ما همه تخته سیاهیم
یادداشت

ما همه تخته سیاهیم

نویسنده : یاسین ناطقی

در دوران راهنمایی، مدیر و معاونان مدرسه مجبورمان می‌کردند که ابتدا و اواسط سال تحصیلی، موهای سرمان را بتراشیم. برای خیلی‌ها که از کودکی تا آن سن هرگز آرایشگری با نمره چهارِ ماشین اصلاح به جان موهای‌شان نیفتاده بود، شروع سال تحصیلی و پایان امتحانات ترم اول، کابوسی وحشتناک بود. هر وقت از والدین خود یا مسئولان مدرسه می‌پرسیدیم که مشکل‌شان با موهای سرمان چیست، چند کلمه را کنار هم ردیف می‌کردند. «نظم»، «اتحاد»، «کاهش وابستگی به وضع ظاهر» و «سادگی». آن موقع هیچ‌کدام از این کلمات، توجیه مناسبی برای کچل شدن اجباری‌مان نبودند. چراکه ما نه نظم و نه اتحاد و نه حتی سادگی را در تراشیدن موی سر نمی‌دیدیم. می‌رفتیم پیش آرایشگر و خواهش‌ می‌کردیم که موهای‌مان را جوری بتراشد که خیلی کوتاه نباشد! یا پستی و بلندی‌های روی کله‌مان توی ذوق نزند.

دوران دوازده ساله مدرسه، پر بود از اجبارهای عجیب و غریبی مثل همین تراشیدن موی سر و گفتن شعارهایی در مراسم صبحگاهی که ذره‌ای از معنایشان را درک نمی‌کردیم. هرچند که به تراشیدن موی سر و شعاردادن و - چراکه هر کدام در جای خودشان مطلوب و مفید هستند- اما همیشه سوال‌مان این بود: «چرا الان و چرا ما؟» آن موقع به جز زنگ ورزش و زنگ تفریح، با همه زنگ‌ها مشکل داشتیم! اما مدام از بزرگترها می‌شنیدیم که دلیل و فلسفه هریک از همین زنگ‌ها و اجبارها را بعدا خواهیم فهمید. حالا بعدا فرا رسیده. اما ما هنوز نمی‌دانیم که چرا دانش‌آموزانی که می‌خواهند در کنکور تجربی شرکت کنند، ملزم به آموختن فیزیک کوانتوم و انتگرال‌گیری هستند! یا چرا باید زبان انگلیسی و عربی را یاد گرفت و آلمانی و فرانسوی را نه.

این روزها مدارس غیردولتی جایی‌است برای خانواده‌هایی که دوست داشتند بچه‌های‌شان به غیر از دروس اجباری آموزش و پرورش، لااقل چند درس و موضوع اختیاری را هم بگذرانند. فن بیان، کلاس‌های تئاتر و خوش‌نویسی، کامپیوتر و روباتیک و خیلی چیزهای دیگر، مواردی بودند که در خیلی از مدارس غیرانتفاعی یافت می‌شوند. چیزی شبیه به نظام آموزش عالی که در کنار دروس اجباری، چیزی به نام واحدهای اختیاری و کانون‌های مختلف هم مقابل دانشجویان می‌گذارد.

دروس و کتاب‌های اجباری مدرسه را که کنار دروس اختیاری و آموزش داده شده در مدارس غیردولتی می‌گذاریم، تفاوتی بزرگ بین میزان کارآمدی هر کدام می‌بینیم. حرف از کارآمدی شد! جا دارد دوباره این سوال کلیشه‌ای را بپرسیم که آیا نوجوانان هنگام خروج از مدارس پس از دوازده سال، می‌توانند مکالمه‌ای ساده با یک انگلیسی‌ یا عرب‌زبان داشته باشند؟ عجیب است که چطور دروسی مثل زبان انگلیسی و عربی، با این حجم از ناکارآمدی، هنوز در کلاس‌های درس، آموزش داده می‌شوند.

نظرات کاربران
کد امنیتی