ذهن زیبا 511
ذهن زیبا

ذهن زیبا 511

نویسنده : سرویس ادب و هنر

شعرک

ای مسافر غمگین

تو از شهری که وجود ندارد

چگونه باز خواهی گشت...؟!

رسول یونان

**

شعرک

قلب من خانه زنی تنهاست 

که بغل میکند جنونش را 

که در آغوش میکشد هر شب 

گریه کودک درونش را...

رویا ابراهیمی

**

شعرک

در ازل داده‌ست ما را ساقی لعل لبت

جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان

جان به غم‌هایش سپردم نیست آرامم هنوز

حافظ

**

شعرک

مردم چه می‌کنند که لبخند می‌زنند؟

غم را نمی‌شود که به رویم نیاورم

حال مرا مپرس که هنجارها مرا

مجبور می‌کنند بگویم که: بهترم...

نجمه زارع

**

شعرک

خدا همیشه به دیوانهها حواسش هست

گذاشت سرخترین سیب، سیب من باشد!

به هر کسی که شبیه تو نیست بدبینم

اجازه هست که عشقت نصیب من باشد؟

امید صباغ نو

**

شعرک

شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست

وین جان به لب رسیده در بند تو نیست

گر تو دگری به جای من بگزینی

من عهد تو نشکنم که مانند تو نیست

سعدی

**

شعرک

دلت درخشش یک سرزمین بیفاتح

دلم خرابه بعد از هجوم چنگیز است

مرا چگونه فراموش کردهای ای دوست؟

ببین گذشتهات از خاطرات لبریز است

مجید ترکابادی

**

شعرک

در حقیقت، قرب و بُعد مردم دنیا غلط

آشنایی‌ها غلط، ناآشنایی‌ها غلط

نسخه‌ آشفته دیوان عمر ما مپرس    

خط غلط، معنی غلط، املا غلط، انشا غلط

اسیر شهرستانی

**

شعرک

اگرچه دل به نادانی به او دادم به آسانی

ندارم زان پشیمانی که با او مهر پیوستم

چو روی خوب او دیدم ز خوبان مهر ببریدم

ز جورش پرده بدریدم ز عشقش توبه بشکستم

سنایی

نظرات کاربران
کد امنیتی