نخبه‌کشی سفید
یادداشت

نخبه‌کشی سفید

نویسنده :

لابد وقتی صحبت از حسرت‌های تاریخی می‌شود شما هم مثل من به قتل بزرگان تاریخ سرزمین‌مان فکر می‌کنید و حسابی حال‌تان گرفته می‌شود. مي‌گويند قائم‌مقام فراهانی را توطئه‌گران دربار قاجار و محمدشاه به كمك ايادي بيگانه كشتند، قتل اميركبير را به همين شكل به روزگار ناصرالدين‌شاه و توطئه درباریان نسبت مي‌دهند و مصدق نيز 10 سال تبعيد و زندان را مديون سازمان سيا و پهلوي است. لابد آن روزها برای از میان برداشتن یک نفر که عقل و درایتش همه کاسه‌لیسان را بیچاره کرده بوده، راهی به غیر از کشتن و حذف فیزیکی نمی‌مانده است. ولی  در روزگار ما با پیشرفت علم و تکنولوژی همه چیز تغییر کرده و نخبه‌کشی هم راه‌های دیگر و به ظاهر متمدنانه‌تری پیدا کرده است.

در دوران دانشجویی یکی از استادهایم که از بهترین اساتید دانشگاه هم بود و مهم‌ترین درس آن رشته‌ را تدریس می‌کرد، روش تنبیهی عجیبی داشت به اسم «ایگنور» یا همان نادیده‌گرفتن. هرکدام از دانشجوها به هر دلیلی ممکن بود مورد تنبیه استاد قرار بگیرد. به این ترتیب که نه تنها حضور یا عدم حضورش مهم نبود، بلکه اگر سوالی می‌پرسید یا حرفی هم می‌زد توجهی به او نمی‌شد. انگار که اصلا وجود خارجی نداشت. خیلی از ما نمونه‌های این رفتار را در افراد مختلف دیده‌ایم، از قهرها و کم‌محلی‌های دوران کودکی گرفته تا برخی روش‌های روانشناسی مبتنی بر بی‌توجهی به طرف مقابل.

اکثر ما حکایت‌های زیادی از نخبه‌کشی شنیده‌ایم. ترور دانشمندان، تصادف ساختگی با خودروی حامل نخبگان، انفجار اماکن حضور افراد برجسته، حمله‌ مسلحانه و مواردی از این دست تنها نمونه‌هایی از نخبه‌کشی هستند که گاهی اتفاق افتاده و خبرشان منتشر می‌شود. اما آیا نخبه‌کشی فقط همین است؟ این‌که فرد یا افرادی با هدف حفظ منافع و جایگاه خود دست به قتل نخبگان بزنند، تنها جلوه نخبه‌کشی است؟ قطعا خیر. همین روش ایگنور استاد ما در برخی موارد در جامعه امروزی، سهوا یا عامدانه انجام می‌شود و آثار آن را می‌بینیم. نخبگانی که با روش ایگنور دچار مرگ روحی می‌شوند، دو راه بیشتر ندارند: یا بمانند و به زندگی نباتی‌شان ادامه دهند، یا برای احیای خودشان به جایی که مورد توجه قرار می‌گیرد. 

از این به بعد اگر به حکایت‌هایی درباره‌ نخبه‌کشی رسیدیم، انزوای نخبگان، فرار نخبگان و ... را هم اضافه کنیم. چراکه یکی از انواع بی اثر کردن این قشر به دردبخور، بدون شک قتل بدون اسلحه است. همان‌طور که در ازدواج سفید دو نفر بدون ازدواج رسمی با هم زندگی می‌کنند یا در طلاق سفید دو نفر در کنار هم زندگی می‌کنند اما از نظر عاطفی جدا هستند، شاید بتوان نادیده گرفتن نخبگان و توانایی‌هایشان را هم گونه‌ای از نخبه‌کشی دانست، اصلا اسمش را بگذاریم نخبه‌کشی سفید!

نظرات کاربران
کد امنیتی