جهان دیدن به از جهان خوردن
مواجهه با یک مدل متفاوت زندگی در مصاحبه با محمدرضا شاه‌پسند، یک گردشگر ایرانی

جهان دیدن به از جهان خوردن

نویسنده : محدثه عارفی

«جهان دیدن به از جهان خوردن» ضرب‌المثل گویایی است. کافی است آدم‌هایی را که همه دارایی‌هایشان را فقط خرج خوردن و پوشیدن می‌کنند را مقایسه کنید با کسانی که در هر فرصتی به سفر می‌روند؛ آن یکی هم‌چنان خام می‌ماند و این با هر بار رفتن و دیدن بخشی از جهان، پخته‌تر بازمی‌گردد. البته در این میان افرادی هستند که تمام وجودشان عشق و علاقه به حرکت و سفر است. آن‌ها فرهنگ‌های مختلف، مناظر و تجربه‌های جدید را آن‌قدر دوست دارند که مدام در گردشند. «محمدرضا شاه‌پسند» از جمله کسانی است که میل زیادی به سفر دارد. در 17 سالگی و دوران جنگ اولین سفر خارجی‌اش را به عراق و پس از آن فهمیده چقدر به حرکت و سفر علاقه دارد و شغل تجارت را انتخاب کرده تا سفر لازمه آن باشد. البته او اکنون عکاس است و از سال 80 در نتیجه همکاری با یک مخترع دوربین سه بعدی، به صورت تخصصی در حیطه عکاسی سه بعدی کار می‌کند. با او درباره سفر و تجربه‌هایش به گپ‌و‌گفت نشستیم که قسمت‌های جالب گفتگو را در ادامه می‌خوانید. 

چهار فصل ایران در چهار ساعت
یک بار به دوست خارجی‌ام در کردکوی مازندران گفتم که در عرض چهار ساعت چهار فصل را به تو نشان می‌دهم. او را کنار دریا بردم. بچه‌ها داخل آب بازی می‌کردند و با لباس‌های خیس روی شن‌های ساحل می‌دویدند. خندیدم و گفتم: تابستان. در سطح شهر گل‌های زیبا شکفته بود و بهار را حس کردیم. در ارتفاعات درازنو به خاطر سرمای پاییز مهمان‌مان شد و وقتی تا نزدیکی قله رفتیم ،چون بلندترین ارتفاع منطقه بود، کفش‌هایمان تا نزدیک ساق در برف بود و من چهارفصل را در کمتر از چهار ساعت نشانش داده بودم! من نزدیک 1440 روستا در ایران و 28 استان و تقریبا 380 شهر ایران را سفر کردم و به خاطر تجربه‌های شگفت‌انگیز و عرق ملی خودم اول ایران را برای سفر پیشنهاد می‌کنم. برای مثال روستای اصفهک در نزدیکی طبس و ارتفاعات آلاشت در استان مازندران مکان‌های زیبایی هستند. 
چند پیشنهاد پاییزی و زمستانی
هیجان را در منطقه کلوت‌های شهداد در کرمان پیدا می‌کنید. کلوت‌ها عوارض طبیعی‌ هستند که حدود 300 میلیون سال طول می‌کشد تا درست شوند و از دور مانند آپارتمان‌های بلند هستند. این منطقه 125 در 85 کیلومتر طول و عرض جغرافیایی دارد. یک دانشمند آرژانتینی آن را «بزرگترین شهر خالی از سکنه جهان» معرفی می‌کند و جالب است بدانید که در این منطقه حتی موجود زنده هم نیست. چنانچه می‌گویند یک جسد گاو که آنجا افتاده پس از سال‌ها هنوز تجزیه نشده و در اثر خشک شدن باقی مانده است و همین باعث شده بگویند که حیات هم در آن‌جا وجود ندارد. مکان آرام‌بخش هم که منطقه «میانکاله» در خلیج گرگان است. این محدوده از آذر ماه تا آخر بهمن تعداد زیادی پرنده مهاجر دارد که در غروب روی آب می‌نشینند و صدایی نوازشگر دارند. منطقه‌ای را در میانکاله برای محققین و عکاسان درست کرده‌اند که می‌توانید بروید و شب را در سکوت کامل در آن منطقه اختفا شده بگذرانید و وقتی صبح چشم باز کنید بیش از 5000 فلامینگو در فاصله چند متری دورتان حلقه زده‌اند و شما از آن محل مخفی آن‌ها را می‌بینید. واقعا آرام‌بخش است. 
فرصت تجربه‌های شگفت
توی غار مغان در نزدیکی مشهد محدوده‌ای است که به آن خرچنگ‌رو و گربه‌رو می‌گویند. در آن محدوده باید مانند خرچنگ یک‌وری و به چپ و راست حرکت کنید یا مانند گربه سرتان را رد کنید و بعد با پیچ و خم بدنتان رد شود. من این غار را طی کردم و به حوضچه وسط غار رسیدم. و در آن لحظه وقتی به راه برگشت نگاه کردم مطمئن شده بودم که دیگر نمی‌توانم برگردم! ایران کشور عجیبی است، در کم‌ترین فاصله زمانی گرمترین و سردترین نقطه کره زمین در منطقه گندم بریان کرمان را می‌شود تجربه کرد. که با فاصله زمانی 60 کیلومتر اختلاف دمای 70 درجه ثبت شده است. روستای سیرچ در حوالی استان کرمان 5 درجه زیر صفر هست و با فاصله 60 کیلومتر در طول، کلوت‌ها با دما 65 درجه بالای صفر قرار دارند.  جالب است که آنجا ما توانستیم روی سنگ نیمرو درست کنیم! یک مکان جالب دیگر در ایران پل معلق مشکین شهر است. پل توسط یک شرکت ایرانی در ارتفاع 80 متری ساخته شده و 365 متر طول دارد. یک قسمت‌هایی از پل شیشه است و هیجان دلچسبی دارد. یک بخش هیجان سفر هم تجربه کردن سفر با وسایل مختلف است، من حتی با تراکتور، موتور، قایق، کشتی، جت اسکی هم سفر کرده‌ام. من در مغولستان با گاومیش سفر کردم و در منطقه‌ای به نام شمخال در نزدیکی قوچان با تراکتور به سمت مقصد رفتم. در صعود دماوند یک سری وسایل را با قاطر انتقال دادم و حتی گاهی گرگ‌ها دور چادرم حلقه زدند و مجبور شدم تا صبح توی ماشین بمانم. 
جهان با جهان‌گردان خوش‌اخلاق است
من 27 کشور خارجی را سفر کرده‌ام و تا به حال رفتار ناشایستی از مردم‌شان ندیده‌ام شاید دلیلش کارم باشد چون به نظر من عکاسی هنر است و یک زبان مشترک در تمام دنیا. البته یک سری نظرها را می‌شود مطرح کرد که عمومیت دارد مثلا مغولستان مردمش تا حدودی خشن هستند و خیلی نمی‌شود با آن‌ها ارتباط گرفت یا آلمانی‌ها متعصبند و بیشتر وقت‌ها به انگلیسی راهنمایی نمی‌کنند و جوابت را نمی‌دهند. چینی‌ها خوش‌اخلاق، آرام و مهربان هستند و همیشه با لبخند جواب می‌دهند و برخی کشور‌های اروپایی کمی دید بالا به پایین نسبت به ما دارند. من غذاهای نقاط مختلف دنیا را تجربه کرده‌ام، از جمله غذاهای دریایی، ولی خوشمزه از نظر من فقط قرمه سبزی است! اصلا سفر به شما فرصت تجربه مشاغل متفاوت را می‌دهد. در آسیای جنوب شرقی فعالیت بازرگانی قوی در گذشته داشتم. ولی الان با عکاسی سفر می‌کنم و در کشورهای مختلف نمایشگاه برگزار می‌کنم و آرشیو تولید می‌کنم و مطمئنم که این آرشیو یک سرمایه است و روزی بازده اقتصادی خواهد داشت. من نزدیک به 5 میلیارد تومن در این بیست سال هزینه کردم البته الان هم چیز زیادی ندارم زیرا هر چه در آوردم خرج سفر کردم. اما اگر دوباره هم به دنیا بیایم همین کار را می‌کنم. 
* برای دیدن عکس‌های سفر آقای جهانگرد می‌توانید به سایت او به آدرس tasvir3d.com سر بزنید و کارهای با کیفیت واقعی‌اش را در نگار‌خانه شهر فرنگ در پارک کوهسنگی مشهد و با دستگاه‌های ویژه تماشا کنید.
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها