اندر حکایت مریدان و آیفون 10
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و آیفون 10

نویسنده : ایمان فروزان نیا

آورده‌اند که روزی ابوجارچی در خیابان مشغول قدم زدن بود که دید جمعی از مریدان دور هم نشسته‌اند و سنگ روی زمین می‌چینند. ابتدا خیال کرد که مریدان مشغول یه‌قل دوقل هستند، ولی چون نزدیک شد مشاهده کرد که مریدان با دقت فراوان به کمک سنگ‌ها روی زمین قلب می‌سازند. پس متعجب شد و علت این فعل از مریدان پرسید. مریدی برخاست و گفت: یا خفن تمرین دلبری می‌کنیم. ابن جیم بیشتر متعجب شد و توضیح بیشتر خواست. مرید دیگر گفت: می‌خواهیم با این کار مخ دختر مورد علاقه‌مان را بزنیم؟ زیرا که شنیده‌ایم یک جوان چینی با خرید 25 گوشی آیفون 10 و چیدن آن‌ها به شکل یک قلب بر روی زمین از دختر مورد علاقه‌اش تقاضای ازدواج کرده است، بعد از خواستگاری هم گوشی‌ها را به دوستان‌شان هدیه داده است. حالا ما هم می‌خواهیم این سنگ‌ها را به شکل قلب روی زمین بچینیم و همسر آینده‌مان را تور کنیم. ابن جیم که با شنیدن ماجرا از سفاهت و نادانی مریدان خاطر جمع شده بود پرسید: آن وقت در این قیاس شما فرقی بین سنگ و آیفون 10 شش میلیونی نیست؟ مریدان جملگی گفتند: یا خفن! آیفون و سنگ بهانه است، اصل ماجرا ابراز عشق است. ابن جیم گفت: پس فرض کنید خواستگاری کردید، حالا بلند شوید و سنگ‌های‌تان را به هم هدیه کنید، پس مریدان بلند شدند و سنگ‌ها را از روی زمین برداشتند و بر سر یکدیگر کوبیدند و جملگی خونین و بی‌هوش بر زمین افتادند. ابوجارچی هم از آن بلاد برفت و به قاچاق آیفون 10 پرداخت و خرپول شد و این از کرامات ابن جیم بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها