سحر و جادو دکان است
گفت‌و‌گو با حجت الاسلام واعظ موسوی درباره سحر و جادو

سحر و جادو دکان است

نویسنده : مازیار حکاک

موضوع سحر و جادو از آن دست موضوعاتی است که برخی از افراد درگیر آن هستند و برای گره گشایی در کارهای‌شان سراغ آن می‌روند و حتی موفقیت‌ نشدن‌شان در کارها را به این موضوع ربط می‌دهند. برای روشن شدن این پدیده و بررسی اصل وجود سحر و جادو با حجت الاسلام و المسلمین واعظ موسوی هم کلام شده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 آیا این درست است که اصل وجود جادو در قرآن کریم ذکر شده است؟
 قرآن، جادو یا همان سحر را انکار نمی‌کند و وجود دارد. در سوره بقره داریم: «فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه» یعنی عده‌ای می‌رفتند از هاروت و ماروت چیزهایی یاد می‌گرفتند که می‌توانستند به وسیله آن بین زن و شوهر تفرقه بیندازند البته در ادامه هست که «وَ ما هم بضارّين به من أَحد إلا بإذْن اللَّه.» در حالی که این‌ها نمی‌توانستند به احدی ضرر بزنند مگر این که خدا بخواهد. یعنی اصل سحر و جادو وجود دارد ولی مردم نباید از سحر و جادو بترسند وقتی خدا هست. ما به جای ترسیدن از این موضوعات باید مراعات حریم امن پروردگار را بکنیم. اگر کسی با خدا باشد، سحر و جادو هیچ اثری ندارد. نکته دیگر این که سحر و جادو به فتوای تمام مراجع حرام است و اگر کسی یاد بگیرد و یا به جادوگرها مراجعه کند فعل حرام انجام داده است. نکته سوم این که خیلی از مردم به ما مراجعه می‌کنند و مثلا می‌گویند دختر ما را سحر کردند و بختش را بستند. در این زمینه، ما خیلی از ناکارآمدی‌های خودمان را در عرصه خانوادگی و اجتماعی به این موضوع ربط می‌دهیم. اگر این طور باشد که مردم می‌گویند نصف ایران باید جادوگر باشند!
 منظورتان از این ناکارآمدی‌ها چیست؟
 عده‌ای زندگی کردن و مهارت‌های کلامی را بلد نیستند و بعد این را به جادو ربط می‌دهند. همین نگاه مردم البته باعث شده که یک عده سوء استفاده کنند و بگویند ما دعا می‌دهیم که فلان اتفاق بیفتد. بخش عمده‌ای از مشتریان این افراد هم به جهت خوش‌باوری و زودباوری، خانم‌ها هستند. پول‌های هنگفتی هم می‌گیرند و مثلا چیزی می‌دهند که این را بسوزان، این را در آب حل کن و... در حالی که خیلی چیزها واقعیت ندارد و این‌ها دکان است. آن‌هایی که ادعا می‌کنند می‌توانند بخت باز کنند، بخت ببندند و سحر و جادو بلدند، حقه بازند و دروغ می‌گویند. البته هر چه هم زمان می‌گذرد تعداد این افراد بیشتر می‌شود که علامت دو چیز است. یک این که گرفتاری‌ها و ناب‌سامانی در فضای خانواده و اجتماع وجود دارد و زیادتر شده و دیگری این که هنوز خوش باوری و زودباوری را خیلی‌ها دارند که مشتری این آدم‌ها می‌شوند. چون اگر تقاضا نباشد، عرضه نیست. همان‌طور که گفتم گاهی اوقات ما چون می‌خواهیم تقصیر خودمان را به عهده نگیریم به دلایل ماورایی ربطش می‌دهیم. دختر خانمی می‌گفت پدرش تا 25 سالگی اجازه آمدن خواستگار را به خانه‌شان نمی‌داده و می‌خواسته که دخترانش درس بخوانند. از 25 سالگی تا 29 سالگی از آن‌هایی که می‌آمدند ایراد می‌گرفته و از 29 سالگی موضوع را به دخترانش واگذار کرده و معتقد است بخت آن‌ها را بسته‌اند. ببینید در همین مثال مشخص است که خیلی از اشتباهات اتفاق افتاده و درنهایت سحر و جادو به عنوان توجیه و راه فرار انتخاب می‌شود.
 چرا عده‌ای به جای دعا، سراغ چنین کارهایی می‌روند؟
 همیشه در طول تاریخ این موضوع بوده که مردم محسوسات را بیشتر باور می‌کنند تا معقولات را! این که من بخواهم دعایی بکنم و بعد این دعا مستجاب بشود و یا نشود، اثر بکند یا نکند خیلی راغب‌شان نمی‌کند و به آن‌‌ها انگیزه نمی‌دهد ولی این که یکی ادعا کند که کاغذی می‌نویسد که مهر و محبت را زیاد می‌کند خیلی آسان جلوه می‌کند. یک علتش شاید این باشد که همه دنبال چیزهای راحت و سهل الوصول هستند ولی اگر بخواهند خودسازی کنند، دعا بخوانند، در دعا خواندن استمرار داشته باشند، یقین‌شان را توسعه بدهند و یا خودشان را پیراسته کنند کمی سخت است لذا می‌روند سراغ آن چیزی که ساده‌تر است. 
 همان‌طور که گفتید خیلی‌ها معتقدند که سحر و یا جادو شدند. حتی برای باطل السحر مجددا هزینه‌های زیادی می‌کنند و یا به کارهای عجیب و غریب دست می‌زنند، آیا راهی هست که این حس را از خودشان دور کنند؟
مردم اگر خدا را باور کنند نباید از چیزی بترسند. بروند سراغ ادعیه و توسلات که خودمان داریم و اسماء الهی را بخوانند. همین‌طور سراغ مشاوران امین و با اعتماد بروند تا نوع زندگی کردن‌شان را تغییر بدهند.
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها