خانه‌ات را‌ زيبا ‌مي‌سازم
بررسي معماري مساجد

خانه‌ات را‌ زيبا ‌مي‌سازم

نویسنده :

به مناسبت 30 مرداد، روز جهاني مسجد
.:: مسجد يعني خانه ::.
شايد مسجد تنها بناي اسلامي باشد که سراغ داريم. اولين و تنها بنايي که پيامبر (ص) امر به ساختن آن کرد و البته در ساختن آن خودش هم مشارکت کرد؛ مسجد است. البته مي‌دانيم که پياده شدن اسلام در جامعه، شکل‌هاي ديگري را هم شامل مي‌شود که بسياري از آن‌ها نيازمند ساخت سازه‌هايي با ويژگي‌هاي خاص خود است. اما به نظر مي‌رسد در زمان پيامبر و حتي بعدتر تا زمان اميرالمومنين علي‌(ع) اتفاقات مختلفي مثل قضاوت، علم آموزي، رسيدگي و اسکان مستمندان و حتي فراخوان و اعزام سپاه براي جنگ‌ها در همين يک مکان، يعني مسجد، صورت مي‌گرفته است.

همان‌طور که در تاريخ آمده؛ پيامبر براي ساخت مسجد مدينه، دستور داد سنگ‌هاي لاشه را از نزديک‌ترين کوه بکنند و بدون ملات روي هم بچينند تا به بلنداي بلندترين مردعرب، در حالي‌که دست‌هايش را به آسمان بلند کرده، برسد! بعد روي بخشي از اين ديوار را با چيزهايي که به کار ديگري نمي‌آمدند پوشاندند و شد سقف مسجد. تنه درختان بي‌بار را براي ستون استفاده کردند و يک سکوي سر پوشيده هم بعدتر کنار آن اضافه کردند تا جايي باشد براي خوابيدن مهاجرين بي‌جا و مکان و پيامبر از همين مکان براي صاحبان کاخ‌هاي ايران و روم، نامه دعوت به اسلام نوشت و سفراي خسرو پرويز را همين‌جا به حضور پذيرفت. اما بعدها امويان که نام خلفاي همين پيامبر را روي خودشان گذاشته بودند بهانه کردند که الان ديگر زمانه تغيير کرده و پذيرفتن مهمانان خارجي در مسجد کار بي‌کلاسي است و اگر کاخ نداشته باشيم آبرو و عزت اسلام در خطر است! بدين ترتيب در کنار ديگر تحريف‌ها، ساختن دارالخلافه و دارالحکومه و دار‌القضاوه و چند‌تايي «دار» ديگر به برنامه کلي اداره اسلامي اضافه شد و مسجد هم به يک معبد، يعني محل انجام عبادات، تقليل پيدا کرد. با اين حساب؛ مسجد به يک موضوع معماري با کاربري خاص تبديل شد که از يک طرف، نشان‌دهنده ميزان توجه حاکمان به اسلام و فرائض ديني بود و از طرف ديگر با مراجعات عبادي هر روزه مومنين سر و کار داشت و ضمنا نشان دهنده رونق و اقتدار يک شهر يا حکومت هم به حساب مي آمد. ساخت مسجد هم دنيا داشت و هم آخرت. معمولا هزينه‌هاي ساخت مساجد از طرف حکومت‌ها و خيرين مايه‌دار به خوبي تامين مي‌شد. از طرف ديگر معمار مسلمان هم مي‌دانست مايه گذاشتن براي طراحي و ساخت يک مسجد خوب، جاي دوري نمي‌رود و اميد قبولي از جانب پروردگار و دعاي خير مردم نمازگزار، مايه دلگرمي و انگيزه کار بنايان و کارگران مي‌شد. به اين ترتيب بهترين و پيشرفته‌ترين تکنولوژي‌هاي زمان در خدمت ساخت مساجد قرار گرفت و قدرتمندترين انگيزش‌هاي هنري در جريان خلق فضاهاي مسجدها به وجود آمد.

.:: هنر مسجدي ::.
پژوهندگان، معماري جهان اسلام را به 4 جريان کلي و مهم «مصري»، «شامي»، «مغربي» و «ايراني» تقسيم مي‌کنند که بيشترين بروز و ظهور را هم در ساخت مسجدها پيدا کرده‌اند و چنان‌که از اسامي اين مکاتب پيداست، عموما مربوط به مناطقي از جهان اسلام هستند که درگذشته داراي سابقه تمدني کهن بوده و از سبک‌ها و توانايي‌هاي معمارانه خاصي برخوردار بوده‌اند. معماري مصري تحت تأثير شيوه‌هاي کهن مصر و معماري شامي هم که در مناطق سوريه، ترکيه، فلسطين و اردن امروز حضور دارد، تحت تأثير هنر و معماري بيزانس يا همان ميراث روم باستان قرار داشته است. اين شيوه با شيوه مصري در هم آميخته و معماري اسلامي عربستان را شکل داده است. شيوه مغربي که شيوه‌اي بسيار پيشرفته و چشمگير است و در بردارنده کشورهاي مراکش، الجزاير و جنوب اسپانيا بوده و بعدها از طريق اندلس و گرانادا، تاثير مستقيمي بر روي معماري اروپا گذاشته است. شيوه ايراني اما از بقيه گسترده‌تر و ارزشمندتر است و محدوده جغرافيايي از عراق و ايران تا افغانستان، پاکستان، هند، اندونزي و نيز کشورهاي ماوراء النهر مثل ازبکستان و تاجيکستان و... همچنين شيخ نشين‌هاي اطراف خليج فارس و ساير سرزمين‌هايي را که ايرانيان در گسترش اسلام به آن‌ها پيشگام بوده‌اند شامل مي‌شود.

.:: مناره‌اي براي آسمان ::.
پيشرفت ساختمان مساجد، از محراب و منبر شروع شد و با اضافه مناره، به عنوان يک نماد شهري، از يکي تا 4 تا و بيشتر ادامه پيدا کرد. با بزرگ شدن شهرها و افزايش تعداد مسلمانان، ابعاد بزرگ‌تر فضايي هم لازم شد و شبستان‌ها و رواق‌هاي ستون‌دار پيدا شدند. البته چيدمان اين فضاها نسبت به هم، بسته به نوع معماري مرسوم در هر منطقه تفاوت داشت. کم‌‌کم تکنولوژي‌هاي زمانه هم به کار ساختن فضاهاي مسقف بزرگ‌تري که تزاحم بصري کمتر داشته باشند در آمدند و گنبد به شکل يک جزو جدا نشدني مساجد درآمد. با اين حال روش ساخت گنبدها در سبک‌هاي مختلف، متفاوت بود و اين موضوع باعث شد آرايه‌هاي متفاوتي در معماري‌هاي مختلف براي مساجد به کار برود. کاشي و لعاب براي مقابله با عوارض طبيعي و حفظ ماندگاري بيشتر ساختمان ابداع شد و نهايتا رنگ و نقش به خود گرفت و به عنوان تزئين بيشتر مساجد ايراني به کار رفت. به اين ترتيب هزار سال از ظهور اسلام گذشت تا مسجد امام در اصفهان ساخته شد و الگوي نهايي مسجد در ذهن و جان ايرانيان به کمال رسيد که امروز و بعد از گذر 4 قرن از آن زمان، هنوز روحمان دنبالش مي‌گردد و در چنين فضايي به ياد آسمان و آسمانيان مي‌کند. اما چه چيزي مسجد امام اصفهان را به الگوي کمال يافته ساختمان مسجد در ذهن مسلمان ايراني تبديل مي‌کند؟

:: بوي خوب نماز::.
شنيدن اسم دندان‌پزشکي کافي است تا تيره پشت خيلي‌هايمان به لرزه در بيايد. عوضش اسم بوفه دانشگاه بوي سوسيس و چايي مي‌دهد. ذهنيت انسان‌ها از هرپديده، ناشي از رفتار و حسي است که عموما در هنگام مواجهه با آن داشته‌اند. شايد مسجد امام در اصفهان با آن الگوي اوليه هزار ساله‌اش خيلي فاصله داشته باشد، شايد آن همه نقش و نگار آبي و نارنجي روي ديوارهاي بلندش، اگر هزار سال قبل‌تر ساخته مي‌شد بيشتر از آن‌که حسي معنوي به نمازگزارها بدهد فکشان را پايين مي‌آورد و کفشان را بالا، شايد همين امروز يک مسلمان مصري در مساجدي با ديوارهاي سفيد و سقف کوتاه و مسطح، سيمش خيلي هم خوب وصل شود و اگر به مسجد امام بيايد و زير گنبد بنشيند، صرفا سرگيجه نصيبش بشود و شايد هزار شايد ديگر، اما... هيچ انساني از حافظه تاريخي و ناخودآگاه جمعي‌اش جدا نيست و معماري مساجد هم تابعي از يک الگوي ثابت و و حياني نيستند و نمي‌توانند باشند. نياز به مکان و حس مکان، يکي از شوئون انساني است و شوئون انسان‌ها تابعي از فرهنگ، تاريخ، حافظه و زمانه شان است. جدا از اين حقيقت که در بسياري موارد، طراحي‌هاي منطبق بر فطرت عام انساني، روح معنوي اين فضاها را حتي پيش چشم غير مسلمانان هم آشکار کرده است، براي نمازگزار ايراني، امروز کاشي لاجوردي اصلا بوي گلاب مي‌دهد. همان‌طور که صداي اذان سبز است و مناره، نماد حي علي الصلوه. نقش و نگارهاي ديواره‌هاي مساجد هم همه بيانگر شور خلقت است در حرکت و تعالي و يادآور تمثيلي از آن بهشت روحاني. آن مقرنس‌هاي در هم پيچيده و بالا رفته، نماد وحدت هستي است در عين تکثر آن. هندسه کاربندي‌ها و نقش کاشي‌ها در خدمت بيان نظام «وحده لا اله الا هو» است و گنبد، بياني از آسمان و معناي آسمان. شايد اين مسجد همان مسجد ساده و بي‌تکلف رسول الله نباشد، اما نگراني آن‌جاست که اين فاصله بيشتر از کالبد، کارکرد را در بر بگيرد. وگرنه تا وقتي محراب مسجد سمت خدا را نشان بدهد... مقصود هم او، کعبه و بتخانه بهانه است.

نظرات کاربران
کد امنیتی