دوباره سلام
یادداشت

دوباره سلام

نویسنده : مهدی عسگری

انتهای پارکینگ تاریک خانه‌ای قدیمی واقع در شهید صادقی 12، دری آهنی بود که به اتاقی 2 در 3 باز می‌شد. وارد که می‌شدی میزی با 6 صندلی وجود داشت که شبیه اتاق جلسات شده بود. از آنجا وارد اتاقی دیگر می‌شدی که یک کامپیوتر داشت و کمدی فلزی و تلفنی که روی زمین بود. این مکان آغازگر رسمی اتفاقی تازه در روزنامه خراسان بود. غیر رسمی‌اش اتاق هیئت امنای روزنامه بود با کلی امکانات که 2-3 هفته‌ای مهمانش بودیم و بعد نقل مکان کردیم به همین مکانی که شرحش را گفتم.

یک کامپیوتر داشتیم و اینترنت دایل آپ و تیمی حدود 10 نفره. چون تعدادمان برای آن دفتر زیاد بود، طرح زوج و فرد اجرا می‌شد که تحریریه می‌توانستند طبق جدول زمان‌بندی از اینترنت استفاده کنند و محتوای خام مطالب خود را آماده کنند. آن وقت‌ها من مدیر اجرایی جیم بودم و مطالب اولیه با هزار خواهش و تمنا از تحریریه محترم و نسبتا محترم جیم با پیک موتوری، روی برگه‌های یادداشت که انواع مختلف داشت – از پشت بلیت اتوبوس گرفته تا سربرگ‌های کاهی خبرنگاری- به دستم می‌رسید و تازه دردسرهایم شروع می‌شد! با رسیدن هر مطلب بدو بدو به سمت واحد تایپ و تصحیح روزنامه می‌رفتم – فاصله دفتر جیم تا روزنامه حدود 500 متر بود- تا هرچه زودتر فایل مطالب آماده شود. باتوجه به دست‌خط‌های خرچنگ قورباغه دوستان محتوای تایپ شده با نوشته ایشان زمین تا آسمان متفاوت بود و طی چند رفت و برگشت بین نویسنده و تایپیست ممکن بود به مطالبی قابل چاپ تبدیل شوند! مطالب به مرور پس از آماده شدن روی رکوردری که هم کار فلش را می‌کرد و هم مصاحبه‌ها روی آن ضبط می‌شد به واحد صفحه‌آرایی واقع در چهارراه مهدی انتقال می‌یافت تا بلکم تبدیل به صفحه‌های جیم شود.

این کار هر روز من بود. البته در خلال تمام این اتفاقات، مطالب توسط من، دبیر جیم، معاون سردبیر و نهایتا سردبیر محترم روزنامه خوانده می‌شد و تاییدیه چاپ مطالب را می‌دادند یا بالاخره به هر زور و کلکی که بود می‌گرفتیم! با تمام این تفاسیر هر بار که جیم چاپ می‌شد سروصدای خیلی‌ها بلند می‌شد که چرا آنجا که گفتیم اصلاح شود، نشده است! راستش را بخواهید می‌خواهم اعتراف کنم که در یک سال اول صفحات جیم پر از سوتی بود که به لطف حضرت حق هنوز خیلی‌هایش برملا نشده و در گنجینه اسرار این دنیا جا خوش کرده‌اند! 

از آن زمان 11 سال می‌گذرد... خوشی‌ها و ناخوشی‌ها، کمبودها و زیادبودها و... همه و همه خاطره‌هایی شیرین شده و تجربه‌ای ارزشمند از همراهی با شما خوانندگان جان.

با آرزوی سلامتی و موفقیت برای جیمی‌ها

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
پایتخت 5 با چند قسمت طلایی به ایستگاه آخر رسید تا بیشتر از قبل حسرت قسمت‌های کشدار و خسته‌کننده آن را بخور

آب بندی سیروس و محسن

٩٧/٠١/٢٥

سوتی‌های عجیب

٩٧/٠١/٢٥

شلنگ آب در پایتخت

٩٧/٠١/٢٥
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره سریال‌هایی که با فصل دوم‌شان خاطرات خوب‌مان را خراب کردند

کشششششدار و مریض

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران سریال «گلشیفته» در شبکه نمایش خانگی

سندروم سریال‌سازی فست‌فودی

٩٧/٠١/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 531

٩٧/٠١/٢٥
ساختنیجات

پیشنهادهایی برای کتاب‌بازهای کتاب به دست

٩٧/٠١/٢٥
شاخ هفته

عاشق نشدی، طعنه مزن عشاق را!

٩٧/٠١/٢٥
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 531

٩٧/٠١/٢٥
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
تلگجیم

تلگجیم 531

٩٧/٠١/٢٥
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و حرص دنیا

٩٧/٠١/٢٥