم. يا چون در مدرسه رابطه خوبي از برخورد با معلم‌مان نداشته‌ايم، حالا با ديدن اساتيد دانشگاه دست و پايمان را گم مي‌کنيم و سرخ و سفيد مي‌شويم و... خلاصه شرطي شدن در مورد خيلي از اتفاقات مي‌تواند ما را دچار مشکل کند. براي اين که بتوانيم خودمان را تغيير دهيم، حتما بايد اين رفتارهاي شرطي شده را پيدا کنيم و بعد هم دليل آن‌ها را کشف کنيم. و بعد مثل يک مرد (يا مثل يک زن) با آن‌ها روبه‌رو شويم. مثلا اگر از آب مي‌ترسيم و سال‌هاست که با ديدن آب وحشت مي‌کنيم! خودمان را پرت کنيم توي آب يا اگر هميشه شب‌هاي امتحان ما را مضطرب مي‌کند و نمي‌خوابيم، بي‌خيال شويم و حتما بخوابيم و... اضطراب و ترس‌هاي نامعقول معمولا به خاطر همين شرطي شدن‌هاي مختلف است که بايد ياد بگيريم چه جوري در اين موقعيت‌ها آرام باشيم و درست رفتار کنيم.

شرط سوم ابراز احساسات
اگر قرار است ما عوض بشويم و تغييراتي در خودمان بدهيم، بايد ياد داشته باشيم که چه جوري احساسات خود را بيان و خودمان را تخليه رواني کنيم. خيلي وقت‌ها روي هم انبار شدن احساسات مي‌تواند زندگي ما را خراب کند. براي اين که عوض شويم بايد بتوانيم خودمان را خالي کنيم و هيچ چيز توي دل مان نماند. برخي مواقع بايد يک سنگ صبور درست و حسابي پيدا کنيم کسي که بشود رويش حساب کرد و بتوانيد هيجانات خود را با صحبت با او تخليه کنيد. علاوه بر وجود يک آدم براي ابراز احساسات و درد دل کردن، مي‌توانيد هيجانات و احساسات منفي خودتان را بنويسيد تا تخليه رواني شويد. اين طوري رفتارتان کم‌تر تحت تاثير هيجانات و احساسات قرار مي‌گيرد و آن وقت راحت‌تر مي‌توانيد عوض شويد. براي تخليه هيجانات علاوه بر يک مشاور و نوشتن، مي‌توانيد راه‌هاي ديگري هم انتخاب کنيد، مثلا ورزش و يا فيلم تماشا کردن که توي عالم روان‌شناسي اثر درماني هم دارد.

شرط چهارم تشويق و تنبيه کنيد
کلا ما موجودات عجيبي هستيم! و تا چوبي روي سرمان نباشد دست از رفتارهايمان بر نمي‌داريم و در عوض تا در مورد يک کاري تشويق مي‌شويم آن را چندين بار تکرار مي‌کنيم! خلاصه براي تکرار کارهاي خوب‌مان نياز به تشويق داريم و براي ترک کارهاي منفي و بدمان هم تا تنبيهي نباشد بي‌خيالش نمي‌شويم. درست است که انگيزه انجام بعضي از کارها آن‌قدر قوي است که نيازي به تشويق کردن نيست، اما يکي را از راه‌هاي ساده براي تغيير کردن همين تنبيه و تشويق کردن‌هاست. به همين دليل وقتي تصميمي براي تغييرات مي‌گيريد براي خودتان هم تشويق و تنبيهي را در نظر بگيريد. مثلا اگر رفتار خوبي انجام داديد به خودتان پاداش بدهيد يا اگر رفتار منفي را تغيير نداديد خودتان را از يک کار خوب يا برنامه خوب که دوست داريد محروم کنيد. يا اگر به خودتان اعتماد نداريد و يا خيلي مي‌خواهيد به خودتان در عوض شدن کمک کنيد، اين تشويق و تنبيه را به نزديکان‌تان بسپاريد و از آن ها بخواهيد شما را تشويق يا تنبيه کنند.

شرط پنجم قبول کنيم که مي‌شود
خيلي وقت‌ها ما خودمان جلوي تغيير کردن خودمان را مي‌گيريم. يعني مي‌گوييم «بعضي چيزها و بعضي رفتارها را اصلا نمي‌شود تغيير داد.» وقتي ما اين طوري فکر کنيم و راه تغيير کردن را به روي خودمان ببنديم، اصلا نمي‌توانيم زندگي جديدي را تجربه کنيم و افکار و رفتار جديد داشته باشيم. هر چه بيشتر ما به خودمان سخت بگيريم و توي چارچوب افکار و رفتار و احساسات گذشته بمانيم اصلا نمي‌توانيم لذت تغيير کردن را احساس کنيم. پس اول حق تغيير کردن را به خودتان بدهيد و بعد قبول کنيد که هر کسي مي‌تواند يک سري از رفتارها، افکار و حتي احساساتش را تغيير دهد که اصلا سخت نيست. محيطي که در آن هستيد هم در تغيير شما تاثير گذار است ممکن است تغييرات شما مورد پذيرش محيط و آدم‌هاي آن قرار نگيريد اما نا اميد نشويد؛ اعتماد به نفس شما درباره تغييرات نظر ديگران را هم عوض مي‌کند.

نظرات کاربران
کد امنیتی