هيچ‌کس تنها نيست

هيچ‌کس تنها نيست

نویسنده :

اين اپراتور اول هم خيلي خالي نمي‌بندد، اين روزها همه ما نه به خواست خودمان، که به‌خاطر شرايطي که در آن زندگي مي‌کنيم، خيلي پيش نمي‌آيد تنها باشيم. در اين شلوغي بعضي وقت‌ها پيش مي‌آيد که همراه‌ خوبي نصيبمان مي‌شود، مثلا يک کتاب خوب که اتفاقي به دستمان مي‌رسد، آدمي که اتفاقي سر راهمان قرار مي‌گيرد يا حديثي که توي خيابان روي بيلبورد به چشممان مي‌خورد. ماه رمضان از آن همراه‌هاي فوق‌العاده است که همنشيني‌هاي مبارکي براي ما مي‌آورد. مثل اذان موذن‌زاده اردبيلي که از بلندگوي مسجد مي‌شنويم، مثل ربناهاي افطار که از تلويزيون پخش مي‌شود، مثل دعاي سحر که باباها عادت دارند حتما از راديو بشنوند، مثل دعاهايي که قرار مي‌گذاريم در تمام روزهاي ماه رمضان بخوانيم و به همين خاطر هميشه با خودمان يک مفاتيح برمي‌داريم.

خانه من، خانه خدا
شنيده‌اي که پيامبر(ص) گفته است: «در دنيا مهمان باشيد و مساجد را خانه خود قرار دهيد.» اگر تاريخ خوانده باشي، مي‌داني که در صدر اسلام مساجد، هم خانه بوده‌اند، هم مرکز علم اندوزي، هم پايگاه سياسي و هم مکاني براي عبادت و بندگي. اما در روزگار ما مسجد، بيشتر جايي براي نماز خواندن و گرفتن مراسم دعا است و احيانا جايي براي گرفتن مراسم ختم! اصلا چه ايرادي دارد که گاهي هم نمايشگاهي از آثار هنري در مساجد برگزار شود... در زمان همين انقلاب خودمان مساجد پايگاههاي مهمي بودند و نقش موثري در فعاليت هاي مردمي داشتند، اين اتفاق‌ها در زمان حال کم‌تر ديده مي‌شوند! انگار جوان‌ها و نوجوان‌هاي امروزي علاقه زيادي به مسجد رفتن ندارند، اصلا به نظر شما مي‌شود اتفاقي در مسجد بيفتد که با روحيات و سليقه بچه‌هاي امروز هماهنگي داشته باشد؟ سوال مناسب‌تر که پاسخي مناسبتر و راه‌گشاتري ميتواند داشته باشد، اين است که چرا بيشترين مخاطبان مساجد مسن‌ترها هستند؟ مگر اين مساجد همان مساجدي نيستند که کانون نيروسازي و نيرو پروري در صدر اسلام بودند. مگر آن مسجدها چه خصوصياتي داشتند؟! امام حسين‌(ع) درباره اين مسجدها و مسجدي‌ها حديثي دارد که با خواندنش موضوع برايمان روشن مي‌شود: به کسي که همواره به مسجد برا اقامه نماز و ديگر فرايض رفت و آمد ميکند، يک از اين 8 فايده ميرسد: استفاده از آيه روشن از قرآن، يافتن دوست خوب، فراگير علم تازه، برخوردار از رحمت که در انتظارش بوده، شنيدن سخن که راهنما راه باشد، از انحراف در امان ماند، موجب ترک گناه از رو حيا شود و موجب ترک گناه بر اثر ترس گردد. اما آيا اين 8 گفته در مساجد براي ما يافتني هستند! مسجد خانه خدا است و خانه خصوصياتي دارد مثل امنيت، آرامش و محبت. هر وقت که از همه روزمرگي‌ها و کارهاي دنيا خسته مي‌شوي اولين جايي که به آن فکر مي‌کني خانه است، تا حالا شده است دلت براي مسجد تنگ بشود، براي خانه خدا، شايد بد نباشد که اين ماه، در کنار داشتن برنامه‌هاي فرهنگي به صورت و سيرت مساجد نيز تصويري جالبتر بدهيم و در کنار انجام نماز و عبادت به بقيه نيازهاي انسان ساز هم بپردازيم.

وقتي رسانه ملي روزه مي‌گيرد
مي‌گويند مانع عبادت و رسيدن به فرايض الهي مي‌شود، مي‌گويند فرصت ديدار اقوام و فاميل را از آدم مي‌گيرد، مي‌گويند در مهماني‌ها حرف اول را مي‌زند و به جاي همه اعضاي خانواده ميزبان و مهمان حرف براي گفتن و سرگرم کردن دارد، مي‌گويند...

بعضي وقت‌ها شروع ماه رمضان را از روي تبليغات سريال‌هاي ماه رمضاني متوجه مي‌شويم، تلويزيون از مدت‌ها قبل روي اين برنامه‌ها کار کرده است و کلي برنامه تدارک ديده است، سخنراني‌هاي مذهبي، برنامه‌هاي آموزشي قرآني، برنامه‌هاي ويژه سحر و افطار. همه اين برنامه‌ها نشان مي‌دهد که تلويزيون به جايگاه خودش توجه کرده و جاي خودش را هم در ماه رمضان بين خانواده‌ها پيدا کرده است، با همه اين‌ها خوب است که بعضي چيزها را مورد نظر داشته باشد:

انتقال مفاهيم ديني به آساني آوردن يک فرشته و يک شيطان در يک سريال نيست، هر چند که بارهاي اولش ساختار شکني است و مردم را به هيجان مي‌آورد. ايجاد شب‌هاي مفرح و به ياد ماندني خيلي خوب است ولي بهتر است براي رساندن نکات اخلاقي به مردم به تلنگرهاي عميق‌تري فکر کنند. حالا که مردم به سريال‌‌هاي مناسبتي علاقه پيدا کرده‌اند خوب است که به جز جذب تماشاگر به مشخصه‌هاي ديگري مثل فرهنگ‌سازي و تغيير در باورها هم بپردازد. هنوز هم براي پخش برنامه‌هاي مذهبي مخصوصا سخنراني‌ها با خودمان تعارف داريم. بيشتر برنامه‌هاي فرهنگي در زمان‌هاي مرده پخش مي‌شوند، زماني که بيشتر مخاطب‌ها يا خوابند يا در حال کار. حالا بد نيست که رسانه ملي هم از اين فرصت استفاده کند و سر و ساماني به خودش و محتوايش بدهد.

تنها صداست که مي‌ماند
هميشگي نيست يا به عبارتي چندان در دسترس نيست، اصلا براي همين هم هست که خوب است، وقتي در تاکسي نشسته‌اي و خسته و تشنه و گرسنه‌اي و صداي اذانش را مي‌شنوي، يا وقتي توي خانه مادربزرگت نشسته‌اي و بوي شله‌زرد مي‌آيد و تو منتظر اذاني و صداي قرآن را از راديو قديمي‌اش مي‌شنوي. همين ناگهاني بودن‌هايش است که دوست ‌داشتني ‌ترش مي‌کند، ولي اين فرصت‌هاي شنيدني هميشه نيستند و هميشه به خوبي آن لحظه‌هاي ناب نيستند، شايد ديده نشدن دليلي باشد براي کم‌تر بودن ولي شنيده شدن هم مي‌تواند دليل خوبي باشد براي بهتر بودن. اگر شما هم از تکراري بودن‌ها از متنوع نبودن‌ها و از کم بودن‌هاي راديو گله داشته باشيد، راهش اين‌ست که اين رسانه شنيدني هم سعي کند به مخاطبش و به محتوايش و به جذابيت‌هايش بيشتر توجه کند و شنيدني‌هاي بيشتري داشته باشد.

کليدي براي بهشت
مي‌گويند اولش که مي‌گويي زبانت است که تکرار مي‌کند، مي‌گويند اگر ادامه بدهي قلبت هم با تو تکرار مي‌کند، مي‌گويند جلوتر که بروي تمام وجودت ذکر مي‌گويد. وقتي همراهي اتفاق بيفتد و همه مردم ذکرشان و دعايشان يکي باشد، تو هم انگار براي دعا خواندن مشتاق‌تر مي‌شوي، اين ذکر و دعا همراهي مي‌خواهد و همه مردم اين همراهي را دوست دارند. کتاب‌ها و دعاهاي زيادي را مي‌شناسيم که در چند سال اخير بين مردم گل کرده‌اند، تجربه دعاهاي دسته‌جمعي نشان داده که مردم به اين جمع‌شدن‌ها و همراهي‌هاي معنوي علاقه دارند و مي‌شود روي وارد کردن دعاهاي ديگر با منابع معتبرتر کاري کرد، تا زمان‌هاي ذکر و دعا بيشتر شود. راديو، تلويزيون، مسجد، مفاتيح وگاهي دوستي که با تو همراهي ميکند در ماه مبارک رمضان بر تو اثر خواهند داشت، اثري که شايد در ابتدا يا حتي انتها خودت خيلي از آن با خبر نباشي! اميد ما اين است که مسئولان اين همراهها، به مسئوليت خود پي‌ببرند و نقشي مناسب ايفا کنند، اما در کنار آنها خودت هم حواست باشد که هر همراهي را به اندازه همراهي کني!

نظرات کاربران
کد امنیتی