دیروز و امروز رئیس
درباره ویژگی‌های سینمای مسعود کیمیایی با بررسی کوتاه 50 سال فعالیتش در سینما

دیروز و امروز رئیس

نویسنده : صالح یعقوبی

همه ما احتمالا نام مسعود کیمیایی را شنیده‌ایم ولی با توجه به کم‌کاری او در این چند سال و البته افت کیفیت فیلم‌هایش، بعید نیست که ندانیم به چه دلیل به او لقب استاد داده‌اند! شاید اگر بشنویم فیلم‌های کیمیایی که این روزها با انتقادات زیادی روبه‌رو می‌شود و جایی در بین پرفروش‌ترین فیلم‌های سال ندارد، روزگاری خیابان‌های شهر را خالی می‌کرده و ماه‌ها رکورد فروش گیشه را جابه‌جا می‌کرده، چشم‌هایمان گرد شود و باورمان نشود. پس سعی کردیم در ادامه نگاهی کوتاه به کارنامه فیلمسازی 50 ساله مسعود کیمیایی بیندازیم تا شاید بتوانیم پاسخی برای چشم‌های گرد شده‌مان پیدا کنیم.

درباره رئیس 

شاید برای نسل جديد سینمارو، مسعود کیمیایی کارگردانی متوسط یا حتی ضعیف با آثاری نامفهوم باشد اما شنیدن نامش پای هر پروژه‌ای برای کنجکاو کردن خیل عظیمی از قدیمی‌ترها کافی‌است، هرچند این روزها حرفش خریدار چندانی ندارد و روز به روز از اعتبارش کاسته می‌شود، اما مسعودخانِ مطلب ما جزو معدود افراد نسل خودش است که جدای از بحث کیفیت، موفق شده با استمرار فیلم بسازد، بعضی از هم‌نسلانش مانند علی حاتمی و امیر نادری و فریدون گله بدرود حیات گفته‌اند و بعضی مانند ناصر تقوایی ترجيح می‌دهند کار نکنند، بعضی هم مانند بهرام بيضايی در خارج کشور مشغول فعالیت هستند. این وسط مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی و سیروس الوند مانده‌اند که همچنان کار تولید می‌کنند، بنابراین ولو بخواهیم صرفا راجع به کیمیایی بنویسیم، باید به هم‌نسلانش هم اشاره کنیم تا بدانیم چه گنجینه‌هایی از استعداد داشته‌ایم و این نسل چه مقلدهایی به سینما هدیه داده است؛ و این‌که یادآوری کنیم در رقابتی خوشایند و در یک بازه زمانی مشخص، هریک از این افراد یک یا چند شاهکار به تاریخ سینمای ایران ارزانی داشته‌اند.

کیمیایی پیش از انقلاب

شخص کیمیایی را قطعا باید در دو بخشِ قبل و پس از انقلاب بررسی کرد، حتی کسانی که «قیصر» و «گوزن‌ها» را ندیده‌اند هم با نام پرآوازه‌شان آشنا هستند، مهم‌ترين قهرمان سینمای ایران «قیصر» از دل قصه‌های مسعودخان کیمیایی بیرون آمد، کیمیایی «قیصر» در دنیای قهرمانی زندگی می‌کند که یک تنه برای از بين بردن پليدی می‌جنگد، اصلا ساحت کیمیایی ساحت اسطوره است، اسطوره‌هایی که کمترین ارتباطی با دنیای امروز ما ندارند، اما روزگاری «قیصر» دو سال بر پرده بود! رکورد فروش شکست و نسلی را شیفته خود کرد تا حدی که سال‌ها مدل موی قیصری و کفش پاشنه تخم مرغی مد روزگار خود بود و سینماگری که تا این حد قدرت نفوذ در جامعه خود دارد، حرف‌های مهمی هم برای زدن دارد، شاید اگر بگویم «داشت» بهتر باشد چون او در همان روزگاران فریز شد اما زمانه تغییر کرد.

 

کیمیایی پس از انقلاب

کیمیایی پس از انقلاب هم هرچند با مانع توقیف طرف بود اما موفق عمل کرد و سال 68 «دندان مار» را ساخت که به برلین راه یافت و نامزد دریافت جایزه خرس طلایی برلین شد و نهایتا هم جایزه ویژه هیئت داوران را گرفت. «دندان مار» به اعتقاد خیلی‌ها منسجم‌ترین اثر او پس از انقلاب است. ده سال بعد «اعتراض» را روی پرده داشت که دقیقا حرف جوانان آن دهه و دغدغه‌هايشان را بیان می‌کرد، البته از این حیث حتما باید به فیلم مهم «‌سفر سنگ» محصول 1356 هم اشاره کنیم که به شکل جالبی پیش‌بینی انقلاب است. از مهم‌ترین آثار بعدی کیمیایی می‌توان به «سلطان» و «رئيس» و صد البته همکاری‌اش با اصغر فرهادي یعنی «محاکمه در خیابان» اشاره کرد که همگی آثاری درخور توجه بودند. منتها اثری که براي اولين و آخرین بار برایش سیمرغ به ارمغان آورد «جرم» بود. فیلمی که اتفاقا سنخیت چندانی با اوضاع و احوال اجتماعی روز نداشت و به قول مسعود فراستی بیشتر ادای نوستالژی بود تا خود آن، ولی باز هم مهم‌ترین ویژگی‌های سینمای او یعنی وجود یک قهرمان برای جنگ با پلیدی‌های جامعه و البته دیالوگ‌های خوش ضرب و آهنگ و گاهی گل درشت را داشت. 

 

و اما کیمیایی امروز 

اما سینمای کیمیایی روز به روز ضعیف‌تر می‌شود. دیروز «متروپل» و امروز «قاتل اهلی» دیگر بیش از حد بازگشت به عقب هستند، مردی که با فیلم «تجارت» قهرمانش را راهی خیابان‌های آلمان کرد و بیننده را هم همراه فیلم برد، امروز در خیابان‌های تهران کمتر بیننده‌ای را با «قاتل اهلی» همراه می‌کند. اثری پراکنده که انگار کارگردان مُصر بوده همه حرف‌هایش را در آن یک‌جا بزند اما در بیان تک‌تک آنها ابتر مانده است؛ درست مانند نگارنده که می‌خواهد همه چيز را در مورد کیمیایی بگوید اما محدودیت کلمه دارد! در یک کلام می‌توان گفت بین رئیس و جامعه فاصله افتاده و جناب کیمیایی قهرمان دلخواه مردم زمانه‌اش را نمی‌شناسد. بنابراین به جای خلق قهرمان همدلی برانگیز امروز، به تکرار قهرمانان تاریخ گذشته می‌پردازد. به تاریخ سینمای ایران هم که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم کارگردان‌های دیگرمان هم از خلق قهرمان قاصرند و این ویژگی مخصوص کیمیایی نیست اما در آثار او بیشترین نمود را دارد. آخرین قهرمان سینمای ایران که در ما حس همذات‌پنداری ایجاد می‌کرد (لا اقل در حوزه انگیزه‌هایش) حاج کاظم «آژانس شیشه‌ای» بود. البته حاتمی‌کیا در «بادیگارد» هم به شمایل قهرمانی که در روزگار برتری زر و زور با سکه وظیفه و تکلیف به بازار آمده و نمی‌تواند کار درست را تشخیص دهد نزدیک شده، اما ضعف شدید فیلمنامه، امکان قهرمان‌سازی موفق را از فیلم گرفته است. بنابراین در سینمای بی قهرمان ما، کیمیایی و سینمایش تا وقتی نتواند قهرمان دلخواه زمان را تشخیص دهد، تنهاست.

در انتها این را هم بگوییم که جناب کیمیایی دو اقتباس خوب هم در کارنامه دارد؛ یعنی «غزل» و «داش آکل» که اولی داستانی از «خورخه لوئيس بورخس» و دومی هم از اثری به همین نام نوشته «صادق هدايت» است که از دیگر ماجراجویی‌های موفق این کارگردان محسوب می‌شود. و نکته آخر درباره سینمای کیمیایی، موسیقی‌های بي‌نظير آثارش است که مدیون کار کردن با بهترین‌هاست؛ از اسفندیار منفردزاده تا بابک بیات فقید. شاید امروز که سینمای کیمیایی جایی بین واقعیات جامعه و ذهن نوستالژيکش سرگردان است، کمتر از هرزمان دیگری فهمیده شود، اما او قطعا یکی از مهم‌ترین کارگردان‌های ماست که برای درک جایگاهش باید به گذشته رجوع کرد،‌ نه به آثار ضعیف امروزش.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 521

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

در مذمت تحصیل و در ستایش بی‌سوادی

٩٦/١٠/٢٨
جارچی

جارچی 521

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

عصر پسافیلتر تلگرام

٩٦/١٠/٢٨
چهره هفته

هزینه‌ها با کی بود؟

٩٦/١٠/٢٨
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

تو همان ناب‌ترین جاذبه دنیایی

٩٦/١٠/٢٨
شاخ هفته

و چه زیباست عالم دلم

٩٦/١٠/٢٨
شبکیه

غافلگیری عالیجناب به خاطر وارونگی من و شارمین

٩٦/١٠/٢٨
بازیگری سروش

دیالوگی گوید و از صحنه رود

٩٦/١٠/٢٨
آنتن

قدرت چانه‌زنی جیمیان!

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

سانچی به یک ماموریت طولانی مدت رفته است

٩٦/١٠/٢٨
چرا لیسانسه‌ها2 بهترین سریال روی آنتن تلویزیون است؟

لبخند کشدار، قهقهه عمیق

٩٦/١٠/٢٨
مینی

مینی 521

٩٦/١٠/٢٨
پایان نامه

درآمدزایی با سوسمار کچاپ

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

خیریت یک سفر

٩٦/١٠/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 521

٩٦/١٠/٢٨
روزنامه نگاری صحت

یک ستون کاملا تکراری

٩٦/١٠/٢٨

سروش کتاب باز

٩٦/١٠/٢٨
ساختنیجات

تابلو بسازید در حد بوندس لیگا‌!

٩٦/١٠/٢٨
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و مهاجرت معکوس

٩٦/١٠/٢٨