دلم برای پدیده می‌سوزد
یادداشت

دلم برای پدیده می‌سوزد

نویسنده : مازیار حکاک

قدیم‌ترها که فوتبال را به عنوان یک هوادار و فوتبال دوست دنبال می‌کردم، همیشه از رقم قراردادهای فوتبالیست‌های کشورمان شوکه می‌شدم. به ویژه این که با آغاز لیگ حرفه‌ای قراردادهای میلیاردی بازیکنان شروع شده بود و من مدام به این موضوع فکر می‌کردم که واقعا فلان بازیکن این قدر نمی‌ارزد، یا آن بازیکن اصلا هیچ وقت بازی نکرده چرا باید 250 میلیون بگیرد؟! همیشه محاسبه ذهنی رقم قرارداد بازیکنان به نسبت کارایی‌شان بزرگ‌ترین چالش ذهنی من بود. بعدها که به واسطه حرفه‌ام به مدیران باشگاه‌ها و بازیکنان نزدیک شدم فهمیدم که رقم قرارداد چیزی شبیه به مهریه است که همه می‌گویند کی داده و کی گرفته؟! شاید هم به مراتب بدتر! چرا که عروس خانم‌ها بالاخره می‌توانند از طریق مراجع قانونی اقدام کنند و حق‌شان را بگیرند اما فوتبالیست‌ها همین حق را هم ندارند. البته این نسخه بیشتر در خصوص بازیکنان داخلی جواب می‌دهد. برای همین است که به عنوان مثال افشین پیروانی، رضا شاهرودی و خیلی‌های دیگر از 15 سال پیش از باشگاه پرسپولیس چک دارند. همین جا بگویم که همچنان معتقدم رقم قراردادهای بازیکنان زیاد است و به نوعی به نسبت کارایی‌شان نمی‌ارزد، اما این را باید وقت ثبت قرارداد حل کرد نه با پول ندادن به آن‌ها.

ماجرا اما برای بازیکنان و مربیان خارجی متفاوت است، آن‌ها نه تعصبی روی هوادار دارند و نه کارشان به کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال می‌کشد که با یک سلام و صلوات ماجرا ختم شود. در این سال‌ها کمتر خارجی است که از ایران برود و به فیفا شکایت نکند. هنوز داغ پول قرارداد ژوزه، محرومیت استقلال، تراکتورسازی و پرسپولیس از پنجره نقل و انتقالاتی تازه بود که حالا 6 امتیاز ازتیم پدیده، بابت بازیکنی که یک فصل سابقه بازی در این تیم را داشته است کم شد. تیم خوب مهاجری که برای اولین بار در حد و اندازه‌های نماینده خراسان ظاهر شده بود و یقه خیلی از تیم‌های بزرگ را گرفته بود، حالا بابت این اشتباه از جایگاه پنجم به جایگاه دهم سقوط کرده و احیای این تیم و بازگشت انگیزه سخت‌ترین کار ممکن است. دلم برای مهاجری و پدیده می‌سوزد چراکه تیمی که برای کسب سهمیه می‌جنگید، حالا باید در میانه جدول دست و پا بزند و کدام مدیر است که مسئولیت این اشتباه را قبول کند؟! کدام مدیر است که باور کند فوتبال هم قواعدی دارد که هرچقدر در ایران جدی گرفته نمی‌شود برای مجامع بین‌المللی مهم است؟!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠

سوتی‌های عجیب

٩٧/٠١/٢٥
پایتخت 5 با چند قسمت طلایی به ایستگاه آخر رسید تا بیشتر از قبل حسرت قسمت‌های کشدار و خسته‌کننده آن را بخور

آب بندی سیروس و محسن

٩٧/٠١/٢٥

شلنگ آب در پایتخت

٩٧/٠١/٢٥
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

٩٧/٠١/٢٥
درباره سریال‌هایی که با فصل دوم‌شان خاطرات خوب‌مان را خراب کردند

کشششششدار و مریض

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران سریال «گلشیفته» در شبکه نمایش خانگی

سندروم سریال‌سازی فست‌فودی

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
فتوچاپ

فتوچاپ 531

٩٧/٠١/٢٥
ساختنیجات

پیشنهادهایی برای کتاب‌بازهای کتاب به دست

٩٧/٠١/٢٥
شاخ هفته

عاشق نشدی، طعنه مزن عشاق را!

٩٧/٠١/٢٥
جارچی

جارچی 531

٩٧/٠١/٢٥
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
تلگجیم

تلگجیم 531

٩٧/٠١/٢٥
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و حرص دنیا

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

بخند و بترس

٩٧/٠١/٢٥