اندر حکمت قیمه و ماست!
یادداشت

اندر حکمت قیمه و ماست!

نویسنده : محمدناصر حق خواه

چرا قیمه‌ها را می‌ریزیم تو ماست‌ها؟ چرا قیمه‌ها را می‌ریزیم تو ماست‌ها؟ واقعا چرا قیمه‌ها را می‌ریزیم توی ماست‌ها؟ می‌گویند تکرار یکی از راه‌های ایجاد طنز است. مثل همین سکانس معروف قیمه و ماست که چندین بار بازیگری از دیگری می‌پرسد که چرا قیمه‌ها را می‌ریزد توی ماست‌ها و او هر بار پاسخی ندارد و ما با دیدنش غش می‌کنیم از خنده. مثل خود ما که چندین و چند بار این کلیپ زیر یک دقیقه‌ای را مرور می‌کنیم و هر بار بیشتر دلمان را گرفته، ریسه می‌رویم؛ این یک نکته حکمت آمیز است که تکرار از هرچیز معناباخته یک امر صاحب معنی می‌سازد. اما ما که در ایجاد حکمت‌های جدید صاحب سبک شده‌ایم این روزها، در استفاده از خود قیمه و ماست و مخلوط کردن این دو با هم صاحب روش تازه‌ای شده‌ایم به این صورت که همه چیز را داخل همه چیز می‌ریزیم و از این راه برنامه می‌سازیم،  فیلم و سریال می‌سازیم، حتی کتاب می‌نویسیم و دست و جیغ و هورای بلند هم می‌کشند به افتخارمان.

لوس مامانش، به گفته خودش، آقای علی ضیا این روزها با قدرت هرچه تمام‌تر در حال ریختن اینستاها توی تلویزیون هستند. به این صورت که لوس مامانش، تکرار می‌کنم خود ایشان تاکید بر این لقب برای خودش دارد، به جای اینکه از آنتن رسانه بیت‌المالی مملکت برای ترویج آنچه اینستا ندارد ولی مردم باید داشته باشند استفاده کند، شاخ‌های یک‌شبه ساخته شده اینستا را می‌ریزد جلوی آنتن و در روزهای اوج برنامه‌اش هم دو تا ابر شاخ را می‌نشاند جلوی دوربین و وادارشان می‌کند چیزهای خوش‌مزه بگویند تا باز این خوش‌مزه‌بازی‌ها برود توی اینستاگرام و تلویزیون بریزد توی اینستا و باز فردا لوس مامانش، البته به گفته خودش، جواب به مطلب پرمخاطب اینستا را بریزد توی تلویزیون‌ها. حالا فرقی ندارد که سوژه، بچه‌هایی باشند که به لطف گفتن یک جمله معروف شده‌اند یا جوانی که شبیه کسی است و از آن پول در می‌آورد. این هم مهم نیست که نگاه رسانه - اگر نگاهی داشته باشد - به ماجرا چیست؛ مهم این است که دور هم بخندیم و اگر هم آن آقای بدل بغضش گرفت، ناگهان فاز برنامه از انتقادی به احساسی بدل شود و برویم مرد جعلی را ماچ‌مالی کنیم. مهم چه کاری و چرا نیست، مهم این است که بریزیم همه چیز را داخل هم تا دور هم بخندیم... بخندیم!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها