جمع «ما» زیر یک عَلم
یادداشت

جمع «ما» زیر یک عَلم

نویسنده :

مهم نیست زیر کدام یک از عَلم‌های حسینی شهرمان سینه می‌زنیم، مهم نیست عَلمی که زیرش سینه می‌زنیم ۷۲ شاخه دارد یا ۱۴ شاخه، مهم این است که عَلم، این علامت عزای امام (ع)، ما را به هم نزدیک کرده. مهم این است که عزای امام (ع) همه ما را خوانده تا با هم باشیم برای پیمودن راه سخت این دنیا. یک جور روح جمعی، یک جور مفردهای جمع شده. هر کسی به اندازه عقل و درکش امامش را می‌شناسد و هر کسی از امامش چیزی می‌خواهد، درست و غلط هم دارد این شناخت‌ها و خواسته‌ها، کم و زیاد هم دارد، ولی به هر حال با همه این تناقض‌ها و تفاوت‌ها همه با هم در یک زمان-مکان مشخص عزا می‌گیریم و بر مصائبش اشک می‌ریزیم. اصلا این تاکید بر جمع و جماعت در اسلامِ ما، خودش کلی حرف و حکمت دارد و لابد رازهایی پشت آن هست که برای این‌که گزافه نگویم باید از صاحب نفسی شنیدشان. آدم‌هایی که زیر عَلم امام (ع) جمع می‌شوند من و توایم که معصوم نیستیم و کم و زیاد گناهکاریم، هم خوبی داریم و هم بدی ولی وقتی کنار هم قرار می‌گیریم برای عزای مولای‌مان، گویی از روی خوب‌مان به هم نزدیک شد‌ه‌ایم. گویی مغناطیس حسینی در جمع‌های عزادار همه را از سمت خوب‌شان به هم نزدیک می‌کند. دهه دوم صفر در پیاده‌روی عظیم به کربلا یا دهه آخر صفر مشهد، تجلی‌گاه روح جمعی برادرانه است. عشق حسینی ملاتی می‌شود و همه آدم‌ها را از نژادها و ملیت‌های مختلف و آدم‌هایی با فاصله‌های هزاران کیلومتری را به هم جوش می‌دهد. همه برادرند و برادرتر می‌شوند. همه یکدیگر را می‌شناسند و غریبه‌ای در میان نیست... مشهور است که شب عاشورا صفا و حال خوبی بین یاران سیدالشهدا (ع) برپا بوده، غایت و آرمان روح جمعی ما هم همان باید باشد.

نظرات کاربران
کد امنیتی