نکند موکت‌پوش باشد؟!
یادداشت

نکند موکت‌پوش باشد؟!

نویسنده : مهدی مرادپور

سلام. شما من را یادتون نمیاد، من مهدی مرادپور هستم و حدود ۶-۷ سال پیش برای جیم مطلب می‌نوشتم. خوانندگان جانی که اون روزها رو یادشونه احتمالا الان شوهر کردن یا قرار است به سلامتی...

من اولین بار همین روزهای نزدیک‌ به تولد جیم وارد ساختمون جیم شدم.

اون زمون‌ها جیم یک نشریه هفتگی بود که روی کاغذهای کاهی چاپ می‌شد، دفتری کوچک داشت در کوچه‌ای تاریک که از همه سولاخ‌هایش سوز می‌آمد. آنقدر فرسوده بود که شیشه‌هایش نازک شده بود و ستون‌هایش مرامی وزن ما را تحمل می‌کردند. کف جیم موکت بود و کنار دیوارهایش می‌شد جسد یخ زده نویسنده‌های جوانی را دید که با نگاه‌شان التماس می‌کردند کمک! (دقیق خاطرم نیست چه نوع کمکی از دست من برمی‌آمد؛ مالی بود یا کمک‌های اولیه یا اخرویه یا چی؟)

خیلی چیزها عوض شده، ما جوان‌تر شدیم و آنقدر جوان‌تر که پیرتر شدیم.

بعد از شش سال باز هم نزدیک به تولد جیم بود که دعوت شدیم برای گرفتن عکس ذیل.

این اواخر جیم را که دیده بودم دیگر کاهی نبود، ساختمانش هم درز و دورز نداشت. پله‌هایش گشادتر شده بود و لامپش خود به خود روشن می‌شد. اما چند پله که بالا رفتم زمین و زمان دور سرم چرخید، یاد چیزی افتادم که نباید در آن لحظه به ذهنم می‌رسید. دو دل شدم که بروم یا برگردم؟! یک لحظه بین دو پله ایستادم. خدای ناکرده نکند کف‌پوش دفتر جیم موکت باشد؟! راستش را بخواهید یادم رفته بود جوراب بپوشم! 

نکند انگشتان پایم را همه ببینند، آخه انگشت‌های پای آدم جزو همان 4-3 بخش از بدن است که نباید کسی ببیند. یعنی وقتی در باز شود چه کسی اول به انگشت‌های پایم نگاه می‌کند؟ خدای من انگشت‌های پای من در عکس پیداست؟

رسیدم پشت در...

نور روی پارکت‌ها از پشت شیشه‌ها پیدا شد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
پایتخت 5 با چند قسمت طلایی به ایستگاه آخر رسید تا بیشتر از قبل حسرت قسمت‌های کشدار و خسته‌کننده آن را بخور

آب بندی سیروس و محسن

٩٧/٠١/٢٥

سوتی‌های عجیب

٩٧/٠١/٢٥

شلنگ آب در پایتخت

٩٧/٠١/٢٥
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره سریال‌هایی که با فصل دوم‌شان خاطرات خوب‌مان را خراب کردند

کشششششدار و مریض

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران سریال «گلشیفته» در شبکه نمایش خانگی

سندروم سریال‌سازی فست‌فودی

٩٧/٠١/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 531

٩٧/٠١/٢٥
ساختنیجات

پیشنهادهایی برای کتاب‌بازهای کتاب به دست

٩٧/٠١/٢٥
شاخ هفته

عاشق نشدی، طعنه مزن عشاق را!

٩٧/٠١/٢٥
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 531

٩٧/٠١/٢٥
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
تلگجیم

تلگجیم 531

٩٧/٠١/٢٥
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و حرص دنیا

٩٧/٠١/٢٥