قتل در حمام نمره!
یادداشت مخالف

قتل در حمام نمره!

نویسنده : محمدناصر حق خواه

 تیتر این یادداشت شاید سر فصل خوبی برای صحبت از مسعود کیمیایی و حضور همیشه مهم و معمولا موثرش در سینمای 50 سال گذشته ایران باشد. صحنه قتل در حمام فیلم «قیصر» یکی از به یادماندنی‌ترین سکانس‌های سینمای قبل و بعد از انقلاب ایران است؛ جایی که قهرمان فیلم در دفاع از ناموس هتک حرمت‌شده‌اش، دست به تیزی می‌برد و کار بدمن فیلم را زیر دوش تمام می‌کند. 5 دهه از عمر «قیصر» ، سینما، کیمیایی و جامعه در حال توسعه ایران می‌گذرد. کیمیایی دوباره دست به قلم می‌شود و فیلم‌نامه‌ای می‌نویسد که بدمن فیلم دوباره در فضایی که با کمی ترقی از حمام نمره به سونای بخار ارتقا یافته به دست قهرمان از جان و جهان گذشته فیلم از بین می‌رود. این‌که قتل آغشته به آب و خون در دو  فیلم، به فاصله پنجاه سال تکرار شود، این‌که قهرمانِ دست از همه‌چیز شسته و عیاری، هنوز در این جهان مانده که از شر مطلق انتقام بستاند چیز بدی نیست؛ اصلا این‌که در ایران 1396 مولف متفکری، همه چیز را یا سیاه ببیند یا سفید، باز هم به جهان‌بینی او باز می‌گردد و نمی‌توان به او خرده گرفت. اما نقطه جدایی مخاطب و کیمیایی از جایی شروع می‌شود که کیمیایی 48 و 62 و حتی 75، فرزند زمانه خویش بود؛ از مردمی سخن می‌گفت که آن‌ها را می‌شناخت با آن‌ها و در میان آن‌ها نفس کشیده بود و نبض‌شان را در دست داشت. آن وقت اگر کیمیایی دهه 50 از رفاقت، از وفای به عهد، از مردانگی و عدالت‌خواهی حرف می‌زد؛ همان‌طور حرف می‌زد که مردم از او می‌خواستند و مردم هم به آن زبان از خود و دغدغه‌هاشان حرف می‌زدند. معتاد تریاکی «گوزن‌ها» را همه می‌شناختند و همه حرفش را می‌شنیدند؛ اما خواننده مبتلا به قرص‌های آرام‌بخش «قاتل اهلی»، حرف دهه نود ایران را نمی‌زند. نه اینکه نمونه‌اش را ندیده باشیم، نه این‌که «حاجی» فیلم را نشناسیم نه این‌که «دخترحاجی‌» قاتل اهلی از جهان دیگری آمده باشند، نه این‌که کیمیایی خلاف مصاحبه اخیرش که گفته بود فیلم‌ساز باید روزنامه‌خوان باشد و از درد زمانه آگاه باشد، عمل کند؛ نه. کیمیایی همان‌طور که در ساخت «رضا موتوری» جامعه‌اش را می‌شناخت؛ در «قاتل اهلی» هم درد زمانه خویش را می‌داند و می‌داند که فسادهای سازمان یافته اقتصادی که گاهی با سیاست و اهالی سیاست هم پیوند می‌خورد دغدغه خیلی از مردم است و او به عنوان یک همیشه معترض باید نقشش را در این وضعیت به خوبی بازی کند. اما این ایفای نقش، نه با یک داستان خطی که گاهی با عناصری شکننده خط داستانی مخلوط می‌شود و نه با دیالوگ‌های شیک و خوش وزن و دل‌نشین و نه با چاقو در دست گرفتن و در شهر گردیدن برای احقاق حق که با فرمولی جدیدتر قابل طرح است. فاصله نسل جدید از کیمیایی نه به خاطر کهنه شدن حرف زدن از رفاقت و مردانگی و فریاد کشیدن بر سر ظلم و نه به خاطر تمام شدن دوران کیمیایی است که او خود به درستی اشاره کرده بود که: «مگر دوران خط‌کش دارد که دوران من تمام شده؟» که به این خاطر است که کیمیایی زبان مخاطبان امروزه سینما را فراموش کرده. شاید سری به سینماها نمی‌زند و نمی‌داند که این روزها چه محتوایی در چه قالبی خوب دیده می‌شود. شاید همان‌طور که یکی از شخصیت‌هایش در فیلم، فضای مجازی را «یارو» خطاب می‌کند؛ کیمیایی هم به این «یارو» سری نمی‌زند و از آن خبری ندارد، شاید تا به حال با یک دهه هفتادی یا هشتادی سر و کله نزده و ادبیاتش را به گوش نشنیده. کیمیایی نه از مفاهیم کهنه حرف می‌زند و نه از زمانه و مردم زمانه و دغدغه‌هاشان بی‌خبر است و نه دورانش به سر آمده. کیمیایی شاید نمی‌خواهد از حاشیه امن نام پرآوازه و سبک خاص و طرفداران پر و پا قرص بالای سی و چند سالش خارج شود؛ شاید می‌خواهد عاشقان قیصر هنوز هم با دیدن «امیر جدیدی» به یاد سوپراستارهای فیلمفارسی‌ها بیفتند؛ شاید کیمیایی خودش هم با دنیایش در حال عشقبازی است، چه نیازی به اینکه آدم‌هایی دور از دنیای کیمیایی بخواهند وارد چرخه مخاطبان او شوند؟ عشق کردن با قهرمان‌ها و رفاقت‌ها و ارضا کردن روح طرفداران دو آتشه‌اش، کیمیایی را بس!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠

سوتی‌های عجیب

٩٧/٠١/٢٥
پایتخت 5 با چند قسمت طلایی به ایستگاه آخر رسید تا بیشتر از قبل حسرت قسمت‌های کشدار و خسته‌کننده آن را بخور

آب بندی سیروس و محسن

٩٧/٠١/٢٥

شلنگ آب در پایتخت

٩٧/٠١/٢٥
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

٩٧/٠١/٢٥
درباره سریال‌هایی که با فصل دوم‌شان خاطرات خوب‌مان را خراب کردند

کشششششدار و مریض

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران سریال «گلشیفته» در شبکه نمایش خانگی

سندروم سریال‌سازی فست‌فودی

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
فتوچاپ

فتوچاپ 531

٩٧/٠١/٢٥
ساختنیجات

پیشنهادهایی برای کتاب‌بازهای کتاب به دست

٩٧/٠١/٢٥
شاخ هفته

عاشق نشدی، طعنه مزن عشاق را!

٩٧/٠١/٢٥
جارچی

جارچی 531

٩٧/٠١/٢٥
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
تلگجیم

تلگجیم 531

٩٧/٠١/٢٥
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و حرص دنیا

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

بخند و بترس

٩٧/٠١/٢٥