چرا هنوز از سینمای کیمیایی لذت می‌برم؟
یادداشت موافق

چرا هنوز از سینمای کیمیایی لذت می‌برم؟

نویسنده : سید مصطفی صابری

از ابتدای دهه هشتاد و با اکران فیلم «سربازهای جمعه» و بعدها «رئیس»، «حکم» و... این انتقاد به کیمیایی و فیلم‌هایش وارد شد که دنیای آثار این فیلم‌ساز کهنه‌کار که شاهکارهایی مثل «گوزن‌ها»، «قیصر»، «دندان مار» و... را در کارنامه دارد دیگر هیچ حرف تازه‌ای ندارد و کیمیایی مدام خودش را به اشکال ضعیف‌تری تکرار می‌کند. حتی اکران «محاکمه در خیابان» و «جرم» هم روند غالب این نقد را بر سینمای کیمیایی تغییر نداد و حالا بعد از اکران «متروپل» و «قاتل اهلی» مدام این حرف‌ها تکرار می‌شود که چرا در دهه نود کماکان آدم‌های سینمای کیمیایی مثل کوچه بازاری‌های قدیم حرف می‌زنند و چرا در فیلم‌ها خبری از قانون و عواملش نیست و کماکان آدم‌های داستان خودشان وارد عمل می‌شوند، چرا شخصیت‌ها را نمی‌فهمیم، ملموس نیستند و... هر چند بسیاری از نقدها به سینمای کیمیایی را قبول دارم اما باید اعتراف کنم که سینمای او را کماکان دوست دارم و از تماشای فیلم‌هایش لذت می‌برم به چند دلیل:

موج‌ها در سینمای ما تعیین‌کننده نگاه ما به فیلم‌ها هستند تا کیفیت آثار و درونمایه‌شان. این‌روزها نقد کردن کیمیایی کلاس دارد و دفاع از سینمای او جرئت می‌خواهد. از آن طرف کمتر کسی است که حتی اگر از فیلم‌های فرهادی خوشش نیاید جرئت ابراز این موضوع را داشته باشد. پس قبل از نقد سینمای کیمیایی موج را بی‌خیال شوید و اثر و کارگردانش را مستقل از مُد روز سینما بررسی کنید. بیشتر فیلم‌های امروزی درام‌های آپارتمانی هستند با کمترین دردسر در دکوپاژ و مدیریت صحنه و... اما کیمیایی همچنان فیلم خیابانی می‌سازد. او با همین فیلم‌های خیابانی‌اش هنوز چراغ حضور قهرمان کنشگر را در سینمای ما روشن نگه‌داشته است. قهرمانی که ملموس نیست چون مثل بقیه منفعل نیست، واقعی به نظر نمی‌آید چون انتخاب‌هایش مثل مردم معمولی نیست. عجیب است که در نقد «متروپل» مطرح می‌شد چرا دو جوان فیلم شخصیت زن زخمی را به بیمارستان یا پیش پلیس نبردند! یعنی انتظار داریم قهرمانی که می‌خواهد خودش را به خودش و بعد به جامعه ثابت کند هم در چهارچوب هنجارهای عافیت‌طلبانه رایج امروزی محدود شود. خلاصه سینما به قهرمان نیاز دارد. به آدمی که دنیا، ادبیات و مرزها و انتخاب‌های خودش را داشته باشد. سینمای کسالت بار اجتماعی و آپارتمانی ما شخصیت‌هایی دارد که محصول شرایطی هستند که جامعه به آن‌ها تحمیل می‌کند. بازنده‌هایی که تکاپویی برای تغییر شرایط ندارند برای همین است که مدام با فیلم‌هایی مواجهیم که پایان باز دارند. نمی‌خواهم سینمای اجتماعی و موج فعلی را تخطئه کنم، اما حرف اصلی این است که سینما برای مسیر خودش به اشکال مختلف داستانی و دنیاهای متنوع نیاز دارد و هنوز تنها چهره فعال سینمای قهرمان‌محور ما کیمیایی است. سینمای ما، هم به فرُم‌های متفاوت مهدویان نیاز دارد، هم به داستان‌های آبزورد کاهانی، هم به دغدغه‌های حاتمی‌کیا، هم به کسی که بتواند فیلمی نوجوانانه مثل «قهرمانان کوچک» را بسازد. سینما، هم باید آینه جامعه باشد هم برای جامعه فرمول ارائه کند، سینما هم باید با طرح مشکلات هشدار بدهد، هم قهرمانانی داشته باشد که مثل جوانان فیلم «تیک آف» احسان عبدی‌پور به شکل جنون آمیزی می‌خواهند آرزوهای پایمال شده‌شان را محقق کنند. سیاوش اسعدی با «حوالی اتوبان» و «جیب‌بر خیابان جنوبی» نشان داد غیر از زندگی‌های شبه لوکس آدم‌های طبقه متوسط تهران می‌شود به روزتر از کیمیایی، وارد قصه آدم‌هایی شد که کمتر به آن‌ها توجه می‌شود. خلاصه قبول که از کارگردان «گوزن‌ها» که در سال 88 به انتخاب منتقدان سینما بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران شد انتظار بیشتری می‌رود اما در این وانفسای تکرار فرم‌ها و مضامین، فقط کیمیایی نیست که خودش را تکرار می‌کند و در جا می‌زند، تازه هر در جا زدن او می‌تواند چند گام از موفقیت‌های دیگران بهتر باشد چون جنس سینمایش سخت است و ترکیب سینمای کشور را هم تکمیل می‌کند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠

سوتی‌های عجیب

٩٧/٠١/٢٥
پایتخت 5 با چند قسمت طلایی به ایستگاه آخر رسید تا بیشتر از قبل حسرت قسمت‌های کشدار و خسته‌کننده آن را بخور

آب بندی سیروس و محسن

٩٧/٠١/٢٥

شلنگ آب در پایتخت

٩٧/٠١/٢٥
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

٩٧/٠١/٢٥
درباره سریال‌هایی که با فصل دوم‌شان خاطرات خوب‌مان را خراب کردند

کشششششدار و مریض

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران سریال «گلشیفته» در شبکه نمایش خانگی

سندروم سریال‌سازی فست‌فودی

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
فتوچاپ

فتوچاپ 531

٩٧/٠١/٢٥
ساختنیجات

پیشنهادهایی برای کتاب‌بازهای کتاب به دست

٩٧/٠١/٢٥
شاخ هفته

عاشق نشدی، طعنه مزن عشاق را!

٩٧/٠١/٢٥
جارچی

جارچی 531

٩٧/٠١/٢٥
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
تلگجیم

تلگجیم 531

٩٧/٠١/٢٥
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و حرص دنیا

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

بخند و بترس

٩٧/٠١/٢٥