یازده سال، جیم، جوانی و سینما
یادداشت

یازده سال، جیم، جوانی و سینما

نویسنده : علی نیک فرجام

همه چیز خیلی ساده‌تر از آن چه که فکرش را می‌کنی شروع می‌شود، مثلا شروع یک کسب و کار، یک روند جدید، یک علاقه جدید، مثلا روزنامه، مثلا خبرنگاری، مثلا نوشتن درباره روزگار که می‌شود همان روزنامه نگاری.

جیم هم یکی از همان اتفاقات ساده است که یک بار جرقه‌اش از ذهن یک نفر عبور کرد و زندگی صدها شاید هم هزاران نفر را تغییر داد. تبدیل شد به قصه زندگی کسانی که با جیم شروع کردند و پاگیر روزنامه و هفته‌نامه شدند و هر یک به مسیری رفتند، شد قصه زندگی ما.

حالا یازده سال است که از اتفاق ساده‌ای به نام جیم می‌گذرد و این اتفاق ساده، هنوز تازه است؛ هر روز و هر سال برگ تازه‌ای دارد برای رو کردن، برای بهتر کردن حال کسانی که می‌خوانندش و کسانی که می‌نویسندش؛ حتی کسانی که به این فکر می‌کنند که جیم، حالا بخشی از سرنوشت پنج‌شنبه‌های زندگی‌شان شده است. سرنوشتی که احتمالا با جیم جذاب‌تر شده است؛ سرنوشت یکی مثل خود من.

یکی مثل خود من که وقتی دبیر جیم از من خواست پس از مدتی دوباره یک یادداشت برای جیم بنویسم، دوباره همان اضطراب همیشگی به سراغم آمد که این نوشته قرار است یکی از همین پنج‌شنبه‌های دوست‌داشتنی برسد به دست هزاران نفری که منتظر خواندن جیم هستند و احتمالا نوشته من از زیر چشمان تیزبین‌شان عبور کند و شاید بخوانند و شاید بپسندند و شاید هم قضاوت کنند که این آقا خوب نوشته یا نه.

با این حال اما برای کسی که یازده سال از عمر کاری‌اش را به صورت مستقیم و غیرمستقیم با جیم گذرانده و نویسنده مطالب سینمایی این هفته‌نامه بوده، آیا میراثی باقی مانده است؟ آیا کسی یادش هست که روزی پس از خواندن صفحه سینمایی جیم، فیلم آخر هفته‌اش را برای دیدن انتخاب کرده است؟ آیا پس از خواندن این صفحه سینمایی تصمیمش برای رفتن به سینما و دیدن فیلم روی پرده مثبت یا منفی شده؟ کسی نمی‌داند غیر از همین شمایی که امروز این مطلب را می خوانید.

 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی