سه اپیزود از یک احساس
یادداشت

سه اپیزود از یک احساس

نویسنده : زهرا خنداندل

خدا نکند کسی دوست و رفیق نداشته باشد. داشتن دوست واقعی یک نعمت بزرگ است، کسی که وقتی دلت گرفته زنگ میزنی و می‌گویی حال و حوصله بیرون را داری؟ و او در جوابت می‌گوید: «کی بیام؟» کسی که وقتی دلش برایت تنگ می‌شود پیام می‌دهد وقت سینما رفتن داری؟ از این جور آدم‌های حال خوب کن که واقعا کم هستند. کسی که بتوانی یک رابط دو طرفه با او برقرار کنی، برایشان وقت بگذاری، شخصیتش را بشناسی و از لحظه به لحظه کشف کردن نقاط مشترک و خاص بودن وجودش لذت ببری. خوب یادم است، یکی از روزهای سال اول دبیرستان، ساعت آخر کلاس حالم بد شد. آنقدر که وقتی زنگ خانه‌ها خورد نمی‌توانستم به تنهایی راه بروم، و تنها دوستم که نیمکت آخر کلاس می‌نشست حال بدم را فهمید. آمد شانه‌اش را حایل من کرد و مرا تا درمانگاه نزدیک خانه‌مان برد، نوبت گرفت و ویزیت پرداخت، بعد هم زنگ زد مادرم آمد، فشارم خیلی پایین بود، به مادرش زنگ زد و ماجرا را گفت و تا وقتی که سرم تمام شود کنارم بود. از فردا که حالم بهتر شد همه چیز مثل قبل شد، بعد از مدرسه تا سرکوچه مسابقه دو می‌گذاشتیم، زنگ در خانه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم و هر وقت معلم می‌خواست از او درس بپرسد و یا امتحان داشتیم تمام تلاشم را برای رساندن تقلب به او می‌کردم! دوم دبیرستان رسید و موقع انتخاب رشته، من ریاضی خواندم و او رفت هنرستان، دیگر هیچ وقت همدیگر را ندیدیم و من هنوز دلم برای او تنگ می‌شود، افسوس می‌خورم که چرا دوستی‌ام را با او ادامه ندادم، راستش آن موقع فکر نمی‌کردم که چه موجود نازنینی را قرار است از دست بدهم، اما حالا دلم برای آن همه شیطنت پر می‌کشد. امروز هم دایره دوست‌هایم کم نیست، اما دوستانی که دوستشان دارم و احساس نزدیکی با آن‌ها می‌کنم، انسان‌های عزیز و شریفی که مرا می‌شناسند و بودنم برایشان مهم است، کسانی که برای دیدن و باهم بودن‌مان وقت می‌گذارند، 3-2 نفر بیشتر نیستند. از اینجور دوست‌ها آدم هر چند تا که داشته باشد کم است. به نظرم آدم باید خیلی قدر این آدم‌هایی که دلشان صندوق اسرار است و لبشان پر از خنده‌هایی برای تو را بداند، آدم‌هایی که منفعت طلب نیستند و به خاطر پول یا مقام یک رفاقت جعلی را درست نمی‌کنند، برای همین کسانی که کمتر مال و ثروت دارند بیشتر دوست دارند و کسانی که مقام و ثروت بیشتری دارند بیشتر از دوست، آدم‌های چاپلوس و مجیز گو دورشان را گرفته است. و بازهم می‌گویم خدا نکند که کسی دوست و رفیق نداشته باشد. به قول حضرت حافظ: 

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت

باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود‌

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها